<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	>

<channel>
	<title>چراغ - Cheraq</title>
	<atom:link href="http://blog.irqo.org/Index.php?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.irqo.org</link>
	<description>نشریه‌ی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی - IRQO magazine</description>
	<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:15:55 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<image>
<link>http://blog.irqo.org</link>
<url>http://blog.irqo.org/wp-content/mbp-favicon/cheraqlogo2.jpg</url>
<title>چراغ - Cheraq</title>
</image>
		<item>
		<title>سرمقاله</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1460</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1460#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:14:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1460</guid>
		<description><![CDATA[حمید پرنیان
 
اعدام ابراهیم حمیدی یکی از موقعیت‌هایی است که جامعه‌ی دگرباش را با چند مساله روبه‌رو می‌سازد؛ جامعه‌ی دگرباش جنسی ایرانی اینک به درجه‌ای از آگاهی اجتماعی رسیده است که می‌تواند مخالفت با اعدام و اتهام لواط و کارکرد برچسب‌زنی اجتماعی را با حساسیت شهروندی درآمیزد و مساله‌های «اجتماعی» را مساله‌های خویش سازد و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">حمید پرنیان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">اعدام ابراهیم حمیدی یکی از موقعیت‌هایی است که جامعه‌ی دگرباش را با چند مساله روبه‌رو می‌سازد؛ جامعه‌ی دگرباش جنسی ایرانی اینک به درجه‌ای از آگاهی اجتماعی رسیده است که می‌تواند مخالفت با اعدام و اتهام لواط و کارکرد برچسب‌زنی اجتماعی را با حساسیت شهروندی درآمیزد و مساله‌های «اجتماعی» را مساله‌های خویش سازد و از این نظر به پدیده‌ای اجتماعی بدل گردد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1464" title="jeld62" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/jeld62-211x300.jpg" alt="jeld62" width="211" height="300" /><br />
<span id="more-1460"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">ابراهیم را هم‌شهریان‌اش با «ننگ‌ترین» انگ به اعدام محکوم کردند و دستگاه قضایی کشور نیز – با تایید کورکورانه و ناصواب حکم -<span> </span>به بازتولید یکی از زشت‌ترین جنبه‌های ذهنیت جامعه‌ی ما دست زده است. حساسیت و توجه‌ جامعه‌ی دگرباشی به چنین عمل‌کردی، جامعه‌ی ایرانی را متوجه‌ی کارکردهای پنهانی و زیرزمینی برچسب‌زنی کرده است و نشان داده است که چگونه اعضای جامعه قربانی «سیاه‌نمایی» رفتارهای طبیعی جنسی می‌شوند. ابراهیم، در رابطه با اتهام‌اش، مرتکب هیچ کنش جنسی‌ای نشده است، بل قربانی پیش‌فرض‌های غیرعقلانی جامعه در رابطه با امور جنسی گشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">انتخاب نوع پوشش و آرایش و پیرایش موی سر – هم برای زنان و هم برای مردان – از سوی دستگاه پلیس، تنگ‌تر کردن دایره‌ی آزادی اجتماعی است، و همین نشان می‌دهد که (<span>اصلن مفهوم نیست) </span>خواسته‌های اجتماعی جامعه‌ی دگرباشی جنسی ایرانی تا چه حد رابطه‌ی نفس‌به‌نفس با خواسته‌های اجتماعی دارد و نشان می‌دهد که خواسته‌های جامعه‌ی دگرباشی جنسی ایرانی تا چه اندازه «واقعی» هستند و از «تزئینی‌بودن» و «ملوس‌بودن» و «ناضروربودن» و «نمایشی‌بودن» فاصله‌ی ماهیتی دارد. این داستان را کنار داستان اتهام و اعدام ابراهیم حمیدی قرار بدهیم تا بیش از پیش متوجه‌ی ضرورت محترم‌شمردنِ قانونی حقوق دگرباشان جنسی و فوریت جرم‌زدایی از همجنسگرایی بشویم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">وبلاگ «رنگین‌کمانی‌ها» پیش‌نهاد کرده است که اولین جمعه‌ی مردادماه هر سال را «روز ملی همجنسگرایان، دوجنسگرایان، و دگرجنسگونگان ایرانی» بدانیم و در این روز «</span><span><span lang="AR-SA">روزی برای شادی داشته باشیم و در این روز ‌شاد ‌تابستانی، پیامی غیر از اعتماد و نگاهی جز محبت نداشته باشیم</span></span><span><span>.</span></span><span lang="FA">» <span> </span>در واقع، بهانه‌ای که برای انتخاب این روز در نظر گرفته می‌شود چندان مهم نیست، مهم این است که بتوانیم علاوه بر روز «مبارزه با همجنسگراستیزی» روز دیگری برای مبارزه داشته باشیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">در میان مطالب این شماره‌ی «چراغ»، گفت‌وگویی از رسول معین وجود دارد که همه‌ی شما را به خواندن چندین‌باره‌ی آن دعوت می‌کنم. این گفت‌وگو در دل خویش روایت‌گر قهرمانی‌هاست؛ روایت‌گر خوشی‌هایی است که قهرمانان ما با دست و پنجه‌ی خویش آن را برای خویش مهیا کرده‌اند و سختی‌ها را دیده‌اند و گذرانده‌اند و در دل جامعه‌ای که همجنسگرایی را شدیدن مطرود و زشت می‌داند صدایی خوش‌آهنگ و تصویری دل‌نشین از خویشتنِ همجنسگرای خویش ساخته‌اند.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1460</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>هفده نفر در شیراز  در یک مهمانی دستگیر شده‌اند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1458</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1458#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:13:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1458</guid>
		<description><![CDATA[طبق گزارشی که روز یکشنبه رسید و در روزهای بعدی تکمیل شد، روز شنبه ۱۰ جولای ۲۰۱۰ ساعت ده شب، هفده نفر در یک مهمانی در محله پندک شیراز از طرف نیروهای لباس شخصی و انتظامی دستگیر شده‌اند. بازداشت‌شدگان چهار شب در بازداشتگاه نیروی انتظامی در بلوار مدرس شیراز نگهداری شده‌اند. اتهامی که برای دستگیرشدگان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">طبق گزارشی که روز یکشنبه رسید و در روزهای بعدی تکمیل شد، روز شنبه ۱۰ جولای ۲۰۱۰ ساعت ده شب، هفده نفر در یک مهمانی در محله پندک شیراز از طرف نیروهای لباس شخصی و انتظامی دستگیر شده‌اند. بازداشت‌شدگان چهار شب در بازداشتگاه نیروی انتظامی در بلوار مدرس شیراز نگهداری شده‌اند. <span id="more-1458"></span>اتهامی که برای دستگیرشدگان عنوان شده، &#8220;همجنسبازی و شیطان‌پرستی و مصرف مشروبات الکلی&#8221; است</span><span>.</span><span> <span lang="FA">صبح روز پنجشنبه ۱۵جولای دادگاه در محل دادگاه عمومی شهرداری برگزار شده است.  دستگیرشدگانی که در محل دادگاه حاضر بودند به‌شدت کثیف و گرسنه به نظر می‌رسیده‌اند. به همه دست‌بند زده بودند. گفته شده دادگاه در دو مرحله عمومی و دادگاه انقلاب انجام خواهد شد. <span>این خبر در روزهای بعد و با تشکیل دادگاه اصلاح شد. گفته شده است که جرم تفهمی شده به دستگیرشدگان مصرف مشروبات الکلی بوده است. قرار این بوده که دستگیرشدگان تا تشکیل دادگاه بعدی به قید وثیقه آزاد بشوند. </span></span></span><span lang="AR-SA"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1458</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تبرئه‌ی سه نفر از چهار محکومین به اعدام تبریزی و صدور حکم به اعدام یکی از آن‌ها</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1456</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1456#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:13:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1456</guid>
		<description><![CDATA[حکم چهار متهم جوان تبریزی که با شکایت واهی حجت . ف مطرح گردیده بود برای سومین‌بار صادر شد. در این پرونده که وکالت چهار متهم را در تاریخ ۱۲/۵/۱۳۸۷ به عهده گرفتم قضات شعبه دوازده دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی ( تبریز ) سه نفر از متهمین را که پیش‌تر توسط شعبه‌ی دوم دادگاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">حکم چهار متهم جوان تبریزی که با شکایت واهی حجت . ف مطرح گردیده بود برای سومین‌بار صادر شد. در این پرونده که وکالت چهار متهم را در تاریخ ۱۲/۵/۱۳۸۷ به عهده گرفتم قضات شعبه دوازده دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی ( تبریز ) سه نفر از متهمین را که پیش‌تر توسط <span id="more-1456"></span>شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی دو بار به اعدام محکوم شده بودند از اتهام لواط ایقابی تبرئه و متهم دیگر به نام ابراهیم . ح را به این اتهام به اعدام محکوم نمودند.</span><span lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">در گذشته اعلام کردم که در بسیاری از پرونده‌هایی که موکلینم به اعدام محکوم شده بودند ایرادات و اشکالاتی در پرونده‌های‌شان وجود داشته و دارد که اجرای حکم را با مشکل جدی مواجه می‌کند. این پرونده نیز نمونه‌ای از پرونده‌هایی است که متهمین آنها بدون آنها مرتکب عمل مجرمانه شده باشند به اعدام محکوم شدند. اما پس از جلسات مکرر دادرسی سه نفر تبر</span><span lang="FA">ئ</span><span lang="AR-SA">ه و یک نفر که یقین دارم بی‌گناه است به اعدام محکوم شد. در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷  چهار نفر از قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی به نام‌های بهلول علی‌زاده، عزیز امن‌الهی، نبی‌اله جعفرزاده و ایوب بهنام بدون توجه به دفاعیات متهمین پرونده حکم به اعدام حمید طاقی، ابراهیم حمیدی، مهدی پوران(۱۷ سال) و محمد رضایی را به اتهام لواط به </span><a href="http://scenews.blog.com/3481933/" target="_blank"><span lang="AR-SA">استناد علم قاضی</span></a><span lang="AR-SA"> !! صادر می‌نمایند.</span><span lang="FA"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1456</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اعتراض دگرباشان ایرانی در فستیوال لندن و آلمان</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1452</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1452#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:12:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1452</guid>
		<description><![CDATA[در این هفته روز شنبه سوم جولای در لندن فستیوال دگرباشان جنسی برگزار شده بود. این فستیوال که معمولن در چند پایتخت دنیا هر ساله برگزار می‌شود این‌بار در لندن فرصت اعتراض دگرباشان به نحوه‌ی برخورد با آنان شده بود. گروهی از دگرباشان ایرانی مقیم اروپا به هم‌راهی تعدادی دیگر در ترکیه و مالزی، در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span><span lang="AR-SA">در این هفته روز شنبه سوم جولای در لندن فستیوال دگرباشان جنسی برگزار شده بود. این فستیوال که معمولن در چند پایتخت دنیا هر ساله برگزار می‌شود این‌بار در لندن فرصت اعتراض دگرباشان به نحوه‌ی برخورد با آنان شده بود. گروهی از دگرباشان ایرانی مقیم اروپا به هم‌راهی تعدادی دیگر در ترکیه و مالزی، در این جشنواره با پلاکارد‌های اعتراضی و دست‌بند‌های سبز حاضر شدند.<span id="more-1452"></span><img class="aligncenter size-medium wp-image-1453" title="rooydaddegarbaash01" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/rooydaddegarbaash01-300x228.jpg" alt="rooydaddegarbaash01" width="300" height="228" /><br />
</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">هم‌چنین در روز برگزاری رژه‌ی افتخار دگرباشان جنسی در آلمان نیز جمعی از دگرباشان جنسی ایرانی حضور یافتند و با در دست گرفتن پلاکاردهایی که روی‌شان عکس‌های مربوط به اعدام بود به مجازات اعدام و جرم دانستن همجنسگرایی در ایران اعتراض کردند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1454" title="rooydaddegarbaash02" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/rooydaddegarbaash02-300x225.jpg" alt="rooydaddegarbaash02" width="300" height="225" /><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1452</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کشور آرژانتین نخستین کشور آمریکای لاتین است که ازدواج همجنسگرایی را قانونی ساخت</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1450</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1450#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:10:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1450</guid>
		<description><![CDATA[آرژانتین ۱۵ ژوئیه، اعلام کرد که همجنسگرایان این کشور اجازه دارند با یک‌دیگر ازدواج کنند. آرژانتین اولین کشور آمریکای لاتین است که ازدواج همجنسگرایان را قانونی کرده است. هلند، سوئد، پرتغال و کانادا از جمله معدود کشورهایی هستند که ازدواج همجنسگرایان را قانونی می‌دانند.
مجلس سنای آرژانتین پس از بحثی که نزدیک به شانزده ساعت طول [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">آرژانتین ۱۵ ژوئیه، اعلام کرد که همجنسگرایان این کشور اجازه دارند با یک‌دیگر ازدواج کنند</span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">آرژانتین اولین کشور آمریکای لاتین است که ازدواج همجنسگرایان را قانونی کرده است</span></span><span lang="FA">. ه</span><span lang="AR-SA">لند، سوئد، پرتغال و کانادا از جمله معدود کشورهایی هستند که ازدواج همجنسگرایان را قانونی می‌دانند<span id="more-1450"></span></span><span>.</span><span lang="AR-SA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">مجلس سنای آرژانتین پس از بحثی که نزدیک به شانزده ساعت طول کشید، این لایحه قانونی را با سی و سه رای موافق در برابر ۲۷ رای مخالف تصویب کرد</span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">فعالان طرف‌دار حقوق همجنسگرایان در آرژانتین از نتیجه رای‌گیری روز پنجشنبه با جشن و پای‌کوبی استقبال و آن را لحظه‌ای تاریخی برای جامعه‌ی آرژانتین توصیف کرده‌اند</span></span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">موضوع ازدواج همجنسگرایان، آرژانتین را به دو دسته چپ و راست، محافظه‌کار و لیبرال تفکیک کرده است</span></span><span>.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">کلیسای کاتولیک و گروه‌های پیرو کلیسای انجیلی در مخالفت با قانونی‌شدن ازدواج همجنسگرایان در آرژانتین، حرکتی دسته‌جمعی را آغاز کرده و گفته‌اند این قانون باعث از بین رفتن ساختار خانواده می‌شود</span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">در آستانه رای‌گیری در مجلس سنا، ده‌ها هزار تن از هواداران کلیسای کاتولیک و کلیسای انجیلی در اعتراض به این قانون مقابل ساختمان کنگره آرژانتین در بوئنوس آیرس، پایتخت این کشور، تجمع کردند</span></span><span>.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">اکنون کریستینا فرناندز کرشنر، رئیس‌جمهوری آرژانتین که از ازدواج رسمی همجنسگرایان حمایت می‌کند، پس از بازگشت از سفر این قانون را امضا خواهد کرد</span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">با تصویب این قانون، توصیف ازدواج در قوانین مدنی آرژانتین که تا کنون ازدواج را میان یک مرد و یک زن می‌دانست، به دو نفری که در کنار هم یک زندگی مشترک را می سازند، تبدیل خواهد شد</span></span><span>.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">این قانون جدید هم‌چنین به همجنسگرایان حق ارث و بیمه‌ی اجتماعی می‌دهد. همجنسگرایانی که در آرژانتین ازدواج می‌کنند هم‌چنین می‌توانند با پذیرفتن سرپرستی کودکان، دارای فرزند شوند. بسیاری از شهرها و کشورهای منطقه اتحاد مدنی زوج‌های همجنسگرا را به رسمیت می‌شناسند</span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">اروگوئه یکی از این کشورهاست</span></span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">دولت مکزیک اواخر سال ۲۰۰۹ ازدواج همجنسگرایان را قانونی کرد</span></span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">مجلس سنای شیلی نیز به‌زودی بررسی لایحه اتحاد مدنی همجنسگرایان در این کشور را آغاز خواهد کرد</span></span><span>.</span><span> <span lang="AR-SA">رئیس جمهوری جدید شیلی از این لایحه پشتیبانی می‌کند</span></span><span>.</span><span lang="FA"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1450</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>روز ملی اقلیت‌های جنسی در ایران</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1448</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1448#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:09:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<category><![CDATA[گزارش دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1448</guid>
		<description><![CDATA[روز ملی اقلیت‌های جنسی در ایران، روشن‌ترین و بزرگترین اتفاقی بود که در سی ساله‌ی گذشته در جامعه‌ی دگرباشان جنسی ایرانی افتاد. اتفاق دیگر، نامگذاری این جامعه بود، که باز هم مثل تعیین روز ملی، خود بخود و از روی نیاز و با حرکت‌های خودجوش و با تصمیم‌های فردی، شد. در سی ساله‌ی اخیر، همزمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">روز ملی اقلیت‌های جنسی در ایران، روشن‌ترین و بزرگترین اتفاقی بود که در سی ساله‌ی گذشته در جامعه‌ی دگرباشان جنسی ایرانی افتاد. اتفاق دیگر، نامگذاری این جامعه بود، که باز هم مثل تعیین روز ملی، خود بخود و از روی نیاز و با حرکت‌های خودجوش و با تصمیم‌های فردی، شد. در سی ساله‌ی اخیر، همزمان که برای همجنسگرایی در قانون، تعیین مجازات تعیین شد، و زیر سایه‌ی این قانون، خانواده‌ها و جامعه شروع به رفتار آشکار خشونت آمیز با همجنسگرایان کردند،<span id="more-1448"></span> جامعه‌ای شکل گرفت که پیش از آن اگر چه وجود داشت، اما نامی نداشت، حضور داشت، اما جامعه نبود. در جایی در طول همین سی سال، بی آنکه هیچ اتفاق رسمی‌ای افتاده باشد، این جامعه به عنوان جامعه‌ی اقلیت‌های جنسی، و جامعه‌ی دگرباشان جنسی آشکار شد. همجنسگرایان و دگرجنسگونگان و دوجنسگونگان و دوجنسگرایان، همه نام‌هایی هستند که در همین سی سال گذشته و در دل همین خشونت اجتماعی رسمیت پیدا کردند. حرکتی که ساویز شفایی در چهل سال پیش برای تبدیل کردن حضور پنهان همجنسگرایان به حضور آشکار شروع کرد، با دو دهه تاخیر و با حرکت جمعی و غیرمنسجم و پراکنده‌ی همجنسگرایان، چه در سطح رسانه‌های اینترنتی و چه در سطح شهرها به نتیجه رسید. امروز با این که اقلیت‌های جنسی ایرانی برای مردم همچنان چیزی شبیه قصه‌اند، اما این قصه بیش از آن واقعیت پیدا کرده که بخش تثبیت شده‌ای از جامعه‌ی ایران نیز نباشد. بعد از آن نامگذاری، و بعد از حضور رسانه‌ای همجنسگرایان و دگرجنسگونگان در فضای وبلاگ‌ها که شاید از جدی‌ترین و اخلاقی‌ترین، و مسوول‌ترین وبلاگ‌های ایرانی هستند، روز ملی نقطه‌ی اوج یک تاریخچه‌ی سی چهل ساله‌ی دگرباشی جنسی ایران معاصر است. شیوه‌ای که روز ملی، بنا به ضرورت وجود یک روز به نام اقلیت‌های جنسی، بر اساس آن تعیین شد و به ما رسید، شیوه‌ای رشد یافته بود. با نگاهی به عدم امکانات خبررسانی و ارتباط اجتماعی و با توجه به این که هیچ شیوه‌ی دیگری امکان حرکت آزاد و سیال و چندمرکزی این روز را تامین نمی کرد، می شود گفت بهترین روش برای این روز همین بود که به کار گرفته شد. توضیحی که در متن وبلاگ رنگین کمانی‌ها بر خلاف عادت‌های غیردموکراتیک معمول برای رهبری فردی جریان‌های ساده‌ی اجتماعی و یا معطوف کردن هر جریانی به یک زمینه‌ساز سیاسی و در قالب مواقع تراژیک یا نوستالژیک، توضیحی است که یک حرکت خودجوش و شاد و سالم و برای رسیدن به هدف‌های ساده و سالم و انسانی را تعریف می کند و سپس این هدایت این حرکت را به دست شعور جمعی جامعه‌ی اقلیت‌های جنسی می سپارد تا از خطرهای راهبری فردی و تصمیم‌گیری‌های فردی محفوظ باشد. کسانی که پس از اعلام این روز، این روز را با آغوش باز پذیرفتند و این روز را با نقطه نظرهای خود توضیح دادند، در وبلاگ‌های خود به تکرار نوشتند که این روز، یک دستاورد و یک مسوولیت و یک سرمایه‌ی جمعی است، به این معنی که هر نفر می تواند و باید این روز را وسعت بدهد و تکثیر کند. </span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">با اعلام این روز، در میان جامعه‌ی اقلیت‌های جنسی بحث و گفتگو ایجاد شد. بحث و گفتگوهای موافق و مخالف، با نقطه نظرهای درست و نادرست، و تقدس این روز دقیقن در امکانی ست که برای ابراز نظر و حضور ایجاد می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">اما در برخورد با این روز تعدادی از رسانه‌های دولتی ایران شاهکاری بی نظیر انجام دادند. این خبر با به این صورت پخش شده است: </span></p>
<p style="text-align: right;"><strong><span lang="AR-SA">تعیین روز برای همجنسگرایان ایرانی</span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">&#8220;جمعی از همجنس گرایان و دو جنسه های ایرانی نما به تازگی با صدور اطلاعیه ای که بر روی برخی شبکه های اینترنتی قرار گرفت، روز اول مرداد را روز ملی خود نامیدند.</p>
<p>البته هنوز اسم واحدی برای این گروه  مشخص نشده، برخی این روز را، روز همجنس گرایان می گویند، برخی روز تراجنسی را پیشنهاد کرده اند و عده ای دیگر نیز روز ملی اقلیت های جنسی ایران و روز دگرباشان را پیشنهاد داده اند.</p>
<p>گفتنی است چندی پیش نیز جمعی از زنان همجنس گرای ایرانی مقیم خارج از کشور که از خود به عنوان تشکل های مستقل زنان یاد می کنند، سمیناری سیاسی تحت عنوان ” نقش زنان در ساختار سیاسی، بررسی و تحلیل نقش زنان در جنبش اخیر ایران، شکنجه و تجاوز جنسی ” را در کشور آلمان برگزار کردند، که در این همایش فیلمی مستند  تحت عنوان ” بهشت من ” ساخته ریحانه یوزباشی نیز به نمایش درآمد</span><span lang="EN-CA">.</span><span lang="AR-SA">&#8220;</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">این خبر با همین متن،<span> </span>در </span><span lang="EN-CA"><a href="http://shia-online.ir/article.asp?id=13239&amp;cat=1"><strong><span lang="AR-SA">شیعه آنلاین</span></strong></a></span><span lang="AR-SA"><span> </span></span><span lang="EN-CA"><a href="http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=111251"><strong><span lang="AR-SA">تابناک</span></strong></a></span><span lang="AR-SA"><span> </span></span><span lang="EN-CA"><a href="http://fardanews.com/fa/pages/?cid=116749"><strong><span lang="AR-SA">فردا نیوز</span></strong></a></span><span lang="AR-SA"><span> </span></span><span lang="EN-CA"><a href="http://ghalamonline.com/?p=16735"><strong><span lang="AR-SA">قلم آنلاین</span></strong></a></span><span lang="AR-SA"><span> </span></span><span lang="EN-CA"><a href="http://alborznews.net/fa/pages/?cid=26195"><strong><span lang="AR-SA">البرز</span></strong></a></span><span lang="AR-SA"><span> </span>نیز منتشر شده، با این تفاوت که در تابناک در تیتر خبر به &#8220;ایرانی نما&#8221; بودن اقلیت‌های جنسی اشاره شده.<span> </span>این خبر در روی سایت تابناک </span><span lang="FA">۱۹۸۹۶</span><span lang="AR-SA"> بیننده داشته است. </span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">با توجه به برخورد معمول سایت‌های خبررسانی‌<span> </span>دولتی در ارتباط با گروه‌های اجتماعی و بخش‌هایی از جامعه که مورد قبول مدیران دولتی رسانه‌ها نیست، و به کار گرفتن زبان توهین آمیز، می شود به این برداشت رسید که بر خلاف آنچه به نظر می آید، جامعه‌‌ی همجنسگرایان برای این رسانه‌ها یک بخش &#8220;مطرود&#8221; جامعه به حساب نمی آید. با وجود آن که در همه‌ی این پنج رسانه عبارت ایرانی‌نما تکرار شده اما در همه نه تنها عبارت &#8220;همجنسگرا&#8221; به جای &#8220;همجنسباز&#8243; استفاده شده بلکه متن منتشر شده در وبلاگ رنگین کمانی و متن‌های منتشر شده در وبلاگ‌های دگرباشان با دقت خوانده شده و سپس با صداقت عنوان شده است که هنوز نامی مشخصی برای این روز تعیین نشده. در هیچکدام از این پنج رسانه هیچ جمله‌ای که با متن مربوط نباشد و یا شایعه و خبرسازی باشد به چشم نمی خورد. به جز در تابناک، و تاکید بر ایرانی نمایی در تیتر خبر، دیگر رسانه‌ها ساده و محترمانه تنها اصل موضوع را منتشر کرده اند. نکته‌ی قابل توجه دیگر این است که در کامنت‌هایی که برای مطلب تابناک گذاشته شده تقریبن تمام کامنت‌گذاران که حتی با همجنسگرایی موافق نیستند، به حمله‌ی لفظی تابناک در عبارت ایرانی نما به شدت اعتراض کرده اند و اقلیت‌های جنسی را متعلق به جامعه‌ی ایران دانسته اند.<br />
بیرون از رسانه‌های دولتی، وبسایت‌های خبری فعالان حقوق بشر نیز با توجه ویژه به روز ملی اقلیت‌های جنسی، این روز را همراه با ما جشن گرفته اند، با تایید حضور و با تایید حق حضور ما.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">گمان من این است که نه تنها تعیین روز ملی اقلیت‌های جنسی و یا دگرباشان جنسی نشانه ی رشد جامعه‌ برای نقش‌گیری و مسوولیت‌پذیری اجتماعی است، بلکه حتی نهادهای دولتی و اجتماعی نیز به چنان رشدی رسیده اند که نه تنها جامعه‌ی اقلیت‌های جنسی را انکار نمی کنند، بلکه آماده اند به این جامعه و دست‌آوردهایش احترام بگذارند و حقوق انسانی ما را به رسمیت بشناسند. ما امروز از جانب رسانه‌های دولتی با همان نامی نامیده می شویم که خودمان برای خود نامی محترم می دانیم، همجنسگرا، تراجنسی، اقلیت جنسی، دگرباش جنسی. این اندازه از دست آورد و این اندازه از قبول اجتماعی، شایسته‌ی تشکر از نهادهای اجتماعی است. نشانه‌‌ی رشد ما در جامعه‌ی دگرباشی جنسی، هم قدم با تعیین روز ملی، پیشقدم شدن برای گفتگو و همیاری با نهادهای اجتماعی برای بهبود شرایط روزمره ی جامعه‌ی دگرباشان جنسی است. سال ۱۳۸۸ و سال ۱۳۸۹ سالی دشوار ، پر درد، و پربارند، مثل تمام سال‌هایی که گذشتند و ما را به روزهای بهتر رساندند.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">با احترام به جامعه‌ی دگرباش جنسی و نهادهای دولتی جامعه‌ی مادر که زمینه‌ی رشد و سلامت اجتماعی را ایجاد می کنند</span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">ساقی قهرمان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="EN-CA"> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1448</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ماجرایی که نبود</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1446</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1446#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:08:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبیات دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1446</guid>
		<description><![CDATA[گل‌نیش
 زیبا بود به نظرش. ایده‌آل شاید. گرچه هیچگاه برای ایده‌آل تعریف قاطعانه‌ای پیدا نکرده بود. با خودش فکر کرد شاید تعریفش این است. پسر برهنه‌ای که روی تختش یک‌وری دراز کشیده است و به اطاعت از او روی زمین را نگاه می‌کند. دوست نداشت توی چشم‌هایش را نگاه کند و بعد بکشد. چون آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><strong><span lang="FA">گل‌نیش</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA"> </span><span lang="FA">زیبا بود به نظرش. ایده‌آل شاید. گرچه هیچگاه برای ایده‌آل تعریف قاطعانه‌ای پیدا نکرده بود. با خودش فکر کرد شاید تعریفش این است. پسر برهنه‌ای که روی تختش یک‌وری دراز کشیده است و به اطاعت از او روی زمین را نگاه می‌کند. دوست نداشت توی چشم‌هایش را نگاه کند و بعد بکشد. <span id="more-1446"></span>چون آن طوری خیلی زنده می‌شد نقاشی. خیلی رئال می‌شد. و خیلی ترسناک. چون خیلی رئال‌بودن ترسناک است. ریلیتی ترسناک است. رنگ کٍرِمش را فوق‌العاده در آورده بود و خودش هم می‌دانست. کمی زرد و مشکی و سفید قاطی‌اش کرد، برای سایه‌ی سینه. سینه‌هایی نه ورزشکاری و برجسته و نه اما کاملن صاف. سینه‌هایی ایده‌آل و نه رئال. یک قلپ از ودکا رفت بالا. اسمیرنوف قرمز/ عدد پنجاه</span><span lang="FA"> </span><span lang="FA">جلوی چشمش ظاهر شد. فردا پنجاه ساله می‌شد. و احتمالن صورت استخوانی‌اش، استخوانی‌تر. پسر تکانی خورد و نالید «خسته شدم، تنم خشک شد، می‌خوام یه سیگار بکشم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«سیگار نکش.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«چرا؟ خسته شدم»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«حیفی تو. سیگار نکش.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«چرا پس خودت می‌کشی؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«من حیف نیستم. یه سگ پیرم. مثل تو هم خوشگل و بی نقص نیستم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«چرا تو هم حیفی. من عاشق موهاتم» موهایی خاکستری-سفید تا گردنش. معمولن به هم ریخته. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«سیگار به مو آسیبی نمی‌رسونه»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«چرا می‌ریزونه.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«می دونم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر اخم کرد و فیگور صورت صافش به هم ریخت. «پس برا چی می‌گی؟ فکر می‌کنی من احمقم؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«فکر کردم تو نمی‌دونی» اما نیشخند نزد. قلم مویش را با پارچه‌ی کثیف رنگی تمیز کرد و گذاشت توی جای مخصوص قلم‌موها چسبیده به سه‌پایه‌اش. دستانِ کشیده و لاغر کمی رنگی‌اش را تمیز نکرد. از توی جیب پیراهن کهنه‌ی رنگی چهارخانه‌اش یک بسته سیگار وینستون لایتس درآورد و رفت طرف پسر که روی تخت هنوز درازبه‌دراز بود. فکر کرد حتا اگر بمیرد بازهم زیباست. به مومیایی‌کردنش فکر کرد. و به اهرام ثلاثه. رفت کنار تخت نشست. سیگار کشید. دودش را داد توی صورت پسر. پسر غر زد. «تو مریضی» «دیوونه‌ای» «سادیسم داری.» مرد خندید. بعد یک‌هو جدی شد. «من دوسِت دارم» و دود سیگارش را داد آن طرف. روی سینه‌ی پسر. پسر سیگار را محکم از لای لب‌های مرد کشید بیرون. دو پک زد. مرد نگاهش می‌کرد همان‌طور. «می‌دونی آدم واسه چی سادیسم می‌گیره؟» پسر با پوزخند جواب داد «از پررویی بیش از حد؟» مرد با جدیت گفت «نه. از خشم. خشم فروخورده. چیزی که من ندارم. پس به من نگو سادیسم دارم. هر چی از اون همکلاسی‌های بی‌سوادت می‌شنوی به من نسبت نده.» پسر خندید. «به همکلاسی‌های من توهین نکن. بعضیاشون خیلی خوشگلند.» مرد با لحن گرفته‌ای گفت «یعنی از تو هم خوشگل‌ترند؟» و بدون اینکه منتظر جوابی از پسر باشد چانه‌ی گرد پسر را به‌آرامی بوسید. پسر دستش را گذاشت روی دکمه‌ی مرد. با حالت اجازه گرفتن اعلام کرد «می‌خوام دگمه‌هاتو پاره کنم. از بار اولی که دیدمت می‌خواستم این کارو کنم &#8230; شدیدن.» مرد بلند شد. «الان زوده. هنوز نکشیدمت.» پسر غر زد. «من خسته شدم. حوصله‌م سر رفته.» بعد چشم‌هایش را نازک کرد. «چطوری دلت می‌اد منو این‌طوری ول کنی؟ دست‌نخورده، تنها روی این تخت کوفتی؟ هی رنگ بزنی اون بومو؟» مرد همان‌طور که ایستاده بود خم شد و دستش را کشید توی کشاله‌ی ران پسر. پسر چشمانش را نازک‌تر کرد. «بیاااااا دیگه. سادیست کثافت.» مرد رفت طرف بومش «چقدر بد دهنی تو پسر. اون‌موقع‌ها که واسم تو مهمونیا اغواگری می‌کردی، اصلن نفهمیدم این ویژگی‌ت‌و. خوب ماسک می‌زنیا. آفرین.» پسر زیر لبی گفت «آخه تو هم موذی و بدجنسی. لج آدمو در می‌اری.» مرد همان‌طور که رنگ می‌ساخت،خندید. «وااااااا&#8230; من چی کارت کردم؟ من دوسِت دارم. ولی دوست دارم اول بکشمت بعد&#8230;» پسر ادامه داد «بعد بکنیم، نه؟» مرد خندید. «آره.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">صدای زنگ آمد. موبایل مرد بود. از روی میز برداشت. نگاهی به صفحه انداخت و بعد خاموش کرد. پسر پرید «کی بود؟ چرا جواب ندادی؟» مرد نگاهی خون‌سرد توی چشم‌های پسر انداخت و با لحنی آرام و تحقیرکننده گفت «یعنی چی؟» پسر با لحن عصبی گفت «چی یعنی چی؟» مرد گفت «همین. منظورت چیه از این اداها؟ هنوز هیچ‌چی بین ما نیست. دلیلی واسه این بچه‌بازی‌های کلیشه‌ایَم نیست. از اول هم بهت بگم من از حسادت و چک کردن و چک شدن متنفرم.» پسر با لحنی شکست‌خورده گفت «آخه&#8230; تو گفتی منو دوست داری؟ این یعنی هیچی؟» مرد گفت «خب که چی؟ چون گفتم دوست دارم به تو مجوز دادم که منو چک و اذیت کنی؟ اگه دنبال این‌جور روابطی برو با همون همکلاسی‌های <em>خوشگلت</em> دوس شو. من پیر‌تر از این حرفام که بخوام عمرمو با این کارا تلف کنم.»<span> </span>پسر جواب نداد. به پایین نگاه کرد همان‌طور که مرد بهش یک ساعت پیش گفته بود. بعد از ده دقیقه گفت «چقدش مونده؟» مرد با صدای گرفته‌ای گفت «چقد غر می‌زنی&#8230; من خیلی حوصله‌ی غر ندارما &#8230; من پیرم &#8230; خسته‌ام&#8230;» پسر با لحنی مطیعانه گفت «باشه. آخه پشتم یه کم‌درد گرفته.» مرد گفت «نگران پشتت نباش. من کارم تموم شه ماساژت میدم خستگی از تنت در ره.» پسر با خوشحالی گفت «ااااا&#8230; پس ماساژم بلدی؟!!» مرد گفت «اوووه چه جورم» پسر با لحنی تمسخرآمیز در عین حال به‌گونه‌ای ستایش‌آمیز گفت «پس واقعن هنرمندی!» مرد با لحنی عصبی گفت «نه قدّ تو. تو آدمو دیوونه می‌کنی. هنر هم آدمو باید دیوونه کنه، به هم بریزه. تو این کارو با من می‌کنی.» </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«تو رو خدا یه لحظه بومتو برگردون&#8230; می‌خوام ببینم چه شکلی کشیدی منو.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«نه بذار تموم که شد ببین. این‌طوری بیشتر بهت خوش می‌گذره کوچولوی خوشگل من.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«من مال کسی نیستم. متعلق به کسی نیستم. من یه موجود آزادم. مثل خودت.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«عزیزم لطف کن حرفای روشنفکری نزن، به قیافه‌ی بچه‌گونه‌ی خوشگلت نمی‌اد.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر عصبانی از روی تخت بلند شد. «تو منو یه اسباب‌بازی احمق بی‌مغز می‌بینی. مگه نه؟ آقای باهوش هنرمندِ روشنفکر؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد با حالتی ملتمسانه «نه. به خدا نه. منظورمو بد فهمیدی عزیزم. تو به هر حال یه دانشجویی، چه‌طوری ممکنه احمق باشی عزیزم؟ احمق اونیه که فکر کنه تو احمقی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر صورتش از عصبانیت سرخ شده بود. «ماله نکش. تو به شعور انسانی من توهین می‌کنی مدام &#8230; منم به روت نمیارم می‌گم شاید خفه شی &#8230; ولی مثل این‌که خفه‌بشو نیستی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد با لحنی که آرامشش را بازیافته بود «عزیزم برا امروز بسه. خسته شدیم جفتمون. چرت و پرت می‌گیم. چرا نمی‌شینی واست یه گیلاس ودکا بریزم؟» بعد به پسر چشمک زد «اسمیرنوف که دوسسسس<span> </span>دارییییییی&#8230;» پسر رفت با خستگی نشست روی تخت. شلوار جین آبی رنگ و رو رفته‌اش را از لبه‌ی تخت برداشت و پوشید. بعد با لحنی آرام گفت «بعضی وقتا ازت بدم می‌اد. نه چون اذیتم می‌کنی- که اون کار دائمته، چون احساس می‌کنم &#8230; یه دغل کثافتی .. که فقط می‌خوای ازم استفاده کنی &#8230;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«عزیزم. می‌فهمم چی می‌گی. ولی باور کن همه‌ی روابط اساس‌شون استفاده‌ی دو طرف از هم دیگه‌س/ دنیا روی استفاده‌ی آدما از هم می‌چرخه. من نمی‌تونم بهت دروغ بگم. حالا این استفاده جلوه‌های مختلف داره، حتا بعضی وقتا می‌شه اسمشو گذاشت عشق.<span> </span>بعضی وقتا شهوت. ولی باور کن این استفاده دوطرفه هست. بزرگ‌تر که شی، تجربه‌ات که بیشتر شه می‌فهمی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«من دوست ندارم این‌طوری به دنیا نگاه کنم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«منم دوس ندارم ولی یاد گرفتم. همون‌طور که همه یاد می‌گیرن. آدما سن‌شون که می‌ره بالا همه استفاده‌گر و کثافت می‌شن. آدم به سن من برسه همین می‌شه یعنی. شما جوونا هم البته تا بتونین از همه‌چی و همه‌کس استفاده می‌کنین فقط این استفاده نا آگاهانه است و خودتون بیش‌تر مواقع نمی‌دونین.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر توی چشم‌های سبز و ریز مرد خیره شد. «یعنی تو می‌ذاری من ازت استفاده کنم؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد غرید. «تا دلت بخواد. ان‌قدر که خودت خسته شی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">روبه‌روی بوم ایستاده بودند و بوسه‌شان طولانی بود. شاید دقیقه‌ها. شاید ساعت‌ها. شاید قرن‌ها. بعد پسر رویش را کرد این‌ور و به بوم نگاه کرد. «منو عالی کشیدی. اما صورتم خوب معلوم نیست. بریم رو تخت؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد از جایش تکان نخورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«بریم دیگه» و دست مرد را کشید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد دستان ظریفش را از توی دست‌های قوی پسر در آورد. «من الان نمی‌تونم. باید اول بکشمت. یه نیم‌ساعت دیگه تحمل کنی تموم می‌شه&#8230; بعدش می‌تونیم &#8230;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر نالید «بابا کشیدی که&#8230; بسه به خدااا عین خودم شده، عالی کشیدی دیگه چیشو می‌خوای بکشی؟ من به خدا تا الانشم خیلی صبر کردم &#8230; چه‌طور می‌تونی انقد سرد باشی؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«سرد نیستم&#8230; ولی&#8230; تو رو خدا یه نیم‌ساعت دیگه تحمل کن. من دیوونتم. این یه قسمتش مونده تا تموم نکنم نمی‌تونم رو سکس‌مون تمرکز کنم، و این یه سکس عادی برا من نیست، می‌خوام لحظه‌به‌لحظه‌شو حس کنم، می‌خوام دیوونم کنه.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«تو اصن ناتوان جنسی هستی &#8230; می‌خوای مخ منو بزنی که واست مدل مفت شم، منو بکشی بذاری تو نمایشگاه کوفتی وین‌ات&#8230; مگه نه؟ اصل استفاده&#8230;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد خندید. «نه احمق بی‌فکر &#8230; من اگه به تو حس جنسی شدید نداشتم که نمی‌تونستم به این شدت و خوبی بکشمت، نگاه کن چی خلق کردم &#8230; فقط قسمت آخرش مونده که تموم شه. تورو جون من برو فقط دراز بکش، به من اون حسّتو بده که من بکشمت. می‌دونی که با کی می‌خوام برم وین این سری؟» و چشمک زد و پسر را آرام هل داد طرف تخت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر با نارضایتی گفت «پس فقط نیم‌ساعتا» و یک قلپ از ودکایش خورد. روی تخت دراز کشید. با چهره‌ای تهی به مرد خیره شد. پس از ده‌دقیقه گفت «جدی گفتی منم با خودت می‌بری وین؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«معلومه خب. آرزومه. اگه بتونی اون دانشگاه بی‌مصرفتو بپیچونی و بیای البته.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«آره می‌تونم. پول بلیطمو می‌دی؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«آره خب معلومه. من حاضرم روحمو به شیطون بفروشم، بعد همه پولاشو خرجِ تو کنم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«این‌طوری با من حرف نزن. احساس می‌کنم<span> </span>فاحشه‌ای چیزی هستم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«پول بلیطتو می‌دم. ماساژتم می‌دم هرشب. قبل خوابم واست آب‌پرتقال می‌گیرم. صبح‌ها هم واست خودم قهوه درست می‌کنم. هر روزم پرستشت می‌کنم. چون تو بت منی.اگه این‌طرز برخورد با فاحشه‌ها بود که بنده‌خداها وضعشون از اینی که هست بهتر بود.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«نمی‌خواد منو پرستش کنی. فقط انقدر اذیتم نکن. بهم خیانتم نکن. با جوونای دیگه هم لاس نزن. من یه‌کم حسودم خودم اعتراف می‌کنم، چی‌کار کنم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«این حرفا چیه. اولن خیانت یک مبحث پیچیده و انتزاعی هست که تا صبح می‌شه راجع بهش بحث کرد و این چیزی نیست که تو فکر می‌کنی. بعدش لاس‌زدن دیگه چیه. من تا وقتی تو کنارم هستی همه رو شکل‌په‌شکل می‌بینم. تو انقدر زیبایی<span> </span>که من مطمئنم اگه با چاقو هم تیکه‌تیکه ت کنم باز بهت خش نمی‌افته. منو یاد آپولو می‌ندازی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر با حالت بهت‌زدگی و ترس خندید. «با این حال بهتره این کارو نکنی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد کمی رنگ سیاه قاطی رنگ قرمزش کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">بیست‌دقیقه‌ای سکوت بود. مرد در سکوت رنگ می‌ساخت و قلم<span> </span>کلفتش را روی بوم می‌کشید. ولی بیشتر به پسر خیره می‌شد تا به بومش. پسر اجازه گرفت که سیگار بکشد. کم‌کم. زیرسیگاری مثلث شکل را پایین تخت گذاشت و تا مرد نگاهش را از او بر می‌گرفت و به بومش نگاه می‌کرد، سریع یک پک می‌زد و بعد دوباره سیگار را توی مثلث می‌انداخت. تا دفعه‌ی بعد که مرد به بومش نگاه کند. موبایل پسر زنگ خورد. یک آهنگ پاپ تند فضای اتاق نیمه‌تاریک را پر کرد. مرد ناخودآگاه اخمی کرد و لب‌های نازکش را جمع کرد. پسر جواب داد «به‌به &#8230; سلام چطوری؟ چه خبر؟ نه هنوز &#8230;» بعد غش‌غش خندید. سریع خداحافظی کرد و گفت کار دارد. بعد دوباره قهقهه‌ی زبر خنده‌اش. قطع که کرد گوشی را دوباره گذاشت در جیب شلوارش که دوباره از لبه‌ی تخت آویزانش کرده بود بعد به مرد گفت «ببخشید&#8230; دوستم بود&#8230;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد غرید «بله. متوجه شدم. کدوم دوستت؟ رفیق‌بازی مثکه حسابی؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر خندید. «ای&#8230; بگی‌نگی&#8230;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«مؤنث‌اند دوستات یا مذکّررررررررر؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«ممم&#8230;. همه‌جوره دارم. ولی خب بیش‌تر پسرن. چون من با مردها راحت‌ترم. زن‌ها رو درک نمی‌کنم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«احمقی چون. زن‌ها اتفاقن درکشون راحت‌تره. مردا عوضی‌اند. نمی‌شه فهمید واقعن چی می‌خوان. اینی که زنگ زد الان پسر بود یا دختر؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر بدون فکر جواب داد پسر.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد با لحنی شمرده‌شمرده گفت «برا همین انقدر براش عشوه می‌یومدی نه؟» بعد پوزخند زد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر با رنجیدگی گفت «من عشوه نیومدم. همکلاسیمه. دوست‌دختر هم داره اصلن. باور کن.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد با لحنی آرام گفت «می‌دونی برا چی انقدر احساس فاحشه‌بودن بهت دست می‌ده؟ چون ذاتن فاحشه هستی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر از ناراحتی و عصبانیت زبانش بند آمده بود. «منظورت چیه؟ تو چرا این‌طوری هستی؟ داری توهین می‌کنی بهم. یالا معذرت‌خواهی کن.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد پوزخند زد. «ببخشید فاحشه‌ی عزیزم. از دست من ناراحت نشو. من یه مرد پیر زشت احمقم. من هیچیو نمی‌فهمم. من نمی‌فهمم لاسیدن و عشوه‌گری یعنی چی. فقط تو می‌فهمی و بلدی.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر از حالت خوابیده در آمد و نشست روی تخت، با صدایی که می‌لرزید گفت «تو پیر و زشت نیستی. اما احمق و نفهم و خلی. خلی تو. خل»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«من خلم تو هم فاحشه. دیوونه و فاحشه. زوج خوبین. با من بمون. قول بده با من بمونی. فاحشه‌ی من. با خنده‌های زبرِ قشنگت. قول می‌دی؟»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر با عصبانیت ایستاد «پیر سگگگ یه بار دیگه به من بگی فاحشه و به من توهین کنی هر چی دیدی از چشم خودت دیدی &#8230; دیوونه‌ی مریض &#8230; سادیست عوضی.» و ایستاده منتظر جواب مرد ماند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد چیزی نگفت. فقط یک قلم دیگر روی بوم زد. بعد با لحنی مهربان و آرام گفت «عزیزم&#8230; تموم شد. بذار شروع کنیم. بذار بوست کنم.» رفت طرف پسر، دستانش را گذاشت روی شانه‌های پسر، و خیره شد به گردنش. «خدایاااا چه گردنی&#8230; تو منو می‌کشی آخر &#8230; فقط وقتی من مردم منو بسوزون &#8230; دوس ندارم خوراک کرما بشم &#8230; منم مردِ خوش‌تیپیم آخه.» و همان‌طور از گردن پسر شروع کرد بوسیدن و لیسیدن و پایین رفتن. پسر با رضایت و لرزش گفت «تو فقط خوش‌تیپ نیستی. تو فوق‌العاده‌ای. آه. بذار حالا یه لحظه تابلومو ببینم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">و با زدن این حرف، دستش را دراز کرد و سه‌پایه را چرخاند طوری که بتواند نقاشی روی بوم را ببیند. چند لحظه‌ای به خاطر شوک و بهت فراوانش در سکوتی سفید فرو رفته بود. لب‌ها و زبان مرد روی شکمش بود. مرد گفت «خوشگل من، بت من، نقاشیمو دوست نداشتی؟» پسر همانطور با حالت بهت زیر لب گفت «نه.» مرد با لحنی مهربان گفت «مهم نیست عزیزم. تو با اینکه فوق‌العاده‌ای اما منتقد هنری که نیستی. ولش کن نگاش نکن دیگه، اگه خوشت نیومد.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر زیر لب گفت «خفه شو.» و با لگد زد به تن مرد که تقریبن روی زانوانش نشسته بود و ناف پسر را به آرامی می‌بوسید. مرد با همان حالت مهربان و مالیخولیایی گفت «آخ. عزیزم از این قرارا نداشتیما. البته تو هر قراری بخوای من حاضرم باهات بذارم. ولی خیلی محکم منو نزن. من مثه همکلاسیات جوون نیستم. یهو می‌میرم. بعد تو چه‌جوری می‌خوای لشمو جمع کنی، آپولو؟» پسر سر مرد را گرفت و هل داد آن‌ور بعد بلند گفت «خفه شو» و رفت طرف در اتاق که از آن خارج شود. مرد از جایش بلند شد و نالید «چی شد؟ کجا می‌ری؟ به قد کافی دیوونم کردی، اذیت نکن تو رو خدا من جون ندارم.» پسر با لحنی ترسان و عصبی گفت «تو دیوونه هستی عوضی. نیازی نیست من بیام دیوونت کنم. خجالت بکش. با اون نقاشی کثافتت.» و نا خودآگاه به بوم نقاشی اشاره کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">بوم، فیگور تقریبن محوی از پسر نشان می‌داد که روی تختی چوبی و بدون تشک خوابیده بود، اما روی تنش پر از خون بود. خون انقدر زیاد بود که تمام نقاشی را تحت تأثیر قرار می‌داد و در گوشه‌های تخت چوبی و بوم نقاشی خون جاری بود. خونی سرخ که به مشکی می‌زد. البته زخمی روی تن پسر نبود. حتا یک خراش هم نبود. اما بدن تمیز و متناسبش در خون غرق بود. آسمان پشت سر پسر هم به سرخ و مشکی و سرمه‌ای می‌زد. تنها چیزی که در مورد نقاشی واقعی و از روی حقیقت بود فیگور پسر و رنگ پوستش بود. پسر با عجله از در اتاق رفت بیرون. مرد با ناراحتی و سرعت رفت دنبالش. «عزیزم این کارو نکن &#8230; چرا این قضیه رو داری به جفتمون زهر می‌کنی؟ اون فقط یه نقاشیه. زاده‌ی ذهن مریض منه. به خدا هیچ معنی‌ای نداره.» بعد بریده‌بریده خندید. «به خدا من قاتل نیستم. حتا عرضه ندارم یه مورچه لگد کنم. تو اما بیا هر چقدر می‌خوای منو بزن.» پسر غرید «بدم نمیاد بگیرمت به باد مشت و لگد. اما چندشم می‌شه بهت دس بزنم. موش کثافت.» و با نفرت رویش را کرد آن‌ور. مرد آمد نزدیک و دستش را کشید روی صورت پسر. «این‌کارو با من نکن. من واقعن دوسِت دارم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر با خشونت دست مرد را گرفت و پیچاند. «من می‌شاشم تو دوس داشتنت. عوضی خل مریض آشغال. برو گمشو همون وین. البته اگه پلیس اونجا به عنوان مجرم بالفطره دستگیرت نکنه. یا تو دیوونه‌خونه‌های اونجا بستریت نکنن. تو گه زیادی خوردی منو تو خون کشیدی. خود پیر سگت تو خونی و هفت جد و آبادت، بی‌شرف. من هنوز حالم بده.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد نالید «دستم درد گرفت. من نمی‌دونستم انقدر ناراحت می‌شی. یعنی اصن فکری نکردم. فقط هرچی که تو ذهنم بودو کشیدم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">«ذهنت کثافته پس/»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">دم در چوبی خانه بودند. مرد تا آمد دهانش را باز کند، پسر در را باز کرد و رفت بیرون و در را محکم پشت سرش بست. منتظر آسانسور نشد. سریع داشت از پله‌ها می‌رفت پایین. مثل کره‌اسبی ترسان. مرد آمد توی راه‌پله، نالید «حالا نرو تو رو خدا، منو ول نکن. بیا. بیا منو کتک بزن که خالی بشی. من حقمه. بیا &#8230; عشق من&#8230; تازه&#8230; شلّاق هم دارم&#8230;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">پسر از توی پله‌ها داد زد «بروگمشو کثافت. من ازت می‌ترسم.» و بر سرعت قدم‌هایش افزود. مرد کمی دیگر پسر را دنبال کرد و بعد زیر لب گفت «اقلن لباستو می‌پوشیدی که سرما نخوری.» و منتظر جواب پسر بود، اما پسر انگار قرن‌ها بود که رفته بود. انگار هرگز وجود نداشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">مرد با ناامیدی برگشت برود تو خانه‌اش که یک دختر بچه‌ی کوچک درِ خانه‌ی روبه‌روییش را باز کرد و آمد طرفش و با لحن معصومانه و کودکانه‌اش گفت «ببخشید&#8230; آقای&#8230; اسمتون یادم رفت&#8230; می‌شه شلاقتونو به من قرض بدین، اگه الان ازش استفاده‌ای ندارین؟»</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1446</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نقدی بر «ماجرایی که نبود»</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1444</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1444#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:07:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبیات دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1444</guid>
		<description><![CDATA[نوشته‌ی یک مشت تمشکِ اهلی
 
سلام به همه‌ی عزیزانِ مخاطب
من راستش هیچ‌وقت منتقد نبودم.اصولِ نقد رو هم بلد نیستم. پس با اجازه تعبیری شخصی از داستانی رو که ستایش می‌کنم تقدیم کنم و نه نقد .
از دیدِ من این داستان ریشه در روانکاویِ مدرن دارد. شاید روانکاویِ &#8220;لکانی&#8221;. همچنین از نوعی دکوپاژِ سینمایی سود می‌برد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">نوشته‌ی یک مشت تمشکِ اهلی</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">سلام به همه‌ی عزیزانِ مخاطب</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">من راستش هیچ‌وقت منتقد نبودم.اصولِ نقد رو هم بلد نیستم. پس با اجازه تعبیری شخصی از داستانی رو که ستایش می‌کنم تقدیم کنم و نه نقد .<span id="more-1444"></span><br id="__mce" /></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">از دیدِ من این داستان ریشه در روانکاویِ مدرن دارد. شاید روانکاویِ &#8220;لکانی&#8221;. همچنین از نوعی دکوپاژِ سینمایی سود می‌برد و گویا ریشه در نوعی ساختارِ زبانشناسیک نیز دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">اجازه بدهید همین ابتدایِ کار چند تیتر روانکاوانه انتخاب کنم و مشخص کنم که آن نوعِ دکوپاژِ سینمایی چه بوده و کدام ساختار یا شکلِ زبانشناسیک مدِّ نظرم هست و در راستایِ این تیترها، تعبیرم را آغاز کنم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK10"></a><a name="OLE_LINK9"><span><span lang="FA">الف- تیترهای روانکاوانه:</span></span></a></p>
<p class="MsoNormal"><em><span lang="FA">۱. انسانِ عصبیِ امروزی و نگرانیِ ثابتش نسبت به دیگری</span></em><em><span style="text-decoration: underline;"><span></span></span></em></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK4"></a><a name="OLE_LINK3"><span><em><span lang="FA">۲/ هیستیریک‌های امروزی</span></em></span></a><em><span lang="FA"></span></em></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK6"></a><a name="OLE_LINK5"><span><em><span lang="FA">۳/ ماشین اوتیستی</span></em></span></a></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK8"></a><a name="OLE_LINK7"><span><em><span lang="FA">۴. لحظه شعله‌ور شدن جنون</span></em></span></a></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK12"></a><a name="OLE_LINK11"><span><span lang="FA">ب- دکوپاژِ سینمایی:</span></span></a></p>
<p class="MsoNormal"><em><span lang="FA">افشایِ تدریجی</span></em></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK14"></a><a name="OLE_LINK13"><span><span lang="FA">پ- ساختارِ زبانشناسیک:</span></span></a></p>
<p class="MsoNormal"><em><span lang="FA">ادبیاتِ کارناوالی</span></em></p>
<p class="MsoNormal"><em><span lang="FA">معما</span></em></p>
<p class="MsoNormal"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">الف- تیترهای روانکاوانه:</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ابتدا از دیدگاهِ روانکاوانه موردِ نظرم آغاز می‌کنم که احساس می‌کنم این جنبه از داستان به طرزِ غریب اما آشنایی بر داستان سیطره‌ی اساسی دارد:</span></p>
<p class="MsoNormal"><a name="OLE_LINK2"></a><a name="OLE_LINK1"><span><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">۱. انسانِ عصبیِ امروزی و نگرانیِ ثابتش نسبت به دیگری:</span></span></span></a></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ابتدا بگویم که چیزی که دلیلی است برایِ نگرانیِ انسانِ امروزی، این پرسشِ همیشگی و ابدی است که جایگاهِ من نسبت به اشتیاقِ دیگری کجاست؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">روانکاویِ لکانی اعتقاد دارد زمانی که &#8220;سوژه&#8221; احساس کند که بیش از حد یا کمتر از حد در شعله‌ور کردنِ آن چیزی که ژویی‌سانس نامندش، کسی هم نمی‌داند چیست، نقش دارد کار را به تعلیق درمی‌آورد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">به پاراگرافِ اولِ داستانِ &#8220;ماجرایی که نبود&#8221; توجه کنید. زمانی است که نقاشِ پیر،عددِ ۵۰ را مقابلِ چشمانش می‌بیند. شاید همان ژویی‌سانسِ افسانه‌ای را. همان هنگام است که پسر رو به تعلیق می‌آورد و می‌گوید (البته می‌نالد): &#8220;</span><em><span lang="AR-SA">خسته شدم، تنم خشک شد، می‌خوام یه سیگار بکشم</span></em><span lang="AR-SA">.&#8221; و بعد از دیالوگ‌هایِ متوالی پسر نگرانی خود را رسما ابراز می‌کند: <em>&#8220;پس برا چی می‌گی؟ فکر می‌کنی من احمقم؟</em>&#8221; این سوال از دیدِ من جایگزینی برایِ این سوال است: &#8220;من کجایِ اشتیاقِ تو قرار گرفته‌ام؟&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">این نگرانی البته از سویِ پیرمرد هم به‌شدت دنبال می‌شود. دلیلی نمی‌بینم برای ِخوانندگان باهوش تمامی ِدیالوگ‌ها را بیاورم و طولِ نوشته‌ام را از عرضش بیشتر کنم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">۲/ هیستیریک‌های امروزی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">دو شخصیتِ داستان را دو هیستیریک می‌بینم و برایِ چراییِ آن نیز دلایلی عرض خواهم کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">واقعاً هیستیریک چه‌گونه فردی است؟ او شخصی است که موضعِ نداشتن را با تمام ِقوا فریاد می‌زند، نداشتنِ هویت برایش شکایتی ابدی است پس به‌سادگی خودش را با دیگران همانند می‌کند، دارایِ عدمِ اطمینان است. او همیشه در حالِ گفتار است، گفتاری دو طرفه. در این گفتار جایگاهِ سوژه و دیگری مدام عوض می‌شود.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">هویتی که پیرمرد برایِ خویش ساخته در همان ابتدایِ داستان نمایان می‌شود: &#8220;</span><span lang="FA"> </span><em><span lang="AR-SA">فردا پنجاه ساله می‌شد. و احتمالن صورت استخوانی‌اش، استخوانی‌تر &#8230; من حیف نیستم. یه سگ پیرم &#8230; مرد با جدیت گفت &#8220;نه. از خشم. خشم فروخورده. چیزی که من ندارم. پس به من نگو سادیسم دارم&#8230;&#8221;</span></em><span lang="AR-SA">و باز هم ادامه این جستجو در داستان را به عهده‌ی خواننده‌ی واردمان می‌گذارم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">آن‌سوتر ،پسر نداشتنش را فریاد می‌زند: <em>&#8220;پسر دستش را گذاشت روی دکمه ی مرد. با حالت اجازه گرفتن اعلام کرد &#8221; می خوام دگمه‌هاتو پاره کنم. از بار اولی که دیدمت می‌خواستم این کارو کنم &#8230; شدیدن &#8230;</em> <em>چه‌طوری دلت می‌اد منو این‌طوری ول کنی؟ دست‌نخورده، تنها روی این تخت کوفتی؟ هی رنگ بزنی اون بومو.&#8221;</em></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">عدمِ اطمینان از جایگاه در دو طرف موج می‌زند &#8230; سوالاتی از قبیلِ: کی بود زنگ زد؟ یا در مقابلِ خواسته دیدنِ بوم پیرمرد به خاطرِ نداشتن ِ اطمینان به درکِ هنریِ پسر می‌گوید: <em>&#8221; نه بذار تموم که شد ببین. این‌طوری بیش‌تر بهت خوش می‌گذره کوچولوی خوشگل من&#8221;</em>و بقیه‌ی دیالوگ‌ها ‌و رفتارها.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">البته نیازی نیست که بگویم در لحظه‌های گوناگون، جایگاهِ سوژه در برابرِ دیگری عوض می‌شود و گاهی پسر و گاهی پیرمرد مسلط بر اوضاع هستند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">۳/ ماشین اوتیستی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">این واژه معمولاً به مکانیسمی اطلاق می‌شود که همانندِ یک ماشین فشار آورنده، شخصِ عصبی را در خود محبوس می‌کند و جداره‌های خود را به آن شخص نزدیک کرده و رویِ پهلوهای ِاو فشار می‌آورد. شخصی که فشار به او وارد می‌شود نمی‌تواند هیچ حرکتی کند اما مهم این است که کنترلِ کاملِ دستگاه در اختیارِ بیمارِ عصبی است.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">این مکانیسم در کجایِ این داستان وجود دارد؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">فشاری که پیرمرد به پسر وارد می‌کند و او نیز مطیعانه از آن پیروی می‌کند اما گاهی کنترلش را به دست گرفته و آن فشار را قطع می‌کند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">۴. لحظه شعله‌ور شدن جنون:</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">مهم‌ترین لحظه‌ی داستان این‌جاست.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">می‌گویند بشر هیچ‌وقت به‌سادگی حاضر به تغییر جایگاه خود نیست.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">زمانی می‌رسد که پسر از نداشتنِ جایگاهِ اغواگرانه خود نزدِ پیرمرد و حرکت از آن جایگاه به جایگاهی غیرِ واقعی و ذهنی و کاملاً آبستره آگاه می‌شود. جنون شعله‌ور می‌شود. فریادهایِ ناشی از فقدان بلند می‌شود و نهایتاً پیرمرد متوجه می‌شود که دیگر آن پیرمردی با موهایِ جوگندمی و جذاب و هنرمند نیست. التماس می‌کند در لحظاتی جنون‌آمیز/</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">ب- دکوپاژِ سینمایی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">از ابتدایِ داستان ما با تابلویی در حکمِ پراپ روبه‌رو هستیم. چیزی شبیه به گافین‌های هیچکاکی که در نهایت در برابرِ رابطه‌ی بیمارگونه‌ی پسر و پیرمرد از اهمیتی درجه دوم برخوردار است.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">اما</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">تا انتهایِ داستان به صورتی رازگونه با آن روبه‌رو هستیم تا شیطنتِ نویسنده را درک کنیم. نویسنده از دیدِ من از ابتدا ما را با بوم سرگرم می‌کند تا در انتها به شعله‌ورشدنِ جنون برسد آن هم به شکلی ناب.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">و</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">در طولِ داستان به شکلی سینمایی بخش‌بخش‌هایی از تابلو را درک می‌کنیم تا به انتهایِ داستان که تمامیِ تابلو کشف می‌شود.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">پ- ساختارِ زبانشناسیک:</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">در این داستان، نویسنده از ادبیاتی روزمره و به اصطلاح کارناوالی استفاده کرده که برایِ همه‌ی ما آشناست و این زبان چه خصوصیتی دارد؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">این زبان دشمنِ درجه‌ی یکِ توتالیتاریسم هست، این زبانِ لخت و بی‌پرده از طرفِ پسر استفاده می‌شود و سعی دارد استبدادِ پیرمرد را در هم بشکند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">شکلی زیبا نیز در انتهایِ داستان موردِ استفاده قرار گرفت: معما</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">معما چه بود؟ حضورِ دختر و نیازش به شلاقی که تا انتها نمی‌دانستیم در جهانِ مخصوصِ آن داستان وجود دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">به‌راستی دختر که بود؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">سنگ</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">از وبلاگِ «فقط یه خورده بیشتر»</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">۵. ۴. ۲۰۱۰ </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1444</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دو نیم‌نگاه به یک اثر هنری</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1433</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1433#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:00:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[نگاره‌ی دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1433</guid>
		<description><![CDATA[






نوشته‌ی بالابان

 







در نگاه اول، کادر طولی و عناصر بصری متقارن و به‌ویژه زوج، جلب نظر می‌کنند. دو دستِ ناقص‌الخلقه، دو گلِ چهار پر، فرمِ کرم و زاویه‌ی نیم‌تنه‌ی اثر بر پایه‌ی مرطوب کار شده‌اند. به‌غیر از پرتره و گردن‌بند، رنگ‌های سرد و پخته، غالبیت دارند
و این انسانِ زشت مُرده و بدن‌اش کرم هم گذاشته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important; text-align: right;"><span lang="FA">نوشته‌ی بالابان</span></p>
<p></strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong></p>
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important; text-align: right;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;">در نگاه اول، کادر طولی و عناصر بصری متقارن و به‌ویژه زوج، جلب نظر می‌کنند. دو دستِ ناقص‌الخلقه، دو گلِ چهار پر، فرمِ کرم و زاویه‌ی نیم‌تنه‌ی اثر بر پایه‌ی مرطوب کار شده‌اند. به‌غیر از پرتره و گردن‌بند، رنگ‌های سرد و پخته، غالبیت دارند</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA"><span id="more-1433"></span><span style="font-weight: normal;">و این انسانِ زشت مُرده و بدن‌اش کرم هم گذاشته است. با گل‌هایی که از چهار لوتوس تشکیل شده است و زنانگی غالبی دارد و تنها طلق زیبایی کل اثر می‌باشد، به جای چشم‌های نابینا، اطراف را می‌بیند و رابطه‌ی رنگی و صریحی بین ناتوانیِ دست‌ها و افکار سنتی (کلاه گنبدی‌شکل) وگرفتاری فکری (هاله‌ی سیاهِ دورِ پرتره) وجود دارد. آلتِ جنسی زنانه مثل کرم تجزیه‌شدنِ جسد را صریح</span></span><span style="font-weight: normal;"><strong></strong></span></p>
<p style="text-align: right;"><strong></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong></strong></p>
<p><strong></strong></p>
<p><strong></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;">تر کرده است و با تغییرات فاحشی که واردِ اثر کرده است، سر به عصیان برمی‌دارد. در این بین، تنها گردن‌بند که وسیله‌ی زیبایی و تزئینِ عاریتی و خارجی است، هیچ رابطه‌ای با سوژه ندارد و بدیهی است که این گردن‌بند، در زیباتر جلوه‌دادنِ نقش، هیچ نقشی نمی‌تواند داشته باشد. این گردن‌بند، پرکار‌ترین و حساس‌ترین قسمت نقاشی است و از ختائی‌های غربی تبعیت می‌کند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;"><br />
</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;"><br />
</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1434" title="tarh2naghd" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/tarh2naghd-204x300.jpg" alt="tarh2naghd" width="204" height="300" /></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;"><br />
</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="display: inline !important;"><span lang="FA"><span style="font-weight: normal;"><br />
</span></span></p>
<p></strong></p>
<p style="text-align: right;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA">نقد ۲</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span style="font-weight: normal;"><br />
</span></p>
<p style="text-align: right;"><strong><span lang="AR-SA">رخ داد تَرَک</span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong><span lang="AR-SA"><strong></strong></span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong><strong></strong></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong><strong></strong></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong><strong></strong></strong></p>
<p><strong><strong></strong></strong></p>
<p><strong><strong></p>
<p class="MsoNormal" align="right"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">نوشته‌ی الهام ملک‌پور</span></span></p>
<p></strong></strong></p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">از همه‌ی جاهای زبان می توانم استفاده کنم. استفاده از زبان لزومن ترک آن نیست. تَرَک، برداشتنی نیست . نَرَک، خوردنی ست . یه ترک آن چه این نقاشی- متن سعی دارد به من بقبولاند سعی می کند</span></span><span><span style="font-weight: normal;"> . </span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">و این تقلا ایجاد اضطراب و داینامیک می کند . سعی می کند بقبولاند زیرا که سعی دارد به مخفی کردن . پنهان‌کاری از فاصله، اولین چیزی‌ست که من می توانم (و باید) به آن اشاره کنم .  برای شما هم پیش آمده است</span></span><span><span style="font-weight: normal;"> .</span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">مدام از چیزهایی حرف بزنید تا چیزهایی را نگویید(پنهان کنید) این شیوه‌ی صلبی پرداختن به چیزی ست .  تلاش می کنیم به آن نپردازیم و در عین حال تلاش می کنیم در جایی نگه‌ش داریم .  اشاره به ناممکن، اشاره به ممکن است</span></span><span><span style="font-weight: normal;"> . </span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">ولی اشاره به ممکن لزومن به ناممکن نمی پردازد</span></span><span><span style="font-weight: normal;"> </span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">به قول آدورنو، کنترل، برای حفاظت از سوژه‌ی برساخته است. این نقاشی- متن با کانتکس برآمده از آن زد و خورد می کند. می خواهد به ما بقبولاند که تمام زخم‌ها از بیرون است ولی من به قرینه‌ها نگاه نمی کنم. نقاشی-متن از من می خواهد توجه ویژه‌ای داشته باشم به قرینه‌ها . ولی من به صدایی دیگر گوش می دهم . آن صدا که انگار از فاصله‌ای دور به لحاظ بعد زمانی من را به چالش می کشد. این صدا کمی هم ضعیف است</span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;"> </span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">.</span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;"> </span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">شاید اعتماد نفس لازم برای ورود به آن جا را ندارد . نمود آن توجه بیش از حد به امر تعادل است . تناقض در بارآوری سوژه های تصویری در موازات کانتکس زیستی متن- نقاشی به جرئت قابل لمس است</span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;"> </span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">کنترل، برای حفاظت از مشروعیت امر ماسبق . امر ماسبق، زیست متعارف است (به طور اخص زیست غیر هم‌جنس‌خواهانه) به قول آدورنو، سوژه، این - همانی </span></span><span><span style="font-weight: normal;">Identity </span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">ابژه را کامل می کند . . پس بد هم نیست دوباره نگاهی بیاندازیم</span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">اصیل دانستن امر ماسبق و ارزش دادن به امر اصیل و الحاق مشروعیت و حقانیت به امر اسبق پیش شرط تقابل سوژه و ابژه در این متن- نقاشی است . پس وقتی خود اثر چونین پیش‌شرطی را برای دخول لحاظ می کند و امر ماسبق را ستایش‌گرانه رها می کند تا قواعد بازی را تعیین کند و در عین حال از ترشحات آن تغذیه می کند پس‌خوراند چونین منطقی در متن، با توجه به گفت و گوی رانده شده به لایه‌ای دیگر، چه می تواند باشد؟</span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">خشونت این متن- نقاشی از بیرون نمی تواند باشد . تمامی مواجه‌ی این متن در ستیز با ابژه‌ی پس رانده شده‌ی اثر است. این متن- نقاشی نه متنی انتقادی در مقابل سویه‌ی فکری دیگری غیر هم‌جنس‌خواه، نمی تواند باشد و نه می تواند روی‌کردی ایجابی برای طرح‌نمایی از خود ارائه دهد . . تنها و تنها میخ‌ها را بر پیکر خود می کوبد</span></span><span style="font-weight: normal;"> </span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">کوندالینی و رویه‌ی تک نگارانه‌ی زیست متعادل، هر کنشی را نسبت به روش‌های ماسبق اخته می کند و به کناری می گذارد</span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">قربانی پس ماند (همان که می ماند در لایه‌ای دیگر)، برای ساخت تساوی ابژه- سوژه . پس فهم دیگری از موجودیت ابژه‌ی منتشر منوط به اعتماد من ِ خالق است به پخش دال مورد نظر در کانتکس تعریفی . به بیانی دیگر، این- همانی، زمانی در ذهن دیگری دیگر بیرونی نیست که حفاظت از سوژه موضوعیت خود را از دست داده باشد و دیالکتیک ابژه و سوژه به ساحتی هم‌گن در روش در آمده باشد</span></span><span><span style="font-weight: normal;"> . .</span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span style="font-weight: normal;">بهتر است بگوییم زندگی کن پیش از آن که به دنبال دلیل بگردی . هیچ انسانی برای نفس کشیدن قبل از نفس کشیدن، به دنبال دلیل و اثبات نمی گردد</span></span></p>
<p></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1433</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به سریال «آشپزباشی»</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1426</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1426#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:58:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<category><![CDATA[گزارش دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1426</guid>
		<description><![CDATA[نوشته‌ی علی‌رضا

مجموعه‌ی آشپزباشی تازه‌ترین ساخته محمدرضا هنرمند است که حال و هوایی طنز دارد و بازیگرانی چون پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا در آن به ایفای نقش می‌پردازند.
آشپزباشی را جواد نوروز بیگی برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما در ٢٠ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تهیه کرده است. محمدرضا هنرمند این مجموعه را براساس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">نوشته‌ی </span><span lang="FA">علی‌رضا</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">مجموعه‌ی آشپزباشی تازه‌ترین ساخته محمدرضا هنرمند است که حال و هوایی طنز دارد و بازیگرانی چون پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا در آن به ایفای نقش می‌پردازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">آشپزباشی را جواد نوروز بیگی برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما در ٢٠ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تهیه کرده است. محمدرضا هنرمند این مجموعه را براساس فیلم‌نامه‌ای از اصغر عبداللهی، امیر عباس ترابی و امیر حسین جهددوست کارگردانی می‌کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span id="more-1426"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">آشپزباشی ماجرای یک خانواده است که با هم رستوانی را اداره می‌کنند. و این رستوران هر بار دست‌خوش اتفاقاتی می‌شود که ماجراهای قسمت‌های مختلف مجموعه را شکل می‌دهد هنرمند پیش از این سری طنز کاکتوس و زیرتیغ را برای شبکه یک سیما کارگردانی کرده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1427" title="ashpazbashi-alireza1" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/ashpazbashi-alireza1-200x300.jpg" alt="ashpazbashi-alireza1" width="200" height="300" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">محمدرضا هنرمند، یکی از کارگردان‌های معروف تلویزیون است. هنرمند، متفاوت از دیگران نگاه می‌کند و برای همین هم هست که کارهایش متفاوت از ساخته‌های معمول تلویزیون است. او به سلیقه و ذوق بیننده تلویزیونی احترام می‌گذارد و تلویزیون را به عنوان رسانه‌ای تاثیرگذار به‌خوبی می‌شناسد .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">علی طباطبایی پسر تهیه‌کننده خوب کشورمان سید کمال طباطبایی است</span><span lang="FA">. </span><span lang="AR-SA">فعالیت هنری وی با فیلم سینمایی سالاد فصل، محصول سال </span><span lang="FA">۱۳۸۳</span><span lang="AR-SA"> به تهیه‌کنندگی سید کمال طباطبایی و نویسندگی و کارگردانی فریدون جیرانی و با بازیگری محمدرضا شریفی‌نیا، مهناز افشار، لیلا حاتمی و زنده‌یاد خسرو شکیبایی آغاز شد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">سپس با بازی در فیلم سینمایی آماده‌باش در نقش نیما با مهدی سلوکی هم‌بازی شد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"> <img class="aligncenter size-medium wp-image-1428" title="ashpazbashi-alireza2" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/ashpazbashi-alireza2-211x300.jpg" alt="ashpazbashi-alireza2" width="211" height="300" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">وی هم‌چنین با بازی در فیلم ساعت </span><span lang="FA">۲۵</span><span lang="AR-SA"> نشان داد که از قابلیت‌های خوبی در عرصه‌ی بازی‌گری برخوردار است. <span> </span>ساعت </span><span lang="FA">۲۵</span><span lang="AR-SA"> به کارگردانی مسعود آب‌پرور و تهیه‌کنندگی سید کمال طباطبایی در زمینه‌ی دفاع مقدس برای تلویزیون ساخته شد اما در سینما به اکران درآمد. این فیلم محصول سیما فیلم است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><span> </span>فیلم بعدی علی طباطبایی، سریال ترانه‌ی مادری بود که در آن با بازی‌گران پیش‌کسوتی هم‌چون هما روستا، دانیال حکیمی و فاطمه گودرزی و بازی‌گران جوانی هم‌چون سیاوش خیرابی و محسن افشانی هم‌بازی بود .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1429" title="ashpazbashi-alireza3" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/ashpazbashi-alireza3-199x300.jpg" alt="ashpazbashi-alireza3" width="199" height="300" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">علی طباطبایی در سریال آشپزباشی در نقش پسرِ کوچک خانواده بازی می‌کند. این پسر، شخصیتی گوشه‌گیر و کم‌حرف و لجوج دارد و با این حال شخصیت وی، کاریزمای انکارنشدنی‌ای را به نمایش می‌گذارد، به‌طوری‌که دیالوگ‌هایی که با محوریتِ وی صورت می‌گیرند، عموما درگیر‌کننده و سنگین هستند و در کل، در پیِ دیالوگ‌های مذکور، سکوت خاصی برای درگیر کردنِ بیشترِ مخاطب در نظر گرفته می‌شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">نکته‌ی جالب توجه در شخصیتِ این پسرِ کوچکِ خانواده، طرزِ متفاوتِ لباس‌پوشیدنِ وی و اصرارِ وی به متفاوت‌بودن است. عموما پیراهن‌های قرمز و نارنجی می‌پوشد و حلقه‌ای نیز در انگشت وسط دست راست‌اش دیده می‌شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1430" title="ashpazbashi-alireza4" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/ashpazbashi-alireza4-300x248.jpg" alt="ashpazbashi-alireza4" width="300" height="248" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">در یکی از صحنه‌ها، با یک شلوارِ جینِ پاره واردِ خانه می‌شود. مادر‌اش نگران می‌شود و علتِ پارگیِ شلوار‌اش را می‌پرسد. و این پسر، توضیح می‌دهد که شلوارش پاره نشده است و این شلوار را به خاطرِ این که دوست‌اش دارد، به قیمت بالایی خریداری کرده است و در ادامه درگیریِ لفظی بین او و مادراش پیش می‌آید و او بر متفاوت‌بودن‌اش تاکید می‌کند و اعلام می‌کند که این‌طور لباس پوشیدن را دوست دارم. در این صحنه، و در حین ادایِ این جملات، دست‌اش را روی سینه‌اش طوری قرار می‌دهد که حلقه انگشتر، در انگشتِ وسط‌اش به وضوح دیده می‌شود .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1431" title="ashpazbashi-alireza5" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/ashpazbashi-alireza5-300x280.jpg" alt="ashpazbashi-alireza5" width="300" height="280" /></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="AR-SA">برای این هنرمندِ خوش‌استیل و کارگردانِ محترم سریالِ آشپزباشی و به‌خصوص نویسندگان محترمِ این سریال که سعی در آشکارکردنِ آرام و بی‌سر و صدایِ تفاوت‌های‌مان و محترم‌شمردنِ تفاوت‌های انسان‌ها دارند، آرزویِ شادابی و سلامتی داریم و امیدواریم روزی فرا برسد که بتوانیم در کنارِ هم، عمق‌های<span> </span>بیش‌تری از روابطِ پیچیده‌ی انسانی را بکاویم و بتوانیم در کنارِ هم زندگیِ انسانی‌تری داشته باشیم.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1426</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>حرکتی که از داخل و از میان مردم آغاز شود، موثر است</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1424</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1424#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:53:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1424</guid>
		<description><![CDATA[گفت‌وگوی خشایار با یک فعال اجتماعی همجنس‌گرا
خشایار: سلام، به‌عنوان سوال اول و آغاز مصاحبه لطفن خودتان را معرفی کنید .
س/س: س/س متولد ۱۳۶۶، همجنسگرا و ساکن تبریز
خشایار: آقای س/ س شما از چه زمانی پی به گرایش جنسی‌تان بردید؟
س/س: راست‌اش را بخواهید، از همان کودکی احساس می‌کردم که یک چیزهایی در من فرق دارند. از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">گفت‌وگوی خشایار با یک فعال اجتماعی همجنس‌گرا</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: سلام، به‌عنوان سوال اول و آغاز مصاحبه لطفن خودتان را معرفی کنید .</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: س/س متولد ۱۳۶۶، همجنسگرا و ساکن تبریز</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: آقای س/ س شما از چه زمانی پی به گرایش جنسی‌تان بردید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: راست‌اش را بخواهید، از همان کودکی احساس می‌کردم که یک چیزهایی در من فرق دارند. از همان خواب‌های انزال گرفته تا ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی با جنس مخالف ولی خب، نمی‌دانستم این‌ها چه معنایی دارند و علت‌شان چیست تا این که حدود پنج سال پیش با یکی از دوستان نزدیک‌ام صحبت می‌کردیم متوجه شدم که او نیز در کودکی احساساتی شبیه به من داشته است با این تفاوت که او کاملن علت احوال‌اش را می‌دانست و من نه، و همین پنج سال پیش بود که من برای اولین‌بار با کلمه‌ی همجنسگرا آشنا شدم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span id="more-1424"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: چرا این‌قدر دیر؟</span></strong><span lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: خب، می‌دانید‌، این‌جا ایران است. به نظر شما من کجا می‌توانستم با چنین کلمه‌ای آشنا بشوم که حالا راجع به دیر یا زود بودن‌اش بحث کنم؟ جایی که نه اینترنت درست و حسابی هست و نه موج‌های ماهواره‌ای بدون پارازیت، از کجا باید راجع به این مساله اطلاعات کسب می‌کردم ؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: و همین که این کلمه را شنیدید با خود گفتید که خب، من یک همجنسگرا هستم؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: مسلمن نه. سال‌ها با خودم درگیر بودم و این مساله به‌تازگی برای‌ام حل شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: و فکر می‌کنید علت این‌همه تاخیر در کنار آمدن با خودتان چه بود؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: طرز زندگی و تربیت فرزندان در یک خانواده‌ی ایرانی.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: می‌توانید کمی بیش‌تر توضیح بدهید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: ببینید، این که از بچگی همیشه به شما می‌گویند بزرگ می‌شوی، ازدواج می‌کنی و بچه‌دار می‌شوی و ما نوه‌هامان را بزرگ می‌کنیم. حتی به شما مهلتِ این را نمی‌دهند که به یک هم‌جنس فکر کنید و اگر احیانن هم به چنین رابطه‌ای فکر کنید فورن سرکوب می‌شوید. خودِ من که ادعا می‌کنم در یک خانواده‌ی روشن‌فکر به دنیا آمده و تربیت شده‌ام، تمامیِ این مشکلات را داشته‌ام و حتی یک‌بار که با یکی از پسرهای فامیل مشغول بررسی بدن‌های هم بودیم، گیرِ پدرِ این پسر افتادیم و آن‌وقت حتی به من اجازه ندادند در مورد درست یا غلط بودن کارم فکر کنم و آن‌قدر به من گفتند که این کار یک گناه بزرگ است که من باورم شد اشتباه کرده‌ام. ما این‌جا تنها چیزی که به‌عنوان نمود عیان همجنس‌گرایی داریم، بچه‌بازها و کونی‌ها هستند و اگر بخواهی به کسی بگویی که همجنسگرا هستی، فوری یکی از این دو برچسب را خواهی خورد. </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: و بالاخره چه‌طور به یقین رسیدید که شما یک همجنس‌گرا هستید؟</span></strong><strong><span lang="FA"></span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: خیلی اتفاقات دست به دست هم دادند که مهم‌ترین‌شان ارتباط جنسی و عاطفی با یک هم‌جنس بود که نقش زیادی در آشنایی من با خودم داشت و صد البته نمی‌توانم بگویم که این به‌ترین راه است.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: چرا؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: اولن شما مطمئن نیستید طرفی که می‌خواهید با او باشید، واقعن یک همجنسگراست چون بیش‌ترِ مردم در طول زندگی برای یک‌بار هم که شده با یک همجنس ارتباط جنسی برقرار می‌کنند و اگر این فرد آدم مطمئنی نباشد زندگی‌شان واقعن در معرض خطر قرار می‌گیرد .</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: خب، اگر موافق باشید کمی از این بحث بیرون بیاییم. وقتی وضعیت جنسی‌تان برای خودتان مشخص شد، زندگی‌تان چه تغییری کرد؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: مسلمن خیلی چیزها عوض شده است، با همجنسگرایانِ بیش‌تری آشنا شده‌ام و احساس تنهایی نمی‌کنم. قبل از این ماجرا من فقط شاید دو نفر را می‌شناختم که همجنسگرا هستند ولی الان وضعیت‌ام فرق کرده است. با دوستان همجنسگرایی آشنا شده‌ام و بخش بزرگی از زندگی عاطفی‌ام را با آن‌ها می‌گذرانم. وقتی با آن‌ها و در کنار آن‌ها هستم، حس زندگی و شور و شوق دارم و فضاهای تاریک و مرگ‌آور زندگی‌ام ترک‌ام کرده‌اند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: علت ِ این تغییر وضعیت چیست؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: فکر می‌کنم علت‌اش احساس امنیتی است که من به افرادِ مانند خودم می‌دهم. <span> </span>زمانی که وضعیت‌ام را مشخص نکرده بودم، افرادی که در اطراف‌ام بودند به خاطر مسایل امنیتی، وضعیت خود را با من مطرح نمی‌کردند و البته این یک امر طبیعی است، همان‌طور که الان من به آدم‌های دیگر اعتماد نمی‌کنم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: فکر می‌کنید این گسترده‌ترشدن ارتباطات چه منافع یا زیان‌هایی خواهد داشت؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: فکر می‌کنم منافع زیادی داشته باشد، چون بالاخره ما از یک جنس هستیم و حرف هم‌دیگر را به‌تر می‌فهمیم. ما درد هم‌دیگر را می‌فهمیم و بیش‌تر می‌توانیم به هم کمک کنیم و با کارهای فرهنگی و اطلاع‌رسانی می‌توانیم کاری کنیم که کم‌کم بچه‌ها در جامعه از سنین پایین‌تر با این مساله روبه‌رو شوند و مشکلاتی که ما از سر گذراندیم را نداشته باشند. ولی از بابت زیان هم نباید غافل شد و جانب احتیاط را از دست داد چون ما هرچه متشکل‌تر شویم و ارتباطات جمعی بیش‌تری داشته باشیم بیش‌تر به چشم خواهیم آمد. البته می‌شود گفت که این جلوی چشم بودن فوایدی هم می‌تواند داشته باشد. ما در جامعه دیده خواهیم شد و از آن شکلِ غیر‌عادی و زشت که برای اکثر مردم جا افتاده است فاصله خواهیم گرفت. در دست‌رس‌بودنِ ما فرصتی را برای آشنایی مردم با ما در اختیار قرار خواهد داد و ممکن است در صورت رفتار صحیح، افکار نا سالم کم‌کم از بین بروند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: فکر نمی‌کنید کمی ایده‌آل به قضیه نگاه می‌کنید؟ آیا فکر نمی‌کنید که ممکن است افرادی در بین خودِ شماها باشند که اعتماد به آن‌ها و هم‌کاری با آن‌ها در فعالیت‌های فرهنگی و اطلاع‌رسانی، لطماتی را متوجه‌ی زندگی عادی شما بکند؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: من نگفتم این کار ساده است. ولی هیچ کاری را تا برای خودتان ساده نکنید، ساده نخواهد شد. حتمن در بین خود ما هم افرادی هستند که اعتماد به آن‌ها خطرآفرین است. اما ما‌ها هر قدر هم غیر قابل اعتماد باشیم هرگز راضی نمی‌شویم کاری بکنیم که دوستان‌مان شناسایی شده و مشکلی در زندگی عادی‌شان پیش بیاید. ما هم‌دیگر را به‌سادگی به دست نیاورده‌ایم. </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: فکر نمی‌کنید که زندگی و فعالیت فرهنگی و اطلاع‌رسانی در این مورد در خارج از ایران به‌مراتب راحت‌تر و موثر‌تر باشد؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: در مورد راحت‌تر بودن مسلمن حق با شماست ولی در مورد تاثیرگذاری، من این‌طور فکر نمی‌کنم. به طور مثال، چندین و چند کانال تلویزیونی سیاسی هست که همیشه قصد تحریک مردم و براندازی نظام را دارند. تمام این کانال‌ها در خارج از ایران هستند و همیشه دیده‌ایم که هیچ تاثیری بر شرایط معیشتی مردم نداشته‌اند. ولی حرکتی که از بطن مردم باشد این‌طور نیست. همه‌ی ما می‌توانیم قبل از این که اتفاق ناگواری برای‌مان بیافتد و خروج‌مان از ایران با مشکل مواجه شود، این‌جا را ترک کنیم و خارج از ایران زندگی نسبتن آرامی داشته باشیم ولی عقیده‌ی شخصی من این است که ما مردمِ این سرزمین هستیم و باید تلاش کنیم تا به روزی برسیم که بتوانیم در همین سرزمین و در همین شهرِ خودمان به‌راحتی زندگی کنیم بدون این که سنگینیِ نگاه‌های سرزنش‌آمیز را به‌روی سرمان حس کنیم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">خشایار: پس شما فعلن در فکرِ خروج از ایران نیستید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">س/س: نه. البته تا وقتی که واقعن مجبور نشده‌ام. </span></p>
<p><strong><span lang="FA">خشایار: ما هم امیدواریم که هیچ‌گاه مجبور به ترک وطن و مهم‌تر از آن ترک فعالیت‌های فرهنگی و اطلاع‌رسانی نشوید و از این که با حوصله به سوالات‌مان پاسخ گفتید از شما ممنونیم.</span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1424</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بازی به تکنیکِ استانیسلاوسکی</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1422</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1422#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:52:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبیات دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1422</guid>
		<description><![CDATA[مسعود صبا 
 

( یک قدم جلو
یه‌ذره اون‌ورتر
خوبه)
صدای برخورد چوب

اکشن
(خُب، تمرکز
 تمرکز
 حرکت )
( هی تو ! 
تویی که نمی‌تونی عاشق باشی
دوسِت دارم رو بی‌خودی تلف نکن
ای کاش دوسِت داشتم
ولی من)
می‌خواهم بدنِ گرم‌ات را
هوس‌ات را
وسوسه‌ی چرکین ِ ساییده‌شدنِ پوست‌مان. .. 
(دستاتو حلقه می‌کنی دور ِ کمرِش
می‌گی: رومئو می‌شم. .. رومئویِ هوس‌باز
 اون‌جا تویی و پیکرِ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">مسعود صبا </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">( یک قدم جلو</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">یه‌ذره اون‌ورتر</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">خوبه)</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">صدای برخورد چوب</span></p>
<p class="MsoNormal"><span id="more-1422"></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">اکشن</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">(خُب، تمرکز</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>تمرکز</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>حرکت )</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">( هی تو ! </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">تویی که نمی‌تونی عاشق باشی</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">دوسِت دارم رو بی‌خودی تلف نکن</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ای کاش دوسِت داشتم</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ولی من)</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">می‌خواهم بدنِ گرم‌ات را</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">هوس‌ات را</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">وسوسه‌ی چرکین ِ ساییده‌شدنِ پوست‌مان. .. </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">(دستاتو حلقه می‌کنی دور ِ کمرِش</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">می‌گی: رومئو می‌شم. .. رومئویِ هوس‌باز</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>اون‌جا تویی و پیکرِ ژولیت)</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>بِتاز رومئو</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">( تو، تویی !</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">تو اگر رومئو باشی که دیگه تو نیستی </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span><span> </span>کی هستی؟<span> </span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>حتی رومئو هم نیستی؟!</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>صحنه رو گم می‌کنی، خودتو گم می‌کنی. .. )</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">خراب شد</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">کات. .. </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1422</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>برای زیونده‌ای در آب</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1420</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1420#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:51:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبیات دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1420</guid>
		<description><![CDATA[بالابان
 
برای زیونده‌ای در آب
باد. .. 
خاک. .. 
آتشین


نوایِ چشمانِ آتشین را، از آب‌های  کدامین چشمه‌ی ناشناس
از اعماقِ انزوایِ کدامین کوهِ دور از دست‌رس
 گذر داده‌ای؟
سیاوش! تو گریه هم می‌کنی؟
سیاوش ! تو روی روزنامه هم غذا می‌خوری؟
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">بالابان</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">برای زیونده‌ای در آب</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">باد. .. </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">خاک. .. </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">آتشین</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span id="more-1420"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">نوایِ چشمانِ آتشین را، از آب‌های <span> </span>کدامین چشمه‌ی ناشناس</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">از اعماقِ انزوایِ کدامین کوهِ دور از دست‌رس</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span> </span>گذر داده‌ای؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">سیاوش! تو گریه هم می‌کنی؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">سیاوش ! تو روی روزنامه هم غذا می‌خوری؟</span><span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1420</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>زلزله</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1418</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1418#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:51:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبیات دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1418</guid>
		<description><![CDATA[نوشته‌ی خشایار
قسمت اول - تهران
 
داستانی شروع می‌شود. اما ندیده‌ام داستانی تمام شود. داستان‌ها تمام نمی‌شوند .
کوکب
شوهر‌اش کارگردانِ سینماست. از این حرفه‌ای‌های خرپول. احساساتی و خرپول. چیز فهم و خرپول. مرد خوبی است و می‌توان برای ادامه‌ی داستان او را به حال خود رها کرد و زیاد پاپی‌اش نشد.


سیگار وینستون می‌کشد و همیشه‌ی‌خدا جای قرمزی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">نوشته‌ی خشایار</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">قسمت اول - تهران</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">داستانی شروع می‌شود. اما ندیده‌ام داستانی تمام شود. داستان‌ها تمام نمی‌شوند .</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">کوکب</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">شوهر‌اش کارگردانِ سینماست. از این حرفه‌ای‌های خرپول. احساساتی و خرپول. چیز فهم و خرپول. مرد خوبی است و می‌توان برای ادامه‌ی داستان او را به حال خود رها کرد و زیاد پاپی‌اش نشد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span id="more-1418"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">سیگار وینستون می‌کشد و همیشه‌ی‌خدا جای قرمزی لب‌هاش می‌ماند تهِ سیگار که به طرز فجیعی خاموش‌شده توی زیرسیگاری و دود از سرش می‌رود ناله‌وار. غلیظ آرایش می‌کند. پنجاه‌ساله است. بودایی است و هرسال یک‌بار می‌رود تبت برای کارهایی. نمی‌دانم، آرامش می‌گیرد، ارتباط می‌گیرد، کاری می‌کند بالاخره. </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">دو پسر و یک دختر دارد که خارج از ایران راهی‌شان کرده بروند زندگی کنند و آدم شوند. خرپولن خُب.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">منصور</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">نویسنده است. اول آمده بود دفتر ِ آقای کارگردان، کوکب هم آن‌جا بود، از تبریز آمده بود تا فیلم‌نامه‌اش را بفروشد. از طریق یکی از دوستان‌اش معرفی شده بود. قرار شد فردا جواب بگیرد. وبلاگ هم می‌نوشت. گی است و دوستان گی در تهران دارد. به یکی‌شان زنگ زده بود عصری و قراری گذاشته بودند. بلاگر جدیدی هم آمده بود سرِ قرار که به نظر‌ش بهترین پسر دنیا آمد یک دفعه‌ای و عاشق‌اش شد. عاشق شده، مانده تهران. فکر کرده هنوز سی سال‌اش نشده و می‌تواند زندگی زیبایی را با یک پسر در تهران بسازد. همیشه گفته، آدمی که اسپانسرِ عاطفی دارد، از پسِ شرایط بسیار سخت، بر می‌آید. </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">موبایل</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">نام دیگر‌اش تلفن همراه است. وسیله‌ای بسیار حیاتی است که انسان‌های شهری همیشه و در هر شرایطی همراه خود دارند‌ش و بسیار دوست‌اش می‌دارند، خیلی بیش‌تر از حیواناتِ خانگی. هر روز و هر روز به برق وصل‌اش می‌کنند تا شارژش کنند و وقتی شارژش تمام می‌شود، زمین و زمان را به هم می‌ریزند تا پریز برق را پیدا کنند. نفس است. زندگی است. بدون او زندگی ممکن نیست. این موبایل دستِ منصور است و گاهی زنگ می‌خورد و منصور جواب می‌دهد. شما این جا مجبور هستید شخصیت کسی که پشتِ خط با منصور صحبت می‌کند را با شخصیتِ خودِ موبایل یکی بگیرید. چون هیچ توضیحی درباره‌ی او داده نمی‌شود. معذورم. </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">این صحنه ی اول</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">صبح که بیدار شد می‌دانست که کسی را می‌بیند امروز و عاشق‌اش می‌شود در دم. می‌دانست. چون بودایی است. خیلی خوب خود‌اش را می‌شناسد و با انرژی هایی که احاطه‌اش می‌کنند آشناست. همین که بیدار شد فهمید که امروز رنگ دیگری دارد. فهمید که عاشق خواهد شد. آقای کارگردان رفته بودند ورزش صبحگاهی بفرمایند و سالم و شاداب برگردند. احمقانه است، ورزش در تهران. سیگاری بر می‌دارد و همان توی تخت روشن‌اش می‌کند. خود‌اش و بدن‌اش دو نفر هستند و او افتخار می‌کند به این که با بدن‌اش پس از سالها توانسته است دوستی ِ خوبی برقرار کند. او پیش قدم شده است و دست ِ دوستی به سوی ِ بدن‌اش دراز کرده است و بدن‌اش هم دستِ رد به سینه‌اش نزده و قبول‌اش کرده مرامی. </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">سینه‌هایش طراوت جوانی‌اش را ندارند ولی آویزانِ آویزان هم نیستند. نمی‌شود گفت بدنِ خوش‌فرمی دارد ولی تویِ ذوق هم نمی‌زند. بدن‌اش پنجاه ساله است. لُخت و سیگار به دست روبه‌رویِ آینه‌ی قدیِ اتاق خواب ایستاده است. وزن‌اش در حدود نود کیلو گرم باید باشد. چون خود‌ش را وزن نمی‌کند. مفهومی ندارد. با کسی دوست باشی و هی کنترل‌اش کنی. منطقی نیست اصلا. مردسالارانه است. دوستی باید بر اساس دو چیز استوار شود. آزادی و امنیت. آن‌ها دوست هستند. پس او سعی می‌کند تا جایی که می‌تواند به بدن‌اش احساسِ آزادی و امنیت بدهد. ناگفته نماند که به صورتِ کاملا طبیعی، بدن‌اش هم تمامِ سعی‌اش را می‌کند. موفق شده‌اند. ده سال است که دکتر نرفته‌اند، هیچ‌کدام. این یکی سیگار می‌کشد و آن یکی عاشق می‌شود. ولی نه این در اثرِ عشق، سراغِ روان‌پزشک می‌رود و نه آن یکی به خاطر<span> </span>سیگار دنبالِ متخصصِ مجاری<span> </span>تنفسی و قلب و عروق می‌گردد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">خوب زندگی می‌کنند با هم. </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">این هم صحنه ی دوم</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">استرس دارد، فارسی که حرف می‌زند اعتماد به نفس ندارد و چون این را می‌داند، سخت‌اش است. اگر نمی‌دانست (مثل خیلی چیز‌های دیگر) فکر می‌کرد راحت‌تر باشد. کوکب را دوست داشته از همان دیدارِ دیروز/ زنِ خوبی است. آرامش می‌دهد. انگار نجات‌اش می‌دهد کوکب. جوری برخورد کرده انگار سال‌هاست می‌شناسدش. در برخوردِ اول تعجب نکرده منصور، ولی شب که فکر کرده دیده که باید تعجب می‌کرده از این‌همه صمیمیت در دیدارِ اول. کوکب تقریبا هم‌سنِ مادرش است ولی کمی سرزنده‌تر. آقای کارگردان مبلغ مناسبی پیشنهاد می‌کند و منصور قبول می‌کند. کوکب می‌پرسد که منصور آیا می‌خواهد در تهران بماند و کار و زندگی کند؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">منصور باز در این لحظه هیچ تعجبی نمی‌کند و توضیح می‌دهد که دیشب دقیقا به همین فکر می‌کرده و احساس کرده دیشب که دوست دارد در تهران بماند. در دل‌اش به خودش می‌خندد و خودش را مسخره می‌کند. جوری وانمود کرده که انگار در تهران ماندن و کار و زندگی در تهران برای او، یک انتخاب است و می‌تواند انتخاب‌اش کند. در دل‌اش می‌داند که چاره‌ای جز تهران ماندن ندارد. همه‌چیز تمام شده است. عاشق شده و هیچ چاره‌ای ندارد. کیش و مات. انتخاب بی‌انتخاب.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">کوکب از منصور می‌خواهد در دفترِ شوهر‌اش کار کند. کوکب فیلم‌بردار است. منصور و کوکب هم‌کار می‌شوند و هر دو کارمندِ شوهرِ کوکب. کوکب سیگار تعارف می‌کند و منصور فندک‌اش را روشن می‌کند. منصور، عاشق که می‌شود، با هر حرکتی و هر اتفاقی، به یادِ معشوق می‌افتد. زیباترین پسر دنیا که وبلاگ‌نویس است و دیروز هم‌دیگر را دیده‌اند، سیگاری است. </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA">صحنه ی سوم</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">هیچ صدایی نیست. روی تخت دراز کشیده است در مسافرخانه‌ای در تهران. در شهرِ عشق. کسی هست که امروز نفس می‌کشد. انگار همین آدم، دیروز نفس نمی‌کشیده و از امروز شروع به نفس‌کشیدن کرده است. انسان‌ها فقط واردِ زندگیِ هم‌دیگر می‌شوند. هیچ انسانی از زندگیِ هیچ انسانِ دیگری، هیچ‌وقت، خارج نمی‌شود. زیباترین پسرِ دنیا واردِ زندگی‌اش شده است. عشق‌های قبلی همه یک‌طرفه بوده‌اند. عشق‌هایی که به سوی یک استریتِ زیبا جهت می‌گرفتند و هیچ مجالِ ابراز پیدا نمی‌شد. گم می‌شد تویِ خودش. زنگ می‌زد، هدیه می‌خرید، دل‌تنگ می‌شد ولی در به‌ترین حالت با یک چهره‌ی متعجب و کمی نگران، مواجه می‌شد. منصور حالِت خوبه؟ منصور ما هنوز دوستیم. منصور بریم دکتر؟ حس می‌کنم حالِت خوب نیست. این بار اما این پسر، گی است خودش. ولی منصور این‌طور عادت کرده است. اصلا تعریفِ عشق برایش این‌طور شده است. تو باید زنگ بزنی. تو باید حال‌اش را بپرسی. او اهمیتی به تو نمی‌دهد. موبایل زنگ می‌خورد. و ما فقط می‌توانیم از پشتِ یک سکوتِ شیشه‌ای منصور را ببینیم که بهت‌اش می‌برد. هیچ صدایی نیست. بعد از چند ثانیه آرام گوشی را بر می‌دارد، آرام گوشی را به سمتِ گوش‌اش می‌برد و آرام حرف می‌زند. هیچ صدایی نیست. بهت‌اش برده است، کم‌کم آثاری از لبخند را بر چهره‌اش می‌توانیم ببینیم. لبخندی که با مقدارِ کمی از بهتِ باقی مانده، حالتِ بسیار زیبایی پیدا کرده است. منصور قدم می‌زند و حرف می‌زند، آرام، پرده‌ی سرخ‌رنگِ تنها پنجره‌ی اتاق را کنار می‌زند و تهران را نگاه می‌کند و حرف می‌زند. دراز می‌کشد رویِ تخت و همه‌ی روز‌ها و شب‌های تبریز، یک‌جا از جلوی چشم‌اش رد می‌شوند. همه‌چیز عجیب است در تهران. همه‌چیز بر عکس و دوست‌داشتنی است این‌جا. پاهایش را جابه‌جا می‌کند، به پهلو می‌خوابد، زانوهایش را به سمتِ شکم‌اش جمع می‌کند و حرف می‌زند و با مو‌های<span> </span>سینه‌اش بازی می‌کند آرام. دو باره برمی‌گردد و به‌پشت می‌خوابد. به جایی در دوردست‌ها نگاه می‌کند و خوش‌حال است. هیچ صدایی نیست. </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">داستانی شروع می‌شود. اما ندیده‌ام داستانی تمام شود. داستان‌ها تمام نمی‌شوند .</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1418</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>قدرت انقلابی خنده‌ی زنان</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1415</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1415#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:49:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1415</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی سعید
 
در آغاز مزاح بود، پایان برای زنان است. زنده بدون هیچ سخنی، در حالی که مردان بعد از آن در شرایط بدتری هستند. قبل از اینکه شئون در حالت خوابیده با شعف و رضایت این کلمات را به او بگوید ! سخت سخت، بسیار بسیار منطقی. تو اولین شخص شینگلر. هنر، یک حالت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ترجمه‌ی سعید</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">در آغاز مزاح بود، پایان برای زنان است. زنده بدون هیچ سخنی، در حالی که مردان بعد از آن در شرایط بدتری هستند. قبل از اینکه شئون در حالت خوابیده با شعف و رضایت این کلمات را به او بگوید ! سخت سخت، بسیار بسیار منطقی. تو اولین شخص شینگلر. هنر، یک حالت درونی نا تمام .</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">جیمز جویس، رستاخیز مردگان</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">تاریخ هنر غرب با تصاویری از خنده شروع شد – خنده زنان. در کتاب زندگی هنرمندان، در مقاله‌ای مربوط به ترتیب تاریخ هنر، جورجیو واساری راجع به لئوناردو داوینچی به ما می‌گوید که در جوانی او دوره زندگی هنری خود را با کشیدن پرتره زنانی که در حال خندیدن هستند شروع کرد. پرتره‌ی زنان خندان <span> </span></span><em><span>“teste di femmine, che ridono,”</span></em><span lang="AR-SA"> اول به وسیله گل درست می‌شدند و بعد با گچ به آن‌ها شکل می‌دادند، می‌توانستند زیباتر از این باشند اگر به دست یک استاد ساخته شده بودند ( فروید :.۱۱۱ : ۱۹۱۰ ). پرتره‌ی زنان خندان حالت خود را در کارهای لئوناردو از دست داد، ولی وقتی فروید تاریخ هنرنویسان را متوجه تحلیل خود از دوران کودکی لئوناردو ساخت، او به گزارش واساری از این پرتره زنان در حال خنده رجوع می‌کند: &#8220;این مقاله تا زمانی که قصد اثبات پیری را ندارد، کاملاً به دور از شک است،&#8221; فروید ما را مجاب می‌کند و بدین وسیله شک ما را بر می‌انگیزد ( فروید :.۱۱۱ : ۱۹۱۰ ) .</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA"><span id="more-1415"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">یک مسئله این‌جا مورد بحث می‌باشد : فروید در روشی که لئوناردو در پرتره‌های بعدی خود به تصویر زنان در حال خنده رجوع می‌کرد به یک حالت وسواسانه فکری ظنین شد. او تعدادی از تکه‌های گم‌شده را مورد بررسی قرار داد تا بل‌که به یک سر نخ در یکی از مشهورترین رازها در تاریخ هنر برسد – معمای حل‌نشده‌ی حالت چهره‌ی مونالیزا. فروید مسحور آن خنده شده بود، او متوجه این شد که در میان تاریخ هنرنویسان این راز به یک موضوع فکری حساس بدل شده است. او تصویر اولیه‌ای از این نقاشی ارایه می‌دهد به طریقی که انگار دارد قطعه‌های رازی ناگشوده را کنار هم می‌چیند. فروید بعد از بررسی‌کردن تعدادی از شرح‌حال‌نویسان لئوناردو متوجه شد که آن‌ها نیز همانند دیگران دچار دغدغه‌ی فکری این لبخند راز آلود شده‌اند: &#8220;والتر پِیتر، آن‌ها در نقاشی مونالیزا حضور و حالتی را می‌بینند &#8230; که بیان‌گر چیزی‌ست که مردان طی سالیان دراز خواسته‌اند. .. با حساسیت تمام می‌نویسد &#8220;خنده‌ی ژرف و عمیقی که به وسیله‌ی چیز نادرست و فاسدی در آمیخته شده که در تمام کارهای لئوناردو دیده می‌شود&#8221; (فروید :.۱۱۰ : ۱۹۱۰). نظر این‌که دو حالت متضاد و معکوس هم در فرم چهره‌ی مونالیزا با هم ترکیب شده‌اند در چندین نقد و مقاله تکرار شده : برای آنجلو کُنتی این لبخند فراتر از یک لبخند است: این یک لبخند است، و چیزی که بیان می‌کند حالتی‌ست کاملاً با اصالت و جوهره‌ی زنانه، &#8220;خانم در آرامشی شاهانه و خالص لبخند می‌زند : غریزه‌ی او برای غلبه‌کردن، ستم‌گری، تمام گونه‌های وراثتی، انگیزه‌ی فریفتن و به دام انداختن، دل‌ربایی فریبنده، مهربانی‌ای که نیتی بی‌رحمانه را پنهان می‌کند، تمام این‌ها پشت حجاب خنده‌اش پدیدار و ناپدید می‌شوند و به زیر خاک می‌برد در نظم لبخندش. .. مهربان و شرور، ظالم و دلسوز، دل‌پذیر و نامطبوع، او می‌خندد&#8221; (فروید :.۱۰۹ : ۱۹۱۰) .</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1416" title="cheraq62-tarjome" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/09/cheraq62-tarjome-241x300.jpg" alt="cheraq62-tarjome" width="241" height="300" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">بعد از بررسی‌ و مراجعه به تعداد زیادی از انواع مختلف این مقاله‌ها، هیچ جواب و نتیجه‌ی رضایت‌بخشی برای این معما حاصل نشد، فروید اعلان کرد که این تحقیق را متوقف کرده و تسلیم شده است: &#8220;بگذارید ما معمای حل‌نشده‌ی حالت چهره‌ی مونالیزا را حل‌نشده رها کنیم، و به این نکته اشاره کنیم که مسلماً لبخند او یک شیدایی با همان قدرت و بدون کم و کاستی‌ای از تمام کسانی که طی این چهارصد سال اخیر به آن نگاه کرده‌اند درون هنرمند ایجاد کرده&#8221; (فروید :.۱۰۹ : ۱۹۱۰). اما این یک حیله است، در آن زمان یقیناً فروید لبخند مونالیزا را به خنده‌ی سفالینه‌های دوره‌ی جوانی لئوناردو و بعد از آن به مادر لئوناردو ربط می‌داد: &#8220;به احتمال زیاد لئوناردو شیفته‌ی خنده‌ی مونالیزا شده چون چیزی را که برای مدتی طولانی درون ذهن‌اش مخفی شده را بیدار می‌کند – احتمالاً یک خاطره‌ی قدیمی&#8221; (فروید :.۱۱۰ : ۱۹۱۰). فروید این‌طور ادعا می‌کند که: &#8220;این زنان در حال خندیدن چیزی نیستند جز بازآفرینی و تکرار حالت مادر خود لئوناردو کاترینا، و برای ما این احتمال شکل می‌گیرد که این خنده‌ی اسرار آمیز از آن مادر لئوناردو می‌باشد – لبخندی که شیفته‌ی آن بود و گم‌اش کرده بود تا زمانی که آن را دوباره در خانم فلورانسی پیدا کرد&#8221; (فروید :.۱۱۱ : ۱۹۱۰).</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">با پرتره‌های خندان از دست رفته، اطلاعات کمی از کاترینا موجود است، کسی که فروید آن را این‌گونه وصف می‌کند &#8220;احتمالاً یک دختر روستایی که وقتی خیلی جوان بود بچه نامشروع‌اش را از او جدا کرده‌اند&#8221;. نام او در دفتر یادداشت روزانه‌ی لئوناردو دیده نشده به جز در رابطه با حساب‌های قابل توجه‌ای برای مخارج تشییع جنازه به نام او. فروید کاملاً مطمئن احساس می‌کرد تصویری که از او در ذهن کودکش به یاد مانده چهره‌ی در حال خندیدن اوست. &#8221; این خاطره به اندازه‌ای برای او اهمیت داشت که نمی‌توانست از آن رها گردد و زمانی‌که برای یک‌بار بیدار شد دائماً سعی کرد به آن حالتی جدید بدهد&#8221; (فروید :.۱۱۰ : ۱۹۱۰). فروید یکی از آن دسته انبوه محققانی بود که عقیده داشتند لئوناردو می‌کوشیده این حالت را در تمام کارهایش به تصویر بکشد. مقداری در مورد این پرتره‌های زنان خندان و راز آلودگی حالت آنان برای مدتی طولانی مورد بحث و کنجکاوی در تاریخ هنر قرار گرفته.</span><span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1415</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه با محمد و سامان، زوج همجنسگرا</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1413</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1413#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:46:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1413</guid>
		<description><![CDATA[بخش اول
رسول معین (فریان)
 
پیش رو گپ و گفتی داریم با یک زوج دگرباش، ابتدا به محمد و سامان به بهانه‌ی نزدیک بودن پنجمین سال‌گرد ازدواج‌شان شادباش گفته و برای‌شان شادی و تندرستی امید داریم. این گپ و گفت را در دو بخش خواهید خواند. بخش اول مربوط گپ با محمد و بخش دوم با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">بخش اول</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">رسول معین (فریان)</span></p>
<p class="MsoNormal"><span> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">پیش رو گپ و گفتی داریم با یک زوج دگرباش، ابتدا به محمد و سامان به بهانه‌ی نزدیک بودن پنجمین سال‌گرد ازدواج‌شان شادباش گفته و برای‌شان شادی و تندرستی امید داریم. این گپ و گفت را در دو بخش خواهید خواند. بخش اول مربوط گپ با محمد و بخش دوم با سامان است. بخش اول را محمد از قبل از تشکیل زندگی مشترک خواهد گفت و بخش دوم را با سامان بعد از آن گفتگو خواهیم داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA"> <span id="more-1413"></span><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: سوال اول؛ خودت و سامان را به خوانندگان ما معرفی</span></strong><strong><span lang="FA"> می‌</span></strong><strong><span lang="AR-SA">کنی؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: من محمد ۳۰ ساله هستم متولد تهران و سامان ۲۶ ساله و متولد یکی از شهرهای جنوبی است. و در پنجمین سال زندگی مشترک‌مان هستیم و در حال حاضر در شهر کوچکی در غرب کشور روزگار</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">گذرانیم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: چه‌طور با سامان آشنا شدی؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: قبل از آشنایی با سامی به چت روم و سایت</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">دوست‌یابی به‌شدت معتاد بودم؛ آدم</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">زیادی دیده بودم و با خیلی</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">رابطه داشتم، روزی با دوستم برای قدم‌زدن مثل همیشه در خیابان ولی‌عصر بودیم؛ <span> </span>که</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">دوستم جلوی پسری را گرفت و شروع به احوال‌پرسی کرد، اون پسر همین سامان من بود و این اولین برخورد ما دو نفر بود.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">سامی و خانواده‌اش دو سال بود از شهر خودشان به تهران آمده بودند، پسر سربه‌زیر و معصومی به نظر</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">رسید و در همان دیدار به نظرم پسر دل‌نشینی آمد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: از بین آن همه رابطه که داشتی، چرا سامان؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: سامی شماره‌اش را به من</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">داد، من شماره‌ام را به او دادم. من دنبال یک رابطه همیشگی نبودم، بعد از گذشت زمان و تحمل شکست</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">زیاد در رابطه</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">رنگارنگی که روزی</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">خواستم طولانی باشند؛ به این نتیجه رسیده بودم دو همجنس هیچ زمان</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">توانند بیش‌تر از یک سال با هم باشند، آن هم نه به‌عنوان پارتنر بل‌که دوست پسر. اما سامان مرا جلب کرده بود، راستی و سادگی و معصومیتی که کم‌تر در کسی دیده بودم، او روحش را سالم نگه داشته بود و یا بهتر بگویم تلاش داشت سالم نگاه دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: منظورت از این‌که روحش را سالم نگه داشته بود چیست؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: مثل من نبود، من با افراد زیادی رابطه داشتم و به خیلی</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">گفته بودم دوستت دارم بدون اینکه در حقیقت دوست‌شون داشته باشم، به یک‌جور کرختی توی عشق و دوست داشتن مبتلا شده بودم،</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">منظورم این‌ست؛ وقتی با هر کسی رابطه</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">چه جنسی و چه عاطفی برقرار</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کنی</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">از خیلی چیزها کم‌کم دور</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">شی، که گاهی خیلی افراد هم به کل فراموشش</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول:</span></strong><strong><span lang="AR-SA"> </span></strong><strong><span lang="AR-SA">درباره ی سامان، عشق در یک نگاه بود؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد:</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">شود فقط این اسم را گذاشت، بیش‌تر جرقه‌ی یک عشق بود در یک نگاه.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: عشق در یک نگاه را پس قبول نداری؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: نه دقیقن، بیش‌تر معتقدم چیزی که در یک نگاه پیش</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">آید ممکن است هوسی آتشین باشد و احتمال کمی دارد جرقه‌ی یک عشق آتشی باشد. هر چه بیش‌تر با هم آشنا</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">شدیم و رابطه‌مان نزدیک‌تر و عمیق‌تر </span><span lang="FA">می‌</span><span lang="AR-SA">شد، بیش‌تر پی</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">بردیم که عشق بوده نه یک هوس زودگذر.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: چه قدر طول کشید تا هم‌دیگر را شناختید و انتخاب کردید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: کم‌تر از ۹ ماه، اما بعد از این سال</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">هنوز هم نکته</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">بیش‌تری از روحیات و اخلاق سامی دستم</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">آید. همان آغاز پیش‌نهاد دادم بی‌اف شویم اما سامان منطقی‌تر از من بود و همیشه</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">گفت باید بیش‌تر از هم شناخت پیدا کنیم، به قول خودش اگر زندگی یک بازی باشد پس چرا آن را به به‌ترین نحو بازی نکنیم؟</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول:</span></strong><strong><span lang="AR-SA"> </span></strong><strong><span lang="AR-SA">خانواده‌ی هیچ‌کدام از شما</span></strong><strong><span lang="FA"> می‌</span></strong><strong><span lang="AR-SA">دانستند شما دگرباش هستید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: نه اصلن، من تک‌فرزند بودم و امید و آرزوی پدر و مادرم مثل خیلی</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">پشت سرم که مرا در لباس دامادی کنار یک دختر ببینند، سامان کمی از من آزادتر بود شاید به خاطر سن کم‌ترش، اما خانواده‌ی هیچ‌کدام از ما به هویت ما پی نبرده بودند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: هیچ‌وقت نخواسته بودید پیش‌تر از آشنایی با یک‌دیگر به خانواده‌های‌تان این موضوع را بگویید؟ یا به قولی کامینگ‌اوت (</span></strong><strong><span>coming out</span></strong><strong><span lang="AR-SA">) کنید؟</span></strong><strong><span lang="FA"></span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: واقعن از ته دل</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">خواستیم، با خانواده</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">مذهبی و متعصبی که ما داشتیم این کار عملن طرد شدن به بدترین شیوه بود و برای ما که هیچ پشتوانه‌ای نداشتیم عملی نبود. اما اجبارهایی هم بود که</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">شد آن</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">را ندیده گرفت، به قول خودت گاهی برای به دست آوردن چیزی باید چیزی را از دست داد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: چی شد که تصمیم گرفتید تو به خانواده‌ات موضوع را بگویی؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: من در سن ازدواج بودم، از دید والدینم دیر هم شده بود، برای این‌که از زیر ازدواج اجباری شانه خالی کنم خیلی ترفندها به کار بردم اما بالاخره تا جایی</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">شد این بازی رو ادامه داد، مطمئنم اگر سامی را نداشتم تن به ازواج اجباری با غیرهمجنس داده بودم، ولی من کسی را داشتم که باید برای نگه داشتن و از دست ندادن‌اش مبارزه</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کردم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: به خاطر سامان از خانواده جدا شدی؟ چه‌طور این کار را انجام دادی؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: اگر برای داشتن سامی بیشتر از این هم لازم بود دریغ</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">کردم، یک‌روز پیش از تعطیل‌شدن شرکت؛ رفتم دفتر پدرم، من در شرکت پدرم کار</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کردم، مشغول صحبت با تلفن بود، صحبت‌اش که تمام شد پرسید محمد جان چی شده؟ آمدی بریم خونه؟ و نگاهی به ساعت‌اش انداخت، بدن‌ام یخ زده بود و گویی از ته چاه حرف</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">زدم، گفتم بابا من</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">خواهم با یک پسر زندگی کنم. با همان لبخند که داشت به من نگاه کرد، دوباره این‌بار بلندتر گفتم، لبخندش دیگر نبود، نگاهی به من کرد انگار چیزی که</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">شنید را</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">توانست درک کند و بفهمد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: عکس‌العمل بعدی پدرت چه بود؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: خدا</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">داند چه در ذهن داشت، چند دقیقه ساکت بود و فقط</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">مرا نگاه</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کرد منم با انگشتان‌ام بازی</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کردم، بعد خیلی ملایم گفت برو بیرون، شب در خانه در این مورد حرف</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">زنیم، الان</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">خواهم تنها باشم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: به همین راحتی پذیرفت؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: نه او نپذیرفت، با اخلاق پدرم آشنا بودم، معلوم نبود چه در ذهن دارد، رفتم خانه وسایلم رو جمع کردم، از خانه آمدم بیرون به خانه‌ی یکی از دوستانم که تنها زندگی</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کرد رفتم.</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">شب بود که پدرم به گوشی‌ام زنگ زد، چند بار جواب ندادم تا به سفارش دوستم جواب دادم،</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">دانستم چه باید بگویم، صدایش خسته بود، گفت مادر چیزی</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">داند و بگذار همین‌طور بماند. به مادر گفته بود با من دعوا کرده و من هم از خانه زدم بیرون و بعد با ملایمت زیادی که ازش ندیده بودم گفت یک روان‌پزشک مشهور</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">شناسد که</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">تواند مرا درمان کند. می‌گفت چون من با غیرهمجنس سکس نداشته‌ام این شکلی شده‌ام و مثل این حرف‌ها &#8230;</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">خیلی تند گفتم بابا من همینم و گوشی را قطع کردم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: نخواستی از ماهیت وجودی‌ات با پدر حرفی بزنی؟ شاید</span></strong><strong><span lang="FA"> می‌</span></strong><strong><span lang="AR-SA">توانست کنار بیاید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: چند بار بعد از آن روز خواستم اما هر بار به روان‌پزشک و بیماری و سکس با غیر همجنس و هوس‌بازی من و البته گناه ختم</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">شد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: چرا از تهران رفتید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد:</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">دانستم اگر بخواهم با سامی زندگی مشترکی داشته باشم به خاطر خانواده‌هامان و بیش‌تر خانواده‌ی سامی، در تهران</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">توانیم. سامی فقط ۲۱ سال داشت و</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">توانست ادعای استقلال داشته باشد، این شد که تصمیم گرفتیم به یک شهر آرام و دور کوچ کنیم و کمک دوستان‌مان که در آن شهر برای‌مان کار پیدا کردند بی‌تاثیر نبود.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: خانواده‌ی سامان چگونه با رفتن پسرشان موافقت کردند؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: به‌سختی، اما سامان آزادتر از من بود، هر جور و با هر بهانه بود، سامان کاردانی داشت و به خاطر سن بالای پدرش از خدمت سربازی معاف بود، منم خدمت سربازی رفته بودم، بهانه آورد که توی یک شهر دیگر کار مناسبی گیر آورده و باید برود و شاید چون خانواده پر جمعیتی داشت به مشکل جدی برنخوردیم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول : با خانوادهاتان در ارتباط هستید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: با پدرم رابطه‌ای ندارم، اما با مادرم تلفنی در ارتباطیم و گاهی که تهران باشیم به دیدنش</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">روم وقتی که پدر خانه نباشد. سامی هم که هر از گاهی به دیدن خانواده‌اش </span><span lang="FA">می‌</span><span lang="AR-SA">رود، حتی گاهی اوقات برادرهایش و گاهی یکی دوبار پدر و مادرش آمدند به دیدنش، من هم که نقش یک هم‌خانه را خوب بازی کردم.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: چرا به مادرت نگفتی؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد:</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">خواهم ناراحتش کنم،</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">دانم که</span><span lang="FA"> نمی‌</span><span lang="AR-SA">تواند با این موضوع کنار بیاید، بهتر است در خیالات خودش باقی بماند. سامان هم درباره خانواده‌اش همین‌طوری فکر</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: با وبلاگ</span></strong><strong><span lang="FA">‌های </span></strong><strong><span lang="AR-SA">دگرباشی آشنایی دارید؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: خیلی کم، من کم‌تر زمان دارم به کارهای جنبی به غیر از شغلم برسم، اما سامی چون با کامپیوتر و اینترنت زیاد سروکار دارد خیلی خوب با وبلاگ</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">و فعالیت</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">آشنایی دارد. بعضی وقت</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">هم با شوق و ذوق از وبلاگ</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">زوج</span><span lang="FA">‌های </span><span lang="AR-SA">همجنسگرا و خاطراتی که نوشته‌اند برای‌ام تعریف</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">کند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: نظرت درباره وبلاگ‌هایی که توسط یک زوج دگرباش اداره</span></strong><strong><span lang="FA"> می‌</span></strong><strong><span lang="AR-SA">شوند چیست؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: کار فوق‌العاده است، زمانی که من و سامی با هم قرار زندگی مشترک گذاشتیم،</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">ترسیدیم، هیچ زوج همجنسگرایی را سرغ نداشتیم، البته از بعضی دوستان شنیده بودم، اما خودمان با زوجی ارتباط نداشتیم. و کاری که بچه</span><span lang="FA">‌ها </span><span lang="AR-SA">شروع کرده‌اند و از خاطرات و روزهای با‌هم‌بودن‌شان</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">نویسند</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">تواند راه‌گشا و امیددهنده‌ی خیلی از بچه</span><span lang="FA">‌هایی باشد </span><span lang="AR-SA">که شاید گاهی دل‌سردی سراغ‌شان</span><span lang="FA"> می‌</span><span lang="AR-SA">آید.</span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="AR-SA">رسول: ممنون از زمانی که برای‌مان گذاشتید.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="AR-SA">محمد: سپاسگزارم، شاد باشید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1413</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پیرامون روز ملی اقلیت‌های جنسی ایران-رنگین کمانی ها</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1406</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1406#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Jul 2010 16:41:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بیانیه]]></category>

		<category><![CDATA[چراغ 62]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1406</guid>
		<description><![CDATA[

یکم امرداد ۱۳۸۹، عده‌ای این روز را گرامی داشتند. بزرگداشت اولین سال‌گرد روز ملی اقلیت‌های جنسی ایران، یادآوری حقوق و مسئولیت هریک از ما ست. حق ما در تقابل با یک‌دیگر و اجتماعی که در آن زیست می‌کنیم و مسئولیت هر کدام از ما، پیش از هر چیز در برابر خودمان و هم‌چنین در برابر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><!--[endif]--></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1410" title="e-melli-1" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/07/e-melli-1-300x220.jpg" alt="e-melli-1" width="300" height="220" /><br />
یکم امرداد ۱۳۸۹، عده‌ای این روز را گرامی داشتند. بزرگداشت اولین سال‌گرد روز ملی اقلیت‌های جنسی ایران، یادآوری حقوق و مسئولیت هریک از ما ست. حق ما در تقابل با یک‌دیگر و اجتماعی که در آن زیست می‌کنیم و مسئولیت هر کدام از ما، پیش از هر چیز در برابر خودمان و هم‌چنین در برابر هر کدام از ما و در تقابل با اجتماع بشری</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1411" title="e-melli-2" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/07/e-melli-2-300x200.jpg" alt="e-melli-2" width="300" height="200" />ما توانستیم در این روز نشان دهیم وجود و حضور آشکار و پویا داریم و ظرفیت‌های اقلیت‌های جنسی برای هم‌بستگی و اراده‌ی جمعی برای ما روشن شد</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">اشتیاق برای تمرین با‌هم‌بودن، تحمل هم، هم‌یاری و مشارکت در هر آن‌چه زندگی ما ست، از غم و از شادی</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ایده‌ی داشتن روزی شبیه به آن‌چه در روزهای آخر تیرماه به عنوان روز ملی اقلیت‌های جنسی، از سوی بخشی از جامعه‌ی کوییر ایرانی پیش نهاده شد، سال‌ها است به صورت‌های مختلف مطرح و بحث شده است و امسال عده‌ای از ما به مرحله‌ای رسیدیم که با تجربیات و ذهنیتی که در این زمینه داشتیم دست‌به‌کار شدیم و اقدامی را در این زمینه شروع کردیم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">واقعیت این است که می‌شد ماه‌ها و سال‌ها مانند گذشته بر روی این مسئله بحث و گفت‌وگو کرد ولی گاهی برای این‌که کاری پیش برود و جدی گرفته شود لازم است اقدام قاطعی صورت گیرد. هر کاری آغازی دارد و هیچ کاری از ابتدا تمام شده و بی‌عیب نیست و ما امسال در نقطه‌ی آغاز هستیم نه در پایان راه.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">همین امسال که همه‌ی ما داغ‌دار فرزندان این سرزمین هستیم و دل‌نگران حال عزیزان‌ در بندمان، درست همین امسال که این خاک و مردمان‌ش چشم دنیا را به زیبایی حرکت خود خیره کرده است، ما همین امسال دست‌به‌کار شدیم چرا که تعطیل و تعویق هرچیزی که در جهت انسانیت است، به هر بهانه‌ای به ضرر حقوق انسانی و رسیدن به شرایط برابر است. چراکه ما باور به این مسئله را ضروری می‌دانیم که رسیدن به فردایی بهتر در گرو دیدن چشم‌انداز برابری و حقوق تمامی ما است؛ یک‌یک افراد انسانی</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">با هر ان‌چه از توان و امکان که در اختیار داشتیم، تلاش کردیم تا جای ممکن با افرادی با دیدگاه‌های مختلف موافق و مخالف در باره‌ی این موضوع گفت‌وگو کنیم و تعامل ایجاد کنیم، هیچ شخصی یا گروهی رهبری این اقدام را برعهده نداشت، این خواست و نیازی عمیق در وجود بسیاری از ما بود تا روزی را برای پرداختن به خود و دوستان‌مان به‌عنوان یک جماعت و نه فقط یک فرد داشته باشیم. روزی که تا زمان آزادی این خاک و تا زمان رنگ‌باختن این مرزبندی‌ها، روز ما باشد. تا آن‌زمان که هر روز، روز انسان باشد فارغ از هرچیز دیگر</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">و شروع همه‌ی این‌ها کافی بود فقط با یک جمله یادآوری شود تا افراد و گروه‌ها به‌صورت خودجوش و فعالانه، پی‌گیر شوند و هرکس با توجه به انتظارات و دیدگاه خود راهی را در این جهت در پیش گیرد و خوش‌بختانه این طرح با استقبال خوبی روبه‌رو شد، مهم‌ترین کاستی‌ای کار امسال این بود که تعداد افرادی که به آن‌ها در این زمینه اطلاع‌رسانی شد محدود بود و این امکان مشارکت و هم‌فکری بسیاری از دوستان را از ما گرفت ولی این کاستی نه از روی بی‌توجهی ما بلکه به دلیل محدودیت زمان و امکانات بود</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تعدادی از ما در جمع‌های دوستانه‌مان، تصمیم گرفتیم یک جشن کوچک برپا کنیم و با آن‌چه برای‌مان ممکن و در دست‌رس بود مراسمی را برای این روز برگذار کنیم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">با تلاش و هم‌کاری دوستان توانستیم چند پرچم رنگین‌کمان و نمادهای دیگر رنگی تهیه کنیم و برای یادبود این روز اثر دست خود را با رنگ‌های رنگین‌کمان بر روی یک پارچه گذاشتیم. تدارک‌دیدن برای حرکتی حتی این‌چنین کوچک و هم‌کاری و هم‌فکری دوستان در این روز سبب شد تا خود را بیش از یک فرد و عضوی از جامعه‌ی اقلیت‌های جنسی حس کنیم، شاید برگذاری چنین مراسمی بیش از آن‌که بر روی دیگران تأثیر داشته باشد و وجود ما را در جامعه یادآوری کند، تلنگری است به خودمان، فرصتی است برای داشتن حسی خوب نسبت به خود و دوستان‌مان</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">در مهمانی کوچکی که برپا کردیم، تعداد زیادی عکس با نماد‌های رنگین‌کمانی گرفته شد، تقریباً تمام کارها با مشارکت دوستان انجام گرفت. حتا بادکردن بادکنک‌ها و تنظیم چیدمان محل هم جزئی از زمان باهم بودن‌مان بود. یک کیک ساده هم خوردیم که دور هم و در آن حال و هوا خیلی چسبید. یکی از دوستان چند شعر از شعرهای زیبایش را برایمان خواند؛ فرصتی بود برای همه‌ی ما تا فارغ از هیاهو و دغدغه‌های روزمره، در یک فضای رنگین‌کمانی احساس امنیت و تعلق کنیم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">پس از مهمانی، با تعدادی از دوستان بیرون رفتیم تا دور شهر چرخی بزنیم. پرچم رنگین‌کمان را که خودمان دوخته بودیم، از ماشین بیرون آوردیم و جیغ و هورا کشیدیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span> </span>یک خانم از توی ماشین‌ش پرسید این پرچم نماد چیه؟ ما هم گفتیم ال جی بی تی.<br />
تمام اتفاقات این روز تجربه‌ی خوب و به‌یاد‌ماندنی برای ما بود. تجربه‌ای که فقط به لطف داشتن یک روز خاص به آن رسیدیم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">کار بزرگ از روز بعد آغاز شد، از این پس کسانی که مزه‌ی این روز را چشیدند مشتاق خواهند بود تا این تجربه‌ی دل‌پذیر را با دیگران قسمت کنند تا سال آینده این روز را هرچه باشکوه‌تر برگذار کنیم</span></p>
<address class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">رنگین کمانی ها<br />
</span></address>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1406</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>درخواست سازمان دگرباشان جنسی ایرانی – ایرکو، برای لغو حکم اعدام ابراهیم حمیدی</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1400</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1400#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Jul 2010 19:19:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بیانیه]]></category>

		<category><![CDATA[روی‌دادهای اجتماعی]]></category>

		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[گزارش دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1400</guid>
		<description><![CDATA[
 
حکم اعدامی دیگر به اتهام واهی تعرض جنسی به همجنس
 
درخواست سازمان دگرباشان جنسی ایرانی – ایرکو، برای لغو حکم اعدام ابراهیم حمیدی
دوشنبه ۱۲ جولای ۲۰۱۰، ۲۱ تیر ماه ۱۳۸۹

ابراهیم حمیدی در هفته‌ی گذشته در تبریز به اعدام محکوم شد.  این مرد جوان در زد و خوردی که به دنبال اختلاف مابین دو خانواده به وقوع [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; color: #333333; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">حکم اعدامی دیگر به اتهام واهی تعرض جنسی به همجنس</span></strong><strong></strong></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;"> </span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">درخواست سازمان دگرباشان جنسی ایرانی – ایرکو، برای لغو حکم اعدام ابراهیم حمیدی</span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">دوشنبه ۱۲ جولای ۲۰۱۰، </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">۲۱</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;"> </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تیر ماه ۱۳۸۹</span></span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br style="mso-special-character: line-break;" /><br style="mso-special-character: line-break;" /></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ابراهیم حمیدی در هفته‌ی گذشته در تبریز به اعدام محکوم شد.<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>این مرد جوان در زد و خوردی که به دنبال اختلاف مابین دو خانواده به وقوع پیوست، دستگیر و سپس به اعدام محکوم شده بود. وکالت پرونده را چندی<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>پس از دستگیری متهمان و صدور حکم در سال ۱۳۸۷، محمد مصطفایی به عهده گرفت. وی در همان زمان خود گزارشی از دستگیری و روند بررسی پرونده<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>که منجر به صدور حکم اعدام شده بود ارائه داد. امروز پس از گذشت دو سال این حکم برای بار سوم در دادگاه جنایی استانی تبریز تایید شده است.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">یک جوان با اتهامی واهی به دنبال اختلاف میان دو خانواده اعدام خواهد شد </span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">این پرونده اولین بار نزدیک به دو سال پیش از سوی وکیل پرونده، محمد مصطفایی به اطلاع عموم رسید. شرحی که وکیل پرونده منتشر کرد حاکی است که جوانی در دعوای مابین دو خانواده، همراه با سه نفر از دوستان خود، متهم به تعرض جنسی به یکی از اعضای خانواده‌‌ی مقابل، در همان محل دعوا می شود. هر چهار جوان دستگیر می شوند و در بازجویی‌های اولیه برای اعتراف به جرم شکنجه می شوند. ابراهیم حمیدی، در طی بازجویی برای فرار از درد ناشی از شکنجه برگه‌ی اعتراف به جرم را امضا می کند. به گفته‌ی وکیل و شهادت سه نفر دیگر که همزمان با ابراهیم بازجویی می شده اند، او برای فرار از شکنجه آن ورقه را امضا و در واقع به جرم ناکرده اعتراف کرده است . هر چهار نفر در شعبه دوم دادگاه کیفری آذربایجان بر اساس علم قاضی در دو دادگاه پیاپی به اعدام محکوم می شوند. بار سوم در شعبه دوازده دادگاه کیفری سه نفر تبرئه و ابراهیم حمیدی به اعدام محکوم می شود.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">محمد مصطفایی هفته‌ی پیش در گزارش خود از صدور این حکم می نویسد: &#8220;در گذشته اعلام کردم که در بسیاری از پرونده هایی که موکلینم به اعدام محکوم شده بودند ایرادات و اشکالاتی در پرونده هایشان وجود داشته و دارد که احراز حکم را با مشکل جدی مواجه می کند. این پرونده نیز نمونه ای از پرونده هایی است که متهمین آنها بدون آن که مرتکب عمل مجرمانه شده باشند به اعدام محکوم شدند.&#8221; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">به گفته‌ی محمد مصطفایی، متهمان پرونده در بازجویی های اولیه تحت فشار قرار داده شده اند تا یک نفر از میان‌ ایشان گناه را به گردن بگیرد و به زندان برود و بقیه آزاد شوند، اما ایشان قبول نکرده اند. دست آخر ابراهیم حمیدی برای رهایی از شکنجه اعتراف نامه ای خلاف واقع را امضا کرده و محکوم به اعدام شده است. مصطفایی در ادامه توضیح می دهد شاکی خصوصی اتهام خود را پس گرفته و امضا کرده است که هیچ تعرض جنسی به او صورت نگرفته و این اتهام را تحت فشار پدر و مادر خود به متهم وارد کرده است. با این وجود، و با آن که شاکی اعلام کرده که اتهام به دروغ وارد کرده، و وکیل پرونده توجه قضات را به اشکالات و ایرادات پرونده جلب کرده است، ابراهیم حمیدی محکوم به اعدام شده است.<br />
<span style="mso-spacerun: yes;">  </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">آنچه جامعه ی ایرانی در مورد همجنسگرایان نمی داند</span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">اعدام مجازاتی غیر انسانی و خشن است. اعدام به اتهامی واهی غیرمنصانه است. این پرونده که بی دلیل با مساله‌ی همجنسگرایی پیوند خورده، خاطر نشان می کند که جرم‌انگاری همجنسگرایی تنها دامن همجنسگرایان را نمی گیرد، بلکه به تمام بدنه‌ی جامعه زخم می زند.<br />
یادآوری این نکته ضروری است که همجنسگرایی گرایشی طبیعی است و همجنسگرایان ایران با رعایت معیارهای اخلاقی و احترام به موازین روابط اجتماعی، با مذموم دانستن تجاوز و شکستن حریم فردی دیگران می کوشند به جامعه‌ی مادر نشان دهند که این گرایش در ذات خود ارتباطی با جرم های اخلاقی و جنایی ندارد.<br />
همجنسگرایان افرادی هستند بالغ و عاقل که مایل هستند پیوندی عاطفی و جسمی بر اساس احترام متقابل و رعایت موازین اخلاقی با همجنس خود در شرایط مساوی و در صورت امکان برقرار نمایند.<br />
شهروندان همجنسگرای ایران افرادی هستند که به اخلاقیات و شئونات دینی و سنت های ایرانی احترام می گذارند. با وجود آن که فشارهای فرهنگی و سیاسی فرزندان همجنسگرای ما را به زیست در شرایط دشوار و دور از حداقل رفاه اجتماعی واداشته، بسیاری دیگر از همجنسگرایان ایرانی دارای مدارک عالی تحصیلی و سابقه‌ی نیک در فعالیت های اجتماعی و مدارج شغلی و پیشرفت های علمی و ادبی و هنری اند. هر دو گروه به اخلاقیات و ارزش های خانوادگی پایبندند. به فرهنگ ایرانی و مذاهبی که به آن تعلق دارند، و به جریان های معتبر و مقبول فکری مورد انتخاب خویش وفادارند.<br />
از نگاه ما جرم انگاشتن همجنسگرایی زمینه‌ساز ظلمی است نه تنها به اعضای همجنسگرای جامعه بلکه به تمام کسانی که مورد اتهامی واهی در لوای تعرض جنسی قرار بگیرند.<br />
تداخلی که در قوانین مجازات ایران میان تجاوز جنسی به افراد و رابطه‌ی همجنسگرایانه موجود است، حقوق انسانی افرادی که همجنسگرا هستند اما مرتکب جرمی از جرایم اخلاقی و جنایی نشده اند را سلب می کند. زندان و اعدام برای همجنسگرایان، و برای کسانی که همجنسگرا نیستند اما با تکیه به قوانین مجازات ایران، مورد اتهام همجنسگرایی قرار می گیرند، همچنین آنان که بدون شواهد و مدارک کافی و مستدل مورد اتهام تجاوز جنسی قرار می گیرند، مجازاتی است که نه یک فرد و نه یک خانواده، بلکه تمام جامعه ایران را در ناامنی و نگرانی عمیق از سرنوشت محتوم خود فرو می برد. <br style="mso-special-character: line-break;" /><br style="mso-special-character: line-break;" /></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">دغدغه‌ی ما به عنوان خانواده و دوستان همجنسگرایان ایرانی</span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">از جمله نگرانی های عمیق سازمان دگرباشان جنسی خطری است که بر اثر ابهام میان همجنسگرایی با جرایم اجتماعی و جنایی همجنسگرایان را تهدید می کند.<br />
سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، ایرکو، در سال ۲۰۰۷ در تورنتوی کانادا برای حمایت از حقوق انسانی و شهروندی دگرباشان جنسی ایرانی (همجنسگرایان، دگرجنسگونگان، دوجنسگرایان، دوجنسگونگان) و روشنگری در خصوص هویت دگرباشی جنسی و تحکیم پیوندی طبیعی و اجتماعی میان دگرباشان جنسی با خانواده و اجتماع و فرهنگ، و به منظور حمایت های حقوقی و اجتماعی از آن دسته دگرباشانی که به دلیل فشار اجتماعی ناچار به ترک خانه و کشور خود می شوند، ایجاد شد. این سازمان با شورایی متشکل از ۶ نفر از فعالان اجتماعی همجنسگرا و دگرجنسگرا، تا کنون با وفاداری به بهبود شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ی دگرباشان جنسی و احترام به نظرگاه های این جامعه به فعالیت اجتماعی خود مشغول بوده است.<br />
ما با ابراز نگرانی از حکم اعدام ابراهیم حمیدی، که نه به اتهام همجنسگرایی بلکه به اتهام بی پشتوانه‌ی تعرض جنسی، بدون شواهد و مدارک ضروری، به استناد علم قاضی محکوم به اعدام شده است از دستگاه قضایی درخواست لغو حکم را داریم.<br />
توجه مردم و خانواده ها را به خطری که عدم دقت به ایرادات پرونده، بر اساس گفته‌ی وکیل، متوجه سرنوشت فرزندان ما می کند جلب می کنیم. همچنین توجه مردم و خانواده ها را به خطری که جرم‌انگاری همجنسگرایی- که در ذات خود هیچگونه نزدیکی و مشابهتی با جرم های اخلاقی و جنایی ندارد- برای تمام افراد جامعه که در معرض &#8220;اتهام&#8221; قرار می گیرند، جلب می کنیم.<br />
ما در سازمان دگرباشان جنسی ایرانی- ایرکو، از مردم دعوت می کنیم تا از حق دستیابی ابراهیم حمیدی و آن تعداد از زندانیانی که به جرم همجنسگرایی محکوم به اعدام شده اند برای برخورداری از دادگاه های منصفانه و بازجویی های فارغ از شکنجه حمایت کنند.<br />
در حال حاضر تعدادی از جوانانی که فرزندان ما و اعضای خانواده‌ی ما هستند در زندان های ایران به جرم همجنسگرایی محکوم به اعدام اند. این تعداد، در سنین پایین دستگیر و محاکمه شده اند. از این تعداد، که نام چهار نفر آنها به رسانه ها رسیده ا ست، سه نفر همچنان در زندان به سر می برند. یک نفر بنا به گفته ی وکیل تسخیری، دو سال پیش اعدام شده است.<br />
همچنین به عنوان خانواده‌ی بزرگتر جامعه‌ی همجنسگرایی نگرانی خود را از وضعیت عمومی جسمی و روحی این افراد جوان در زندان ابراز می کنیم. تعدادی از پناهجویان همجنسگرای ایرانی شکنجه هایی که در زندان به ایشان وارد آمده تا به جرم ناکرده‌ی لواط اعتراف کنند را در مصاحبه با سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، و با سازمان دیدبان حقوق بشر، مشروح کرده اند. بر اساس این مصاحبه، ایشان در زندان از سوی بازجوهای خود مورد ضرب و شتم شدید قرار داشته و از سوی دیگر زندانیان در معرض تعرض مکرر جنسی بوده اند. یکی از این پناهجویان ابراز داشت در حالی ورقه‌ی اعتراف وی به تجاوز و عمل لواط امضا شده<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>که دست وی در اثر شدت ضربه های وارده و آویزان ماندن طولانی‌مدت از ناحیه‌ی مچ به شدت زخمی بوده و ورم داشته و قادر به امضا نبوده و بازجو به جای او ورقه را امضا کرده است.<br />
این پناهجویان ابراز می دارند که خطایی مرتکب نشده اند و تجاوز به عنف نکرده اند، و رابطه ای خارج از موازین انسانی و اخلاقی نداشته اند.<br style="mso-special-character: line-break;" /><br style="mso-special-character: line-break;" /></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">قانون مجازات اسلامی، سرفصل همجنسگرایی</span></strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">مطابق ماده ۱۸-۲۲۱ و ۱۹- ۲۲۱، <strong>لواط عبارت است از دخول آلت رجولیت به اندازه ختنه‌گاه در دبر انسان مذکر؛ هرچند مرده باشد. و حد لواط برای فاعل درصورت عنف یا دارا بودن شرایط احصان قتل است ودر صورت فقدان شرایط احصان صد ضربه تازیانه است و حد لواط برای مفعول در صورتی که بالغ و عاقل باشد و اکراه نشده باشد، قتل است. </strong></span></span><strong><span style="font-size: 12pt; color: red; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span></strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><br />
<span style="color: #000000;">نگرانی ما آن است که قانون مجازاتی که همجنسگرایی را جرم به شمار می آورد و میان همجنسگرایی با تجاوز جنسی افراد به افراد ابهام ایجاد می کند، پرده‌ی امنیت افراد و خانواده ها را پاره کند و هر زمان افراد همجنسگرا و افراد غیرهمجنسگرا با به جرم های ناکرده محکوم به زندان و اعدام باشند. <br style="mso-special-character: line-break;" /><br style="mso-special-character: line-break;" /></span></span></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ما از دستگاه قضایی ایران درخواست می کنیم با لغو این حکم و بازبینی در جرایم مربوط به همجنسگرایی امنیت و اطمینان خاطر را به خانواده ها برگردانند. آرامش جامعه در صورت ناامنی و نگرانی مردم آسیب می بیند. زمانی این آسیب عمیق می شود که دامنه‌ی ناامنی به وسیع‌ترین بدنه‌ی جامعه، یعنی خانواده و افراد عادی برسد. عدم اطمینان و اعتماد به پایه های ثبات حقوق بشری و شهروندی و عدم اتکا به دقت و حساسیت دستگاه قضایی در حفظ این حقوق و مراقبت از این امنیت، زندگی را برای تمام افراد جامعه نه فقط برای انسانی که به اشد مجازات محکوم شده، دشوار می کند. </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; mso-margin-top-alt: auto;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ما همچنین از خانواده های ایرانی درخواست می کنیم با مقامات مسوول قضائی در ایران تماس گرفته و به حکم ابراهیم حمیدی که به اتهام واهی تعرض جنسی به همجنس محکوم شده است، و به احکام اعدام به جرم همجنسگرایی اعتراض کنند. </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">با احترام</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"> </p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی – ایرکو</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"> </p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;"><a href="http://www.irqo.org/"><span dir="ltr"><span style="color: #000000;">www.irqo.org</span></span></a></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;"><a href="http://irqopglo.org/"><span dir="ltr"><span style="color: #000000;">http://irqopglo.org</span></span></a></span></strong><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;"><a href="mailto:board@irqo.org"><span dir="ltr"><span style="color: #000000;">board@irqo.org</span></span></a></span></strong><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA; mso-ansi-language: EN-CA;" dir="ltr" lang="EN-CA"><span style="color: #000000;">+416 407 5451</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" dir="ltr"><span style="color: #000000;">135 Tyndal Ave. 503, Toronto Ontario M6K 2G4 Canada</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" dir="ltr"><br />
</span><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;">لطفن مکاتبات خود را از طریق آدرس‌های زیر به قوه‌ی قضائیه و وزارت امور خارجه‌ی ایران ارسال کنید. </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;">حضرت آیت الله آملی لاریجانی، ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: x-small;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" dir="ltr"><span style="color: #000000;">info@dadiran.ir</span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><a href="mailto:bia.judi@yahoo.com"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;"><span dir="ltr" lang="EN-US">bia.judi@yahoo</span>.<span dir="ltr" lang="EN-US">com</span></span></span></a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;">دفتر ریاست محترم قوه قضاییه</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;">تهران، خیابان پاستور، خیابان ولی عصر، ظلع جنوبی سه راه جمهوری </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" dir="ltr"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;">۱۳۱۶۸۱۴۷۳۷</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">جناب آقای منوچهر متکی وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران</span></strong><strong></strong></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><a href="mailto:matbuat@mfa.gov.ir"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;"><span dir="ltr" lang="EN-US">matbuat@mfa.gov</span>.<span dir="ltr" lang="EN-US">ir</span></span></span></a></span><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;">دفتر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">تهران، میدان امام خمینی، خیابان امام خمینی، وزارت امور خارجه</span><strong></strong></span></span></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"><strong></strong><strong></strong></span></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><strong></strong></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ضمیمه</span></strong><strong></strong></span></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">قانون مجازات اسلامی – سر فصل همجنسگرایی</span></span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br style="mso-special-character: line-break;" /></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="padding-left: 30px; margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">لواط</span></span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ماده ۱۸-۲۲۱ : لواط عبارت است از دخول آلت رجولیت به اندازه ختنه‌گاه در دبر انسان مذکر؛ هرچند مرده باشد</span></span></strong><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۹-۲۲۱ : حد لواط برای فاعل درصورت عنف یا دارا بودن شرایط احصان قتل است ودر صورت فقدان شرایط احصان صد ضربه تازیانه است و حد لواط برای مفعول در صورتی که بالغ و عاقل باشد و اکراه نشده باشد، قتل است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- شرایط احصان در لواط همان شرایط احصان در زناست</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۰-۲۲۱ : هرگاه مردی کمتر از چهار بار اقرار به لواط نماید، به مجازات تعزیری </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">۷۰</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ضربه شلاق محکوم می شود</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تفخیذ</span></strong></span><strong><span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ماده ۲۱-۲۲۱ : تفخیذ عبارت است از مالیدن آلت رجولیت بین ران‌های یا الیتین انسان مذکر هر چند مرده باشد</span></span></strong><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- دخول کمتر از ختنه گاه در حکم تفخیذ است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۲-۲۲۱: حد فاعل و مفعول در تفخیذ صد ضربه شلاق ‌است و فرقی میان محصن و غیر محصن وعنف و غیر عنف در مجازات نیست و طرفی که اکراه شده و یا طفل است، مجازات نمی‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- در صورتی که فاعل غیر مسلمان و مفعول مسلمان باشد، حد فاعل قتل است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۳-۲۲۱: هر گاه‌ دو یا چند مرد از روی‌ شهوت و بدون‌ ضرورت‌ به‌ صورت برهنه‌ زیر یک‌پوشش‌ قرار گیرند، به تناسب جرم وشخص مجرم به مجازات تعزیری تا ۹۹ ضربه‌ شلاق محکوم می‌شوند</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- هرگاه یکی از طرفین نابالغ یا مکره باشد، حکم مذکور تنها نسبت به فرد بالغ جاری است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۴-۲۲۱: همجنس بازی انسان مذکر در غیر از لواط و تفخیذ از قبیل تقبیل و ملامسه از روی شهوت موجب تعزیر به تناسب جرم وشخص مجرم تا ۷۴ ضربه شلاق است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۵-۲۲۱: هرگاه مردی کمتر از چهار بار اقرار به تفخیذ نماید، به مجازات تعزیری </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">۷۰</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ضربه شلاق محکوم می شود</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">مساحقه</span></strong></span><strong><span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ماده ۲۶-۲۲۱ : مساحقه عبارت است از اینکه انسان مؤنث، اندام تناسلی خود را به اندام تناسلی همجنس خود هر چند مرده باشد بمالد</span></span></strong><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۷-۲۲۱ : حد مساحقه، صد ضربه شلاق است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۸-۲۲۱ : در حد مساحقه فرقی بین فاعل و مفعول و مسلمان و غیرمسلمان نیست</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲۹-۲۲۱ : همجنس بازی انسان مؤنث در غیر از مساحقه از قبیل تقبیل و ملامسه از روی شهوت موجب تعزیر به تناسب جرم وشخص مجرم تا ۷۴ ضربه شلاق است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۳۰-۲۲۱ : هر گاه دو یا چند زن از روی شهوت و بدون ضرورت به صورت برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند، به مجازات تعزیری به تناسب جرم وشخص مجرم تا ۹۹ ضربه شلاق محکوم می‌شوند و در صورت تکرار تعزیر، در مرتبه سوم و بالاتر به یک صد ضربه شلاق به عنوان حد محکوم خواهند شد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- هرگاه یکی از طرفین نابالغ یا مکره باشد، حکم مذکور نسبت به نابالغ و مکره جاری نیست</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۳۱-۲۲۱ : در صورت عدم قیام ادله اثباتی بر جرایم حدی این فصل و انکار متهم به جز در موارد احتمال ارتکاب با عنف، آزار، ربایش یا اغفال و اکراه هرگونه تحقیق و تفحص و کنکاش جهت کشف امور پنهان و مستور از انظار ممنوع است</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">مبحث دوم: قوادی</span></strong></span><strong><span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ماده ۱-۲۲۲ : قوادی عبارت است از به هم رساندن دو یا چند نفر برای زنا یا لواط مشروط بر این‌که زنا یا لواط تحقق یابد</span></span></strong><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- در قوادی تکرار عمل شرط نیست</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲-۲۲۲ : حد قوادی برای مرد ۷۵ ضربه شلاق و تبعید از سه ماه تا یک سال و برای زن فقط ۷۵ ضربه شلاق است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۳-۲۲۲: در صورتی که کسی دو یا چند نابالغ را برای زنا یا لواط به هم برساند، موجب حد نیست؛اما به مجازات تعزیری به تناسب جرم وشخص مجرم تا۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۴-۲۲۲: هر گاه کسی محلی را برای به هم رساندن افراد و برقراری ارتباط نامشروع میان آنها تشکیل دهد، علاوه بر مجازات قوادی در صورت تحقق شرایط آن، به مجازات حبس تعزیری به تناسب جرم و مجرم از یک سال تا دو سال محکوم می‌گردد</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">مبحث سوم: قذف</span></strong></span><strong><span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA"><span style="color: #000000;">ماده ۱-۲۲۳ : قذف عبارت است از نسبت دادن زنایا لواط به شخص دیگر؛ هرچند مرده باشد</span></span></strong><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۲-۲۲۳: هرگاه کسی غیر از زنا یا لواط امر حرام دیگری را مانند رابطه نامشروع و مساحقه که به موجب قانون جرم محسوب می‌شود به دیگری نسبت دهد به مجازات تعزیری به تناسب جرم وشخص مجرم تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۳-۲۲۳ : قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت دهنده به معنای لفظ آگاه بوده و قصد انتساب داشته باشد؛ گرچه مقذوف یا مخاطب در حین قذف از مفاد آن آگاه نباشد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره - قذف علاوه بر لفظ با نوشتن هرچند به شیوه الکترونیکی نیز تحقق می‌یابد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۴-۲۲۳ : هرگاه‌ کسی‌ به‌ فرزند مشروع‌ خود بگوید تو فرزند من‌ نیستی قذف او محسوب نمی شود. همچنین‌ اگر کسی‌ به‌ فرزند مشروع‌ دیگری‌ بگوید تو فرزند او نیستی پدر را قذف کرده است نه پسر را</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره‌- در مورد ماده مذکور‌ هر گاه‌ قرینه‌‌ای‌ در بین‌ باشد که‌ منظور قذف‌ نیست،‌ حد ثابت‌ نمی‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۵-۲۲۳ : هر گاه‌ کسی‌ به‌ شخصی‌ بگوید که‌ تو با فلان‌ زن‌ زنا کرده‌ای‌ یا با فلان‌ مرد لواط نموده‌ای،‌ فقط نسبت‌ به‌ مخاطب‌ قذف‌ بوده نه نسبت به فرد دیگر و گوینده‌ محکوم‌ به‌ حد قذف‌ می‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۶-۲۲۳: هرگاه کسی به قصد نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری الفاظی غیر از زنا یا لواط به کار ببرد که صریح در انتساب زنا یا لواط به افرادی از قبیل همسر، پدر، مادر، خواهر یا برادر مخاطب باشد، نسبت به کسی که زنا یا لواط را به او نسبت داده محکوم به حد قذف می‌شود و در خصوص مخاطب که به علت این انتساب اذیت شده باشد، مرتکب به تناسب جرم وشخص مجرم به مجازات تعزیری تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۷-۲۲۳: هر دشنام یا نسبتی که‌ باعث‌ اذیت‌ شنونده‌ شود و دلالت‌ بر قذف‌ نکند مانند این‌که‌ کسی‌ به ‌زنش‌ بگوید تو باکره‌ نبودی‌ مرتکب به تناسب جرم وشخص مجرم به مجازات تعزیری تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۸-۲۲۳ : حد قذف هشتاد ضربه شلاق است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۹-۲۲۳ : هرگاه کسی زنا یا لواطی که موجب حد نیست مانند زنا یا لواط در حال اکراه یا عدم بلوغ را به کسی نسبت دهد موجب حد نخواهد شد و نسبت دهنده به تناسب جرم انجام شده وشخص مجرم به مجازات تعزیری تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۰-۲۲۳ : قذف در صورتی موجب حد می شود که قذف شونده در هنگام قذف بالغ، عاقل، مسلمان، معین وغیر متظاهر به زنا یا لواط باشد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره یک- هرگاه قذف شونده، نابالغ، مجنون، کافر یا غیر معین باشد، قذف‌کننده به مجازات تعزیری به تناسب جرم وشخص مجرم تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود؛اما قذف متظاهر به زنا یا لواط مجازات ندارد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره دوـ قذف کسی که متظاهر به زنا یا لواط است و نسبت به آنچه که متظاهر به آن نیست موجب حد می‌باشد. مثل نسبت دادن لواط به کسی که متظاهر به زنا باشد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۱-۲۲۳ : نسبت دادن زنا یا لواط به کسی که به خاطر همان زنا یا لواط محکوم به حد شده قبل از توبه مقذوف مجازات ندارد؛ ولی پس از توبه وی، موجب حد است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده۱۲ -۲۲۳: قذف از حقوق‌الناس است و پس از شکایت قذف شونده و اثبات حد اجرای آن نیز منوط به مطالبه اوست و در صورت عفو ساقط می‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۳-۲</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">۲۳: </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">هرگاه شخصی چند نفر را ‌به‌طور جداگانه قذف کند دربرابر قذف هر یک، جداگانه حد بر او جاری می‌شود، خواه همگی با هم شکایت کنند، خواه به‌طور جداگانه</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۴-۲۲۳: هرگاه شخصی چند نفر را به یک لفظ قذف نماید، هر کدام از آنها می‌توانند جداگانه شکایت کنند و در صورت صدور محکومیت مطالبه اجرای آن را کنند؛اما در هر صورت بیش از یک حد بر او جاری نمی‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- حکم مواد ۱۲-۲۲۳، ۱۳-۲۲۳ و ۱۴-۲۲۶ در مورد افترا، دشنام و قذف غیر مستوجب حد نیز جاری است</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۵-۲۲۳ : هرگاه کسی شخصی را به یک سبب یا چند سبب قبل از اجرای حد قذف نماید فقط یک حد ثابت می‌شود؛ اما اگر پس از اجرای حد همان قذف را تکرار نماید حد نیز تکرار می‌شود و اگر بگوید آنچه گفته‌ام حق بود، به مجازات تعزیری به تناسب جرم تا </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">۷۴ </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ضربه شلاق محکوم ‌می‌گردد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۶-۲۲۳: هرگاه پدر یا جد پدری فرزند یا نوه خود را قذف کند، به مجازات تعزیری به تناسب جرم تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۷-۲۲۳ : حد قذف اگر اجرا یا عفو نشود به همه وارثان به غیر از زن و شوهر منتقل می‌گردد و هریک از ورثه می توانند آن را مطالبه کنند؛ هر چند دیگران عفو کرده باشند</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">تبصره- در صورتی که قاذف پدر یا جد پدری وارث باشد، وارث نمی‌تواند اجرای حد را مطالبه کند</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">ماده ۱۸-۲۲۳ : حد قذف درموارد زیر ساقط می‌شود، خواه قبل یا حین اجرای حکم باشد</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">:<br />
۱- </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">هر گاه مقذوف، قاذف را تصدیق نماید</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
۲- </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">هر گاه آنچه که به مقذوف نسبت داده شده است با شهادت شهود اثبات شود</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
۳- </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">هرگاه قذف شونده ودرصورت فوت وی ورثه او قذف کننده را عفو نمایند</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
۴- </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">هرگاه مردی زنش را پس از قذف به زنای پیش از زوجیت یا زمان زوجیت لعان کند</span></strong></span><span style="color: #000000;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr">.<br />
۵- </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" lang="FA">هرگاه دو نفر یکدیگر را قذف کنند، خواه قذف آنها همانند و خواه مختلف باشد</span></strong></span><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;" dir="ltr"><span style="color: #000000;">. <br style="mso-special-character: line-break;" /></span></span></strong></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"> </span></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"> </span></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"> </span></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: justify;"><span style="color: #000000;"> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1400</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نیم نگاهی به یک اثر هنری</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1394</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1394#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Jul 2010 22:59:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اندیشه‌ی دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[نگاره‌ی دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1394</guid>
		<description><![CDATA[آلت ِ جنسی زنانه ، مثل کرم تجزیه شدن ِ جسد را صریح تر کرده است و با تغییرات فاحشی که وارد ِ اثر کرده است ، سر به عصیان بر می دارد . در این بین ، تنها گردنبند که وسیله ی زیبایی و تزئین ِ عاریتی و خارجی است ، هیچ رابطه ای با سوژه ندارد و بدیهی است که این گردنبند ، در زیباتر جلوه دادن ِ نقش ، هیچ نقشی نمی تواند داشته باشد . این گردنبند ، پر کار ترین و حساس ترین قسمت نقاشی است و از ختائی های غربی تبعیت می کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1395" class="wp-caption aligncenter" style="width: 214px"><img class="size-medium wp-image-1395 " title="خالق اثر: کلاغ/ جنسیت: مرد / هویت جنسی: همجنسگرا / سن نقاش در زمان خلق اثر: 17 / تکنیک: ترکیب مواد / ابعاد:  Cm 45 ×70 / سال: 1386 " src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/07/balaban-kalagh-cheraq-204x300.jpg" alt="خالق اثر: کلاغ/ جنسیت: مرد / هویت جنسی: همجنسگرا / سن نقاش در زمان خلق اثر: 17 / تکنیک: ترکیب مواد / ابعاد:  Cm 45 ×70 / سال: 1386 " width="204" height="300" /><p class="wp-caption-text">خالق اثر: کلاغ/ جنسیت: مرد / هویت جنسی: همجنسگرا / سن نقاش در زمان خلق اثر: ۱۷ / تکنیک: ترکیب مواد / ابعاد:  Cm 45 ×۷۰ / سال: ۱۳۸۶ </p></div>
<p class="MsoNormal" align="right"><span lang="FA">نوشته ی بالابان</span></p>
<p class="MsoNormal" align="right"><span lang="FA">در نگاه اول ، کادر طولی و عناصر بصری متقارن و به ویژه زوج ، جلب نظر می کنند . دو دست ِ ناقص الخلقه ، دو گل ِ چهار پر ،فرم ِ کرم و زاویه ی نیم تنه ی اثر بر پایه ی مرطوب کار شده اند . به غیر از پرتره و گردنبند ، رنگهای سرد و پخته ، غالبیت دارند و این انسان ِ زشت مُرده و بدن اش کرم هم گذاشته است . با گلهایی که از چهار لوتوس تشکیل شده است و زنانگی غالبی دارد و تنها طلق زیبایی کل اثر می باشد ، به جای چشم های نا بینا ، اطراف را می بیند و رابطه ی رنگی و صریحی بین ناتوانی ِ دست ها و افکار سنتی ( کلاه گنبدی شکل ) وگرفتاری فکری ( هاله ی سیاه ِ دور ِ پرتره ) وجود دارد . آلت ِ جنسی زنانه ، مثل کرم تجزیه شدن ِ جسد را صریح تر کرده است و با تغییرات فاحشی که وارد ِ اثر کرده است ، سر به عصیان بر می دارد . در این بین ، تنها گردنبند که وسیله ی زیبایی و تزئین ِ عاریتی و خارجی است ، هیچ رابطه ای با سوژه ندارد و بدیهی است که این گردنبند ، در زیباتر جلوه دادن ِ نقش ، هیچ نقشی نمی تواند داشته باشد . این گردنبند ، پر کار ترین و حساس ترین قسمت نقاشی است و از ختائی های غربی تبعیت می کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" align="right"><span lang="FA"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1394</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>مردی به اتهام همجنسگرایی دستگیر و به یک سال زندان مجازات شد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1379</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1379#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:57:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1379</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش عرب‌نیوز، جوان ۲۷ساله‌ای که در ژانویه‌ی ۲۰۱۰ به اتهام همجنسگرایی دستگیر شده بود محکوم به یک سال زندان و هزار ضربه شلاق و پرداخت ۵هزار ریال عربی شد. این مرد که افسران پلیس نام‌اش را فاش نکرده‌اند، از روی فیلم ویدئوی یک محلی بازداشت شد. شایعه از همین ویدئو جریان پیدا کرد و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">به گزارش </span><span lang="FA"><a href="http://arabnews.com/saudiarabia/article28543.ece">عرب‌نیوز</a></span><span lang="FA">، جوان ۲۷ساله‌ای که در ژانویه‌ی ۲۰۱۰ به اتهام همجنسگرایی دستگیر شده بود محکوم به یک سال زندان و هزار ضربه شلاق و پرداخت ۵هزار ریال عربی شد. این مرد که افسران پلیس نام‌اش را فاش نکرده‌اند، از روی فیلم ویدئوی یک محلی بازداشت شد. شایعه از همین ویدئو جریان پیدا کرد و گذشته‌ی این مرد در این فیلم ضبط شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">این ویدئو مردی را نشان می‌دهد که با موهای بلند، لباس رسمی پلیس را پوشیده است و با مردی که دوربین به دست داشت مشغول لاس‌زدن بود. وی از مرد دوربین‌به‌دست درخواست می‌کند که گواهی‌نامه‌ی رانندگی‌اش را نشان دهد، بعد از این‌که می‌بیند تاریخ گواهی‌نامه منقضی شده است، از وی می‌خواهد که «از نظر جسمانی راحت باشد». بعد اسلحه را نشان مرد می‌دهد. در پایان ویدئو، راننده شروع می‌کند که لباس‌های‌اش را دربیاورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">جوان ۲۷ساله، متهم به همجنسگرایی و برهم‌زدن «امنیت عمومی» است. وی پیش‌تر نیز متهم به همجنسگرایی شده بود و محکوم شده بود که یک جز قرآن را از بر کند. روزنامه‌ای هم با پدر این متهم گفتگو کرده است و پدر در این گفتگو مدعی شده است که پسرش از نظر ذهنی بی‌ثبات است و دوستان‌اش وی را اغوا کرده‌اند که جلوی دوربین نقش بازی کند.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1379</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>هشت مارس: زنان خاورمیانه هم پیمان برای مبارزه علیه خشونت</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1375</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1375#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 23:30:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1375</guid>
		<description><![CDATA[هشتم مارس ۱۸۵۷ زنان کارگر کارگاههای پارچه بافی و لباس دوزی نیویورک آمریکا به خیابان ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد, کاهش ساعات کار و بهبود شرایط نامناسب کاری خود شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و ضرب و شتم زنان معترض به خشونت کشیده شد. حدود ۵۰ سال بعد و در پی اعتراضات مداوم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">هشتم مارس ۱۸۵۷ زنان کارگر کارگاههای پارچه بافی و لباس دوزی نیویورک آمریکا به خیابان ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد, کاهش ساعات کار و بهبود شرایط نامناسب کاری خود شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و ضرب و شتم زنان معترض به خشونت کشیده شد. حدود ۵۰ سال بعد و در پی اعتراضات مداوم زنان برای نخستین بار در سال ۱۹۱۳ هشت مارس بعنوان &#8220;روز جهانی زن&#8221; از سوی زنان معترض انتخاب گردید و پس از نزدیک به ۶۰ سال مبارزه, سازمان ملل متحددر سال ۱۹۷۵ این روز را به رسمیت شناخت.</p>
<p style="text-align: justify;">از آن هنگام تا کنون بارها &#8220;روز جهانی زن&#8221; فرصتی برای اعتراضهای گسترده به مقولات جنگ, نظامی گری, سلطه و خشونت بوده است که از آن جمله می توان به ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ با شعار علیه جنگ امپریالیستی, ۸ مارس ۱۹۳۶ در برلین در اعتراض به فاشیسم و ۸ مارس ۱۹۶۹ در آمریکا علیه جنگ ویتنام اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از گذشت سالها زنان خاورمیانه همچنان در شرایطی به سر می برند که خاطره اش در بسیاری کشورها به تاریخ سپرده شده است. زنان خاورمیانه سالهاست که با جنگ, سلطه, نظامی گری, خشونت های نظامی, کنترل و سرکوب, تبعیض و نابرابری های اجتماعی دست به گریبانند. رویدادهای این منطقه در این سالها به رغم مبارزات بی وقفه مردمی, همواره به دلیل شرایط داخلی و دخالت های خارجی, وضعیت را به سمت بحران و گاه فاجعه پیش برده است. بحرانهایی که رواج هر چه بیشتر خشونت در این جوامع را به همراه داشته اند. تبعیض های جنسیتی, قومیتی و طبقاتی اگرچه همه ساکنین منطقه را تحت تاثیر قرار داده, اما زنان همواره در معرض خطر بیشتری قرار گرفته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">مصادیق این خشونت ها را می توان در پایمال شدن حقوق زنان با رواج ازدواجهای اجباری و زودهنگام, سربازگیری, خشونت های ناموسی و کنترل و سرکوب همه جانبه زندگی زنان این منطقه به وضوح مشاهده کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">اکنون و در حالی که نزدیک به صد سال از اولین اعتراض گسترده زنان در &#8220;روز جهانی زن&#8221; می گذرد, ما زنان منطقه خاورمیانه خواهان پایان نظامی گری, سلطه, تبعیض و انواع نابرابری های اجتماعی هستیم و از تمامی خواهران خود در سراسر جهان می خواهیم که همبستگی خود را برای مقابله با انواع خشونت علیه زنان در این منطقه اعلام و در راه پایان دادن به آن تلاش کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dGJoam80MFpsMndWeGw2R3NvdFpkdlE6MA&amp;ifq"><strong>اینجا امضا کنید</strong></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1375</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بیش از پنج‌هزار نفر برهنه در عکسی دسته‌جمعی</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1371</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1371#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 12:11:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1371</guid>
		<description><![CDATA[بی‌بی‌سی / ترجمه‌ی چراغ
 
بیش از پنج‌هزار نفر در سیدنی جلوی خانه‌ی اپرای این شهر لباس‌های‌شان را از تن درآوردند و برهنه در مقابل دوربین عکاسی هنرمند آمریکایی «اسپنسر تونیک» قرار گرفتند. سازمان‌دهندگان انتظار این میزان شرکت مردم را نداشتند و تنها حدس می‌زدند نیمی از این جمعیت حاضر به مشارکت شود. این طرح توسط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a href="http://news.bbc.co.uk/2/hi/asia-pacific/8542350.stm">بی‌بی‌سی</a></span><span lang="FA"> / ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">بیش از پنج‌هزار نفر در سیدنی جلوی خانه‌ی اپرای این شهر لباس‌های‌شان را از تن درآوردند و برهنه در مقابل دوربین عکاسی هنرمند آمریکایی «اسپنسر تونیک» قرار گرفتند. سازمان‌دهندگان انتظار این میزان شرکت مردم را نداشتند و تنها حدس می‌زدند نیمی از این جمعیت حاضر به مشارکت شود. این طرح توسط کاروان شادی همجنسگرایان سیدنی پیش‌نهاد و برگزار شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">اسپنسر تونیک می‌گوید «همجنسگرایان برهنه در کنار دگرجنسگرایان دراز می‌کشند تا پیام مهمی را به جهان برسانند. پیام عکس می‌تواند این باشد که جامعه‌ی استرالیا، برابری و آزادی را پذیرفته است.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">افراد مختلفی در این طرح شرکت داشتند؛ افرادی از سن‌های مختلف، با بدن‌های مختلف، زنان آبستن، و &#8230; .</span></p>
<div id="attachment_1372" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-1372" title="_47392784_008869572-1" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/03/_47392784_008869572-1-300x167.jpg" alt="_47392784_008869572-1" width="300" height="167" /><p class="wp-caption-text">سازمان‌دهندگان انتظار این میزان شرکت مردم را نداشتند </p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1371</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دومین مرد امریکایی حامله شد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1365</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1365#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 20:18:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1365</guid>
		<description><![CDATA[فرستنده: محمد (از ایران)
www.helpftm.blogfa.com


 
او در سال ۱۹۹۸ میلادی تغییر جنسیت داد. این زوج تغییر جنسیت داده به همراه دو فرزند ۱۰ و ۱۲ ساله‌ی خود که آنان نیز تغییر جنسیت داده‌اند، در ایالت کالیفورنیای آمریکا زندگی می‌کنند.
«اسکوت موور» دومین مرد یا بهتر است بگوییم زن آمریکایی است که حامله شده است. او در گذشته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">فرستنده: محمد (از ایران)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #407f00; font-size: medium;"><a href="http://www.helpftm.blogfa.com/" target="_blank">www.helpftm.blogfa.com</a></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #407f00; font-size: medium;"><br />
</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">او در سال ۱۹۹۸ میلادی تغییر جنسیت داد. این زوج تغییر جنسیت داده به همراه دو فرزند ۱۰ و ۱۲ ساله‌ی خود که آنان نیز تغییر جنسیت داده‌اند، در ایالت کالیفورنیای آمریکا زندگی می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">«اسکوت موور» دومین مرد یا بهتر است بگوییم زن آمریکایی است که حامله شده است. او در گذشته مرد بوده اما چند سال پیش با انجام یک عمل جراحی تغییر جنسیت داده و به زن تبدیل شد. وی پس از تغییر جنسیت با مرد دیگری ازدواج کرد و چند ماه پیش از وی بادار شد. اخبار رسیده از ایالات متحده آمریکا حاکی از آن است که نوزاد «موور» تا چند هفته دیگر متولد خواهد شد.</span></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1366" class="wp-caption aligncenter" style="width: 280px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-full wp-image-1366" title="دومین مرد امریکایی حامله شد" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/oisdj.jpg" alt="oisdj" width="270" height="184" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">دومین مرد امریکایی حامله شد</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">نکته‌ی قابل توجه این است که شوهر «اسکوت موور» نیز در گذشته با انجام یک عمل جراحی تغییر جنسیت داده بود. شوهر «موور» قبل از تغییر جنسیت نیز دو فرزند دختر به دنیا آورده بود و هر دو آن‌ها نیز تحت عمل جراحی قرار گرفته و به پسر تغییر جنسیت یافتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">او در سال ۱۹۹۸ میلادی تغییر جنسیت داد. این زوج تغییر جنسیت داده به همراه دو فرزند ۱۰ و ۱۲ ساله خود که آنان نیز تغییر جنسیت داده‌اند، در ایالت کالیفورنیای آمریکا زندگی می‌کنند. قابل ذکر است پیش از «اسکوت موور»، «توماس پتی» اولین مرد جهان بود که در سال ۲۰۰۸ میلادی باردار شده و نوزادی به دنیا آورد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1365</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>زنان بیش‌ترین متقاضیان تغییر جنسیت در ایران</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1362</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1362#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 20:14:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1362</guid>
		<description><![CDATA[فرستنده:‌ محمد (ایران)
www.helpftm.blogfa.com



بیش از ۸۰ درصد از متقاضیان تغییر جنسیت در ایران زنان هستند. حسن موسوی چلک، مدیر کل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، ضمن اعلام این آمار در یک نشست خبری افزود، طی پنج سال اخیر بیش از ۸۰۰ نفر از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی به این سازمان مراجعه کرده‌اند و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">فرستنده:‌ محمد (ایران)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #407f00; font-size: medium;"><a href="http://www.helpftm.blogfa.com/" target="_blank">www.helpftm.blogfa.com</a></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #407f00; font-size: medium;"><br />
</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">بیش از ۸۰ درصد از متقاضیان تغییر جنسیت در ایران زنان هستند. حسن موسوی چلک، مدیر کل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، ضمن اعلام این آمار در یک نشست خبری افزود، طی پنج سال اخیر بیش از ۸۰۰ نفر از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی به این سازمان مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند با عمل جراحی تبدیل به مرد شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">وی در مورد آمار این افراد گفت، پیش‌بینی می‌شود که با روند فعلی تا سه هزار نفر بیمار اختلال هویت جنسی در کشور داشته باشیم، اما چون غربال‌گری صورت نمی‌گیرد، نمی‌توانیم به طور دقیق در مورد آمارها اظهار نظر کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;">وی در مورد آمار متقاضیان تغییر جنسیت به مراکز بهزیستی اظهار داشت، در حال حاضر این آمار کم‌تر شده، چرا که هنوز انگ‌زدن به این بیماران در کشور از بین نرفته است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1362</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>وزارت رفاه آمادگی بررسی بیمه‌ی اختلال هویت جنسی را دارد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1357</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1357#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Feb 2010 17:52:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1357</guid>
		<description><![CDATA[فارس نیوز

رضا حسین‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» با بیان اینکه هیچ درخواستی از سوی وزارت بهداشت و انجمن‌های خاص مبتلایان به اختلال هویت جنسی به وزارت رفاه ارسال نشده است، اظهار داشت: «زمانی که این درخواست ارسال شود، در شورای عالی بیمه بررسی و در صورت تأیید برای تصویب نهایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812060603">فارس نیوز</a></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">رضا حسین‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» با بیان اینکه هیچ درخواستی از سوی وزارت بهداشت و انجمن‌های خاص مبتلایان به اختلال هویت جنسی به وزارت رفاه ارسال نشده است، اظهار داشت: «زمانی که این درخواست ارسال شود، در شورای عالی بیمه بررسی و در صورت تأیید برای تصویب نهایی به هیات وزیران فرستاده می‌شود.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><br />
وی تصریح کرد: وزارت رفاه و تأمین اجتماعی در حال حاضر افراد مبتلا به بیماری </span><span>HIV</span><span lang="FA"> و خانواده‌های‌شان را تحت پوشش قرار داده که این اقدام کمک مؤثری برای این افراد بوده است».<br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><img class="aligncenter size-full wp-image-1358" title="transexualsiniran247x165" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/transexualsiniran247x165.jpg" alt="transexualsiniran247x165" width="247" height="165" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">به گزارش توانا، موسوی چلک مدیر کل دفتر آسیب‌دیدگان اجتماعی بهزیستی چندی پیش اظهار داشت: «عده‌ی زیادی از تی‌.اس‌ها تحت پوشش بیمه نیستند و با توجه به این‌که هزینه‌ی عمل جراحی آن‌ها بالاست با مشکل مواجه می‌شوند. از طرفی بیمه‌ها نیز هزینه‌های این جراحی را قبول نمی‌کنند، چون این عمل را در رده‌ی جراحی‌های زیبایی قرار داده‌اند، در حالی که این بیماری ربطی به زیبایی و عمل‌های زیبایی ندارد».</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">وی تصریح کرد: «متأسفانه جامعه از این اختلال شناخت روشن و دقیقی ندارد و بنابراین بیماران قبل، حین و بعد از عمل با عدم پذیرش از سوی جامعه مواجه می‌شوند، در حالی که یک فرد مبتلا به اختلال در هویت جنسی نقشی در ایجاد بیماری‌اش نداشته و هنگامی که مورد جراحی قرار می‌گیرد و جنسیت‌اش را تغییر می‌دهد، دیگر بیمار نیست، بل‌که یک شهروند عادی است و مثل هر شهروند دیگر باید مورد احترام جامعه قرار بگیرد».</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">موسوی چلک هزینه‌ی عمل جراحی بیماران را ۲۵میلیون تومان عنوان کرد و افزود: «این افراد توانایی پرداخت این مبلغ را ندارند و امیدواریم راه حل قانونی اخذ شود تا این افراد تحت پوشش بیمه قرار گیرند».</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1357</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>همجنس‌بازان: جریانی در جریان انتخابات می‌خواست همجنس‌بازی را در ایران آزاد اعلام کند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1351</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1351#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Feb 2010 10:10:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1351</guid>
		<description><![CDATA[سایت رجا نیوز در تاریخ چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ خبری منتشر کرد که همه‌ی آن در زیر آمده است:
موج توهین به ساحت حضرت امام (ره) هم‌زمان سال‌گرد پیروزی انقلاب اسلامی در سایت‌های حامی فتنه‌ی سبز رشد روز افزونی داشته است هم‌چنین طی روزهای گذشته حمایت از جریان فتنه‌ی سبز ایران موج گسترده‌ای را میان وبلاگ‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">سایت رجا نیوز در تاریخ <a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=44096">چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸</a> خبری منتشر کرد که همه‌ی آن در زیر آمده است:</p>
<div id="attachment_1352" class="wp-caption alignnone" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-1352 " title="رجا نیوز به نقل از منبعی نامشخص می‌گوید همجنسگرایان با موسوی و کروبی مذاکره کرده‌اند!!!!!!" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/auifhsuidhfsdfde-300x38.jpg" alt="auifhsuidhfsdfde" width="300" height="38" /><p class="wp-caption-text">رجا نیوز به نقل از منبعی نامشخص می‌گوید همجنسگرایان با موسوی و کروبی مذاکره کرده‌اند!!!!!!</p></div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">موج توهین به ساحت حضرت امام (ره) هم‌زمان سال‌گرد پیروزی انقلاب اسلامی در سایت‌های حامی فتنه‌ی سبز رشد روز افزونی داشته است هم‌چنین طی روزهای گذشته حمایت از جریان فتنه‌ی سبز ایران موج گسترده‌ای را میان وبلاگ‌های همجنس‌باز به وجود آورده است. به گزارش باشگاه خبرنگاران هم‌زمان با سال‌گرد پیروزی انقلاب اسلامی پرده‌ی نفاق از جریان فتنه‌ی پس از انتخابات ایران بیش ار پیش افتاده است و اهانت به بنیان‌گذار انقلاب در سایت‌های منتسب به موج سبز شدت گرفته است.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">در همین راستا بیش‌ترین این اهانت‌ها در میان مطالب کاربران سایت‌های فیس‌بوک و بالاترین دیده شده است. این گزارش حاکی است هم‌چنین گذری بر برخی وبلاگ‌های همجنس‌بازان نیز حقایق دیگری را روشن‌تر می‌کند. طی روزهای گذشته حمایت از جریان فتنه‌ی سبز ایران موج گسترده‌ای را میان وبلاگ‌های همجنس‌باز به وجود آورده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><span lang="FA">بخش‌هایی از متن مشترک مجهولی که در بسیاری از این وبلاگ‌ها</span><span lang="FA"> </span><span lang="FA">به نقل از ۲۰تن از وبلاگ‌نویسان منتشر شده است بدین شرح است: جریان امید بخشی که در جریان انتخابات ایران در حال رشد بود و قصد داشت همجنس‌گرایی را در ایران آزاد اعلام کند با سرکوب وحشیانه &#8230; مواجه شد &#8230; برخی از اعضای ستاد انتخاباتی ۲تن از کاندیداها در تماسی با همجنس‌گرایان ایرانی خواستار هم‌کاری آنها برای جذب هوادار در ایام انتخابات شده بودند اما &#8230; .</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1351</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کشور آلبانی از همجنسگرایی جرم‌زدایی می‌کند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1342</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1342#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 18:44:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1342</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
سازمان دیده‌بان حقوق بشر طی نامه‌ای به نخست‌وزیر آلبانی اقدام این کشور در جرم‌زدایی از همجنسگرایی و تصویب قوانین ضدتبعیضی را تبریک گفت. اقدام دولت آلبانی در راستای حذف سوگیری‌ها و تبعیض‌های جنسی و جنسیتی است.
بوریس دیتریچ، مدیر بخش حقوقی برنامه‌ی دگرباشان سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفت «دولت آلبانی نشان داده است که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">سازمان دیده‌بان حقوق بشر طی نامه‌ای به نخست‌وزیر آلبانی اقدام این کشور در جرم‌زدایی از همجنسگرایی و تصویب قوانین ضدتبعیضی را تبریک گفت. اقدام دولت آلبانی در راستای حذف سوگیری‌ها و تبعیض‌های جنسی و جنسیتی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">بوریس دیتریچ، مدیر بخش حقوقی برنامه‌ی دگرباشان سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفت «دولت آلبانی نشان داده است که رهبر مبارزه برای برابری است. لایحه‌ی دولت آلبانی، اگر تصویب شود، می‌تواند جامعه را یاری دهد تا آزادانه زندگی کند.» سازمان دیده‌بان حقوق بشر پیش‌تر طی نامه‌ای به نخست‌وزیر آلبانی، وی را تشویق کرده بود تا از برابری همه‌ی مردم حمایت کند و با هرگونه تبعیض، به‌ویژه علیه همجنسگرایان، مبارزه کند. این سازمان عنوان کرده بود که همجنسگراستیزی در آلبانی شایع است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">.</span></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1343" class="wp-caption aligncenter" style="width: 290px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1343 " title="sali-berisha" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/sali-berisha-280x300.jpg" alt="sali-berisha" width="280" height="300" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd" style="text-align: justify;">سالی بریشا، نخست‌وزیر دولت آلبانی</dd>
</dl>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1342</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کشیش اوگاندایی در کلیسا صحنه‌های پورن همجنسگرایانه نمایش داد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1336</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1336#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 18:31:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[اوگاندا]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان اوگاندایی]]></category>

		<category><![CDATA[مسیحیت و ضدهمجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1336</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
کشیشی که مدافع قوانین ضدهمجنسگرایانه‌ی کشور اوگاناداست، قوانینی که مجازات همجنسگرایی را زندانی مادام‌العمر می‌داند، در کلیسایی در کامپالا (پای‌تخت اوگاندا) صحنه‌های پورن همجنسگرایانه نمایش داد. این کشیش پیش از نمایش آن صحنه‌ها، به حاضرین گفت: «ما خواستیم تظاهراتی یک‌میلیونی برپا کنیم اما پلیس به ما گفت که نمی‌تواند امنیت آن تظاهرات را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">کشیشی که مدافع قوانین ضدهمجنسگرایانه‌ی کشور اوگاناداست، قوانینی که مجازات همجنسگرایی را زندانی مادام‌العمر می‌داند، در کلیسایی در کامپالا (پای‌تخت اوگاندا) صحنه‌های پورن همجنسگرایانه نمایش داد. این کشیش پیش از نمایش آن صحنه‌ها، به حاضرین گفت: «ما خواستیم تظاهراتی یک‌میلیونی برپا کنیم اما پلیس به ما گفت که نمی‌تواند امنیت آن تظاهرات را تامین کند. مهم‌ترین ادعای همجنسگرایان این است که می‌خواهند در اتاق‌خواب‌شان حوزه‌ی خصوصی داشته باشند و به کسی مربوط نباشد که آن‌جا چه کاری انجام می‌دهند. اما آیا شما می‌دانید که آن‌ها توی اتاق‌خواب‌شان چه کار می‌کنند؟» و بعد تعدادی عکس پورنوگرافیک همجنسگرایان را به حضار نمایش داد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">وی، پس از آن‌که روی برخی از این عکس‌ها نظر می‌داد، گفت: «این همان چیزی است که اوباما می‌خواهد وارد افریقا کند؟». لایحه‌ای در اوگانادا در حال تصویب‌شدن است که برای همجنسگرایی مجازات زندانی مادام‌العمر را تعیین کرده است. باراک اوباما این اقدام اوگاندا را «نفرت‌انگیز» خواند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div id="attachment_1337" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-1337" title="aleqm5guzt3kydmxadbbypjzydfv48qjzw" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/aleqm5guzt3kydmxadbbypjzydfv48qjzw-300x203.jpg" alt="aleqm5guzt3kydmxadbbypjzydfv48qjzw" width="300" height="203" /><p class="wp-caption-text">یکی از رهبران اوگاندایی که مردم را تشویق می‌کند تا در تظاهرات ضدهمجنسگرایانه شرکت کنند.</p></div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">سمپا، همان کشیشی که تصاویر پورن را توی کلیسا نشان داده بود، گفت:‌«اخیرن باراک اوباما گفته است که اوگاندا چه‌طور می‌تواند با همجنسگرایی مخالفت کند؟ من می‌خواهم به اوباما، که نیاکان افریقایی دارد بگویم که لواط در افریقا عمل شنیع و زشتی است.» وی سپس همه‌ی گروه‌های بین‌المللی حقوق بشری که برای حقوق همجنسگرایان نیز تلاش می‌کنند را متهم کرد پول وارد کشور اوگاندا می‌کند تا «دین مردم را تبدیل به لزبینیسم کنند» (اصل جمله‌ی انگلیسی: </span><span>Ssempa also accused rights groups of bringing money to Uganda with the aim of &#8220;converting people to lesbianism&#8221;</span><span lang="FA">)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">بیش‌تر:</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1276">یک مقام اوگاندایی گفته است لایحه‌ی جنجالی ضدهمجنس‌گرایی در پارلمان این کشور احتمالن تغییر می‌کند</a>.</span></p>
<p class="MsoNormal"><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/02/100204_u03-gay-bill-uganda.shtml">اوباما لایحه ضد همجنسگرایانه اوگاندا را «نفرت انگیز» خواند</a>.</p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1161"><span>پارلمان اروپا لایحه‌ی ضد-همجنسگرایانه‌ی کشور اوگاندا را محکوم کرد</span></a>.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1147"><span>اوگاندا: اسقف با اعدام همجنسگرایان مخالفت کرد و زندان را مجازات همجنسگرایی دانست</span></a>.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1336</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نگذاریم لایحه ضد خانواده در مجلس به تصویب برسد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1319</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1319#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 15:33:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1319</guid>
		<description><![CDATA[اعتراض ۱۲۰۰  مدافع حقوق برابر به لایحه حمایت از خانواده: نگذاریم لایحه ضد خانواده در مجلس به تصویب برسد
هم میهنان عزیز؛ زنان و مردان برابری خواه و عدالت جو
کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، در اقدامی عجولانه و نابخردانه مواد ۲۳ و ۲۵  لایحه به اصطلاح «حمایت از خانواده» را با اعمال تغییراتی بی فایده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اعتراض ۱۲۰۰  مدافع حقوق برابر به لایحه حمایت از خانواده: نگذاریم لایحه ضد خانواده در مجلس به تصویب برسد</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هم میهنان عزیز؛ زنان و مردان برابری خواه و عدالت جو</strong></p>
<p style="text-align: justify;">کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، در اقدامی عجولانه و نابخردانه مواد ۲۳ و ۲۵  لایحه به اصطلاح «حمایت از خانواده» را با اعمال تغییراتی بی فایده و غیر موثر برای حمایت از نهاد خانواده، به تصویب رساند. این لایحه، نه تنها از قانون ۳۵ سال پیش یعنی قانون مصوب سال ۱۳۵۳ بسیار عقب تر است، بلکه قصد دارد چندهمسری مردان را قانونی کند. براساس لایحه جدید، اگر زنی مبتلا به بیماریهای صعب العلاج شود، یا شش ماه از خانه غیبت کند، یا حتا اگر به طور نمونه به دلیل صدور چک بلامحل زندانی شود، شوهرش می تواند همسر تازه ای اختیار کند. در حالی که در شرایط عکس آن، زن حتی حق طلاق هم ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">این اقدام در حالی صورت گرفته است که ارائه این لایحه توسط دولت وقت به مجلس، در تیرماه ۱۳۸۶، اعتراض گسترده مدافعان حقوق زنان و همچنین دیگر مدافعان مدنی حقوق برابر و سلامت خانواده را به همراه داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">محور اعتراضات این لایحه دو ماده ۲۳ و ۲۵ بود که اولی، به مردان امکان می داد که بدون اطلاع و اجازه همسر خود، همسران دیگری اختیار کنند و دومی، نیز در ابتدا برای مهریه زن ،‌ مالیات تعیین کرده بود و اخیرا با حذف مالیات بر مهریه ‌‌،آنرا به متعارف و غیر متعارف تقسیم نموده است و بدون تعیین ملاکی برای این امر‌، عملا امکان استفاده از تنها ابزار قانونی زنان برای طلاق را محدود کرده است. در واکنش به کلیات این لایحه ضد زن، کنشگران جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر، اعتراضات گسترده ای را سامان دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">آنها با توزیع بروشورها، نوشتن مقالات و انتشار بیانیه ها، اطلاع رسانی وسیعی را تدارک دیدند. نتیجه این اعتراضات تشکیل «ائتلاف بزرگ نه به لایحه ضد خانواده» در سال ۸۷ بود که با مشارکت طیف گسترده ای از کنشگران جنبش زنان تشکیل شد. فعالان این ائتلاف، توانستند از راه های مختلف، همچون جمع آوری امضاء، ارسال پیامک و کارت پستال های اعتراضی «نه به لایحه»، حضور در دفاتر نمایندگان، و همچنین حضور اعتراضی در مجلس شورای اسلامی، صدای اعتراض زنان را به گوش نمایندگان مجلس برسانند. سرانجام، موج این اعتراضات گسترده، منجر به حذف مواد ۲۳ و ۲۵ شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در فضای ایجاد شده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، مجددأ گروهی از نمایندگان مجلس در اقدامی فرصت طلبانه و زن ستیزانه با حمایت حامیان خود و در شرایطی که کوچکترین اعتراض توسط دانشجویان، معلمان، کارگران و روزنامه نگاران منتقد نسبت به نقض حقوق شهروندان با ارعاب، دستگیری و محاکمات غیرعادلانه همراه بود، تصمیم به تصویب لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده را گرفتند تا بار دیگر بر پیمان خویش در جهت تصویب قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان تداوم بخشند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هم میهنان عزیز</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اقتدارگرایان مردسالار می خواهند در حاشیه بحران سیاسی موجود، بی سر و صدا و فرصت طلبانه میخ قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را بر تن برابری خواهان و حامیان عدالت این سرزمین محکم تر بکوبند. پیش از این نیز در مقاطع حساس سیاسی، بارها مطالبات زنان در سایه سنگین منازعات کلان سیاسی به حاشیه رانده شده است. در سال های نخستین پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز، خواسته های بر حق زنان به بهانه منازعات سیاسی به عقب رانده شد؛ قانون حمایت از خانواده ملغا شد، حق انتخاب نوع پوشش از زنان سلب شد، زنان از قضاوت و ریاست جمهوری محروم شدند، مجازات سنگسار در قانون مجازات اسلامی گنجانده شد، و مجوز قتل ناموسی در قالب قاعده فراش به مردان داده شد. با این احوال، جنگ و بحران سیاسی بهانه ای شد تا زنان این سرزمین مهر سکوت بر لب زنند و به خانه ها رانده شوند. درحالی که علیرغم تمامی این اقدامات و تصمیم به خانه نشین کردن زنان، دختران و زنان آگاه توانستند &#8220;هویت&#8221; خود را با &#8220;حضور&#8221;شان در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و در جامعه به اثبات رسانند.</p>
<p style="text-align: justify;">اینک، تلاش مجدد قانونگذاران، برای بازگرداندن غیر قانونی مواد حذف شده ۲۳ و ۲۵ که مربوط به تعدد زوجات و تعیین مالیات بر مهریه و تقسیم آن به متعارف و غیرمتعارف است؛ حکایت از لجاجت آنها در برابر خواسته های بر حق زنان این سرزمین دارد. محدود کردن زنان در استفاده از مهریه که تنها راهکار موجود برای جبران نابرابری های حقوقی آنهاست و برقراری شروط مبهم دهگانه برای ازدواج مجدد مردان، که زمینه وسیع سوء استفاده آنان را فراهم می کند، در شرایطی که زنان حتی از حق طلاق در صورت ازدواج مجدد مردان برخوردار نیستند، چیزی جز نادیده انگاری مطالبات زنان و برخورد تلافی جویانه با حضور عدالت خواهانه آنها نیست. گویا زنان که در جنبش سبز، به دلیل وجود فشارهای چندگانه در زندگی فردی، اجتماعی، و سیاسی بار دیگر به گونه ای آشکارتر، به عنوان کنشگر مستقل سیاسی وارد میدان شده اند و خوی حق طلبانه و به دور از خشونت به مبارزات مردمی بخشیده اند، مستحق تنبیهی جانانه اند. غافل از آنکه، این کنشگران دیگر حاضر به پذیرش نابرابری قدرت، چه در حوزه عمومی و چه در حوزه خصوصی، نیستند. از افرادی که به نام نمایندۀ ملت بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زده اند و تاکنون نیز اقدام مؤثری برای جلوگیری از تصویب لایحۀ ضد خانواده انجام نداده اند، می خواهیم اجازه ندهند با تصویب این قانون ننگ نابرابری قانونی دیگری به نام آنها رقم خورد.</p>
<p style="text-align: justify;">ما، &#8220;جمعی از فعالان حقوق زنان و مدافعان حقوق برابر&#8221; با امضای این بیانیه، اعتراض خود را به تصویب لایحه &#8220;تخریب خانواده&#8221; به ویژه مواد ۲۳ و ۲۵ آن اعلام می داریم و خواهان به رسمیت شناختن حقوق انسانی زنان از طریق به تصویب رساندن قوانین برابر جنسیتی در مجلس هستیم. همچنین از همه زنان و مردان عدالت طلب ایرانی نیز می خواهیم تا با امضای این بیانیه، مخالفت خود را نسبت به این تبعیض آشکار بیان کرده و مانع از نهادینه شدن ستم دیگری بر زنان شوند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>برای امضای بیانیه به این <a href="https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dFFNWXhoZUZwMmYyS3dyLV9fTnFqekE6MA&amp;ifq">آدرس</a> مراجعه کنید</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اسامی امضاء کنندگان:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آتوسا عشقی/ آذر ارفع زاده/ آذر انوری/ آذر بهانی/ آذر بهبهانی/ آذر پارسایی/ آذر پژوهنده/ آذر حسینی/ آذر خونانی/ آذر معصوم خانی/ آذر مقیمی/ آذر مطیع/ آذر مهرابی/ آرام دیل مقانی/ آرزو نشاطی تنها/ آرش کیا/ آرش ادب پور(کمانگیر)/ آرش بهمنی/ آرش بیژن زاده/ آرش حافظی/ آرش دکلان/ آرش نصیری اقبالی/ آرف شیرازی/ آرمان خطیبی/ آرمان میهن دوست/ آرمین قهقایی/ آریا طاهری/ آزاده آریان پور/ آزاده اجلالی/ آزاده امیرسلطانی/ آزاده امیری/ آزاده بنایی/ آزاده خسروشاهی/ آزاده رستگار/ آزاده روانبخش/ آزاده عبدالغنی/ آزاده عدالت خواه/ آزاده فرامرزیها/ آزاده قلندر/ آزاده قنبری/ آسیه امینی/ آلما قوانلو/ آمنه حصاری/ آناهیتا توابی/ آناهیتا کوچمشگی/ آناهیتا ناهید/ آوا زمانی/ آیدا میر/ آیدا سعادت/ آیدا قجر/ آینده آزاد/ ابراهیم شکوری/ ابوالفضل اردوخانی/ اتابک کیا/ احسان طرقی/ احسان مطلبی/ احمد بهبهانی/ احمد فاتحی/ احمد قرایی/ احمد نجاتی/ ارمغان ژند/ اسفندیار آبان/ اسماعیل زرگریان/ اسماعیل مولودی/ اشرف امینی/ اشرف رفایی/ اشرف صابری/ اشرف منظقی/ اشرف میرهاشمی/ اشکان احمدی/ اعظم اصفهانی/ اعظم حقانی/ اعظم خاتم/ اعظم سامری/ اعظم گلشنی/ اعظم موحدی / اعظم یزدخواستی/ افرا دیانت/ افرا شکرلو/ افسانه سیفی/ افسانه شیخ/ افسانه عروجی/ افسانه فرجی/ افسانه گودرزی/ افسانه ناظری/ افشین پرورش/ اقبال رحیمیان/ اقدس ابراهیمی/ اکرم رفعتی/ اکبر عروجی/ اکرم ابویی/ اکرم اصفهانی/ اکرم خیرخواه/ اکرم صبوری/ اکرم محمدی/ اکرم مصباح/ المیرا حسین نژاد/ الناز الف/ الناز حبیبی/ الناز یوسفی/ الهام دادی/ الهام علی اکبرپور/ الهام قیطانچی/ الهام کرمپور/ الهام محمدی/ الهام ملک پور/ الهه اسکندری/ الهه امانی/ الهه نظری/ الینا آذری/ امیر فرزاد/ امیر قندی/ امیرحسین توسلی/ امین صداقت‌پور/ امید ایران مهر/ امیر جواهری/ امیر رشیدی/ امیر فرشاد ابراهیمی/ امیر محمدی/ امیر نورمندی/ امیر نیک پی/ امین احمدیان/ امین بزرگیان/ امین صداقت پور/ انوشه پاداش/ ایثار کیانی/ ایران دخت مسلم خانی/ ایرج ادیب زاده/ بابک خطیبی/ بابک نصیری/ باران ثالش/ باران کوثری/ بامشاد تابناک/ بانو صابری/ بتول مظاهری/ بردیا حیدری/ بلال مرادویسی/ بن نسترن/ بنجامین خطیبی/ بنفشه صادقی/ بنفشه کاج آبادی/ بهاران معینی/ بهاره برزگر/ بهاره پارسا/ بهاره خردادی/ بهاره قاسم زاده/ بهرام توکلی/ بهرام دهقان/ بهرام طائر/ بهرام عباسی/ بهروز برهمن/ بهروز فدایی/ بهروز کریم زاده/ بهزاد کریمی/ بهمن اسدی/ بهمن امینی/ بهمن غلامی/ بهمن فیاضی/ بهمن مباشری/ بهناز شاکری/ بهناز فراهانی/ بهناز مهرانی/ بهنام براهویی نوخط/ بیژن سینا/ بیتا آزاد/ بیتا خواجه/ بیتا یاری/ بیژن افتخاری/ بیژن حکمت/ پانته آ امین/ پانته آ رحمانی/ پدرام دریایی/ پرتو نوری علا/ پردیس درخشنده/ پردیس قره بگلو/ پرستو اله یاری/ پرستو دوکوهکی/ پرستو طاهری/ پرستو فرهدی/ پرهام تراب زاده/ پروانه اشرفی/ پروانه پرهیزکاری/ پروانه زرگر/ پروانه عظیمی/ پروانه یغمایی/ پروشات شکرلو/ پرویز میرمکری/ پروین ابطحی/ پروین اخباری/ پروین اردلان/ پروین ارشادی/ پروین حیدرزاده/ پروین ریاحی/ پروین ملک/ پری صیدی/ پروین کبیری/ پریسا احمدیان/ پریسا شکورزاده/ پری ایران دوست/ پری ناز حق شنو/ پری نیکنهاد/ پری یوسفی/ پریزاد دباغ چیان/ پریسا افرا/ پریسا روشن فکر/ پریسا صادقی/ پریسا وحیدی راد/ پژهان مختاری/ پگاه اسماعیل زاده/ پوپک مهاجر/ پونه پیوندی/ پونه شقاقی/ پونه صابری/ پویا زندی/ پویا عزیزی/ پویا محمودیان/ پویان امجدی/ پویان فخرایی/ پیام فرامرزیان/ پیام مداح/ پیمان ا.موید/ پیمان رمضانپور/ تارا ایرانی/ تارا عظیما/ تایماز عظیمی/ تقی مینایی/ توران شریفی/ توسا مردانی/ تیمور علیزاده/ تینا فیوزی/ ثریا توکلی/ ثریا فلاح/ ثریا نویدی/ جادی میرمیرانی/ جعفر حسین زاده/ جعفر یگانه/ جلال حسینی/ جلال عصمتی/ جلوه جواهری/ جمیله فروغی/ جواد بهنام جو/ جواد منتظری/ جهانشاه جاوید/ حامد احمد پناهی/ حامد بهراون/ حامد صادقی صفت/ حبیب بیگیان/ حبیب تبریزیان/ حجت زمانی فکری/ حجت نارنجی/ حجت نظری/ حسام طهماسبی/ حسام میثاقی/ حسن آقاخانی/ حسن جعفری/ حسن عربزاده حجازی/ حسن علیزاده/ حسن نایب هاشم/ حسن یوسفی اشکوری/ حسین پدرام/ حسین رضایی/ حسین جمالی/ حسین رزاقی/ حسین زندی/ حسین مبینی پور/ حشمت رئیسی/ حلیمه مومن/ حماد شیبانی/ حماسه کثیری/ حمدالله کرمانی/ حمید ا. زاده/ حمید حمیدی/حمید رضوانیان/ حمید لطیف/ حمید موحدی/ حمیدرضا عسگری نژاد/ حمید سرداری/ حمیده جوادی/ خدیجه ایزدپناه/ خدیجه مقدم/ خورشید دانایی/ داریوش عظیم پور/ دانش باقرپور/ داود نوائیان/ دختربس فرامرزی/ دخی فصیحیان/ دریا محمدی زاده/ دریا یاسری/ دلارام علی/ دلبر توکلی/ دنیا مرادی منش/ راحله حسینی/ راحله طهرانی پور/ راحله کبیری/ راحله کشتگر/ راحله یوسف بیگی/ راشین مختاری/ راضیه الیاسی/ راضیه دیلم صالحی/ رامین ارسطافر/ رحیم قابل نژاد/ رزا حسامی/ رزا قراچورلو/ رزیتا حق طلب/ رزیتا قهاری/ رزیتا محمدی/ رضا امینی/ رضا بحری/ رضا جباری/ رضا جمشیدنژاد/ رضا دلبری/ رضا زارعی/ رضا صمدپور/ رضا علیجانی/ رضا فانی یزدی/ رضا کریمی/ رضا گوهرزاد/ رضا هیوا/ رضوان مقدم/ رعنا سلیمی/ رعنا طایفی/ رقیه شاه‌بابایی/ رقیه کرمی/ رقیه محمدی/ رکسانا حکیمی/ رها توحیدی/ رها عسگری زاده/ روبان تبریزی/ روجا لطفی نژاد/ روح انگیز منطقی/ روحی افسر/ روحی شفیعی/ رودابه امیدیان/ روزبه میرچرخچیان/ روژین محمدی/ روشنک آسترکی/ روشنک باب/ روشنک حمیدی/ روناک الیاسی/ رویا بیغش/ رویا صادقی/ رویا صحرایی/ رویا نفیس زاده/ رویا ابدی/ رویا ایرانی/ رویا برومند/ رویا زمانی/ رویا شاه بیگیان/ رویا شمشیری/ رویا صحرایی/ رویا طلوعی/ رویا کاشفی/ ری را عباسی/ ریحانه اخوان/ ریحانه معراج/ زارا امجدیان/ زرین شگقاقانی/ زهرا احمدی/ زهرا بی شتاب/ زهرا جلالی/ زهرا حیدرزاده قمصری/ زهرا سعیدی/ زهرا شریف/ زهرا عزیزی/ زهرا قنبری/ زهرا کشوری/ زهرا کلانترپور/ زهرا کلهری/ زهرا مرادی/ زهرا مشتری/ زهرا منصوری جاجایی/ زهرا موسوی/ زهرا مینویی/ زهرا نبوی/ زهرا نژاد بهرام/ زهره ابولقاسمیان/ زهره اسدپور/ زهره بحرینی/ زهره پهلوانی/ زهره خادم/ زهره قاسمی فر/ زهره کوچکی/ زویا اسکندریان/ زویا سیدحسنی/ زویا محمدی/ زویا نیک/ زیبا زمانی/ زیبا میرحسینی/ زینب افضلی پور/ زینب پیغمبرزاده/ زینب کوچکی پور/ ژاله حریری/ ژاله مردانی/ ژانت آفاری/ ژیلا گلعنبر/ ژیلا میرحسینی/ سارا احمدی/ سارا امینی/ سارا ایرانی/ سارا پورمعصوم/ سارا حسینی زاد/ سارا زارع/ سارا صباغیان/ سارا عباسی/ سارا فرد/ سارا کرباسی/ سارا لقایی/ سارا لقمانی/ سارا محمدی اردهالی/ سارا موسوی خوئینی ها/ ساره وثوقی/ سارینا مالکی/ ساسان امجدی/ ساقی قهرمان/ سالومه صفوری/ سام شهدادی/ سامان امینی/ سامان محمدحسین نژاد/ سامره پاریاب/ ساناز اقتداریان/ ساناز رفایی/ ساناز محسن پور/ ساناز نیک رام/ سایا کلانترپور/ ساینا صدقیانی/ سپنتا پیروزفام/ سپهر سعیدی/ سپیدار فاضل/ سپیده بهاری/ سپیده بهرامی/ سپیده عباس زاده/ سپیده قدرت/ سپیده محمودی/ سپیده میررحیمی/ ستاره اسماعیلی/ ستاره اشرفی/ ستاره داورپناه/ ستاره فیروزی/ ستاره هاشمی/ سجاد عزیزخانی/ سحر اجمی/ سحر افشار/ سحر ایزدی/ سحر تحویلی/ سحر جهان/ سحر رضازاده/ سحر علی پور/ سحر فرهانی/ سحر نجاری/ سروش ایزدی/ سعید پیوندی/ سعید حبیبی/ سعید سجادی/ سعید موسوی/ سعیده اشتری فر/ سعیده امین/ سعیده اسلامی/ سعیده جان بزرگی/ سعیده قاضیان/ سکینه آخوندی/ سکینه صابری/ سلطان حمیدیان/ سلمان پناهی/ سمانه تهرانی/ سمانه رضایی/ سمانه سوزنی/ سمانه فدایی/ سمانه کریمی/ سمانه گرامی/ سمانه موسوی/ سمیرا غلامی/ سمیر گرشاسبی/ سمیرا امیری/ سمیرا رزمی/ سمیرا رزمی/ سمیرا کیهانی/ سمیرا لشکری/ سمیه بهنام/ سمیه خواجوندی/ سمیه سلطانیان/ سمیه میرزایی/ سمیه یعقوبی/ سهیل دولتشاهی/ سهیلا گلشاهی/ سهیلا ابطحی/ سهیلا ایرانی/ سهیلا بروجردی/ سهیلا وحدتی/ سهیلا وفادوست/ سهیلا یاورزاده/ سودابه جابری/ سودابه موسوی/ سوده راد/ سوده وثوقی/ سورنا شیرمحمدی/ سوری کعبی/ سوزان بهجدی/ سوسن پورصنعتی/ سوسن رخش/ سوسن صفری/ سوسن ضرابی/ سوسن طهماسبی/ سوفیا صدیقپور/ سولماز اردشیری/ سولماز ایکدر/ سولماز نوین/ سونا رحیم زاده/ سیامک سلطانی/ سیاووش جلیلی/ سیاوش فرهودی/ سیده مرجان طباطبایی/ سیران وهاب زاده/ سیروس برهمن/ سیما به نژاد/ سیما ثابتی/ سیما جاوید/ سیما حسینی/ سیما درخشان/ سیما هاشمی فر/ سیمین ملکی/ شادی عظیمی/ شادی صدر/ شاهین انزلی/ شایسته زاهدی/ شبنم ابراهیمی/ شبنم جمشیدی/ شبنم خسروان/ شبنم دوستی/ شبنم شافعی/ شبنم نظران/ شراره حیدری/ شراره شیرعلی/ شروین بذرکار/ شریفه پینه دوز/ شعری فیلسوف/ شقایق فرامرزی/ شقایق کمالی/ شکوفه جمشیدی/ شمزین فدایی/ شمسی جلائی/ شمیم نصیری/ شهاب الدین شیخی/ شهاب فیضی/ شهرام تهرانی/ شهرام خلدی/ شهرام رفیع زاده/ شهرام شهبازی/ شهرزاد ایرانی/ شهرزاد هادیان/ شهره اژدری/ شهره اسفندیارپور/ شهره منصوری/ شهروز رحیمی/ شهروز مصطفوی/ شهرزاد پناهی/ شهزاد حسینی/ شهلا ابقری/ شهلا اخواری/ شهلا اعزازی/ شهلا انتصاری/ شهلا بهاردوست/ شهلا زندگانی/ شهلا فروزانفر/ شهلا ممبینی/ شهناز آقازاده/ شهناز جعفرزاده/ شهناز موسویان/ شهیده وحدت نیا/ شهین بین احمدی/ شهین محمدی/ شورانگیز داداشی/ شورانگیز داداشی/ شوکت رضوانی/ شیدا مداح/ شیرزاد ایرانی/ شیرین پردر/ شیرین فنونی/ شیلا خدایی/ شیدا جاویدان/ شیدا قاسمی فرد/ شیرین اکبری/ شیرین پاریاب/ شیرین توکلی/ شیرین خاقانی/ شیرین دخت نورمنش/ شیرین عبادی/ شیرین فامیلی/ شیرین کلانترپور/ شیما صادقی/ شیما فیلسوف/ شیما منجم/ شیوا بدیهی نژاد/ شیوا تقوی/ شیوا علیپور/ شیوا موسویان/ شیوا نامجو/ شیوا نوجو/ صابر صادقی/ صادق کار/ صادق سبحانی/ صبا تهرانی/ صبا واصفی/ صبری نجفی/ صدیقه فخرآبادی/ صدیقه کشاورز/ صغری مشهوری/ صفورا فرجی/ صفورا نوربخش/ صنم احمدزاده/ صنم منصور/ طاهره کاشفی/ طاهره مقدم/ طلعت تقی نیا/ طلعت سجادیان/ طیبه علیرضایی/ طیبه مینویی/ ظریفه نصیری/ عارف نادری/ عاطفه جعفری/ عالیه حسین آبادی/ عالیه شکربیگی/ عباس مخبر/ عبدالحمید معصومی تهرانی/ عبدالحمید شریعتی/ عذرا طبری/ عزت همتیان/ عسگر داوودی/ عسل اخوان/ عسل رضوی/ عشا مومنی/ عصرا طبری/ عصمت صادقی/ عطیه عباسی/ عطیه وحیدمنش/ عطیه یک کلام/ عطیه واعظی پور/ عفت جوکار/ عفت ژرفا/ عفت ماهباز/ عفت محمدپور/ علی اصغر افضلی/ علی اکبر امینی/ علی اکبر مهدی/ علی ایلباقی/ علی بهروزی/ علی پور نقوی/ علی تهرانی/ علی حسینی/ علی سلامتی/ علی طایفی/ علی نیلفروشان/ علیرضا اندیشه/ علیرضا فقاهتی/ علی آشوری/ علی اکبر خسروشاهی / علی اوحدی/ علی پورنقوی/ علی صادقی/ علی‌ صدر/ علی صمد پوری/ علی عبدی/ علی عظیمی/ علی فلاح فر/ علی کلائی/ علی مشمولی/ علی مهتدی/ علی موقر/ علی نعمت پور/ علی واعظی پور/ علی‌یار طراوتی/ عمار مالکی/ عنایت کتولی/ غزال امیری/ غزال پارسا/ فائقه کلانتری/ فاخته مرادی/ فاطمه اسماعیلی/ فاطمه امیریان/ فاطمه بهرامی پور/ فاطمه بیات/ فاطمه حیدرزاده قمصری/ فاطمه خاکسار/ فاطمه خانی/ فاطمه خسروی/ فاطمه خوشرو/ فاطمه روحانی/ فاطمه ریحانی/ فاطمه سیفی/ فاطمه شمس/ فاطمه صابری/ فاطمه عباسی/ فاطمه عروجی/ فاطمه عسکری/ فاطمه فخاریان/ فاطمه فرهنگ خواه/ فاطمه قوام/ فاطمه کریمی/ فاطمه محمدی/ فاطمه مسجدی/ فاطمه موحدی/ فاطمه موسوی/ فاطمه هاشمی علیا/ فخراازمان نورجهانی/ فخری فروغی/ فرح جوزجانی/ فرح طاهری/ فرحناز حسن پور/ فرحناز محمدی/ فرخ شفیعی/ فرخنده جبارزادگان/ فرزاد جاسمی/ فرزانه ایل بیگی/ فرزانه خادمی/ فرزانه طاهری/ فرزانه قدس/ فرزانه محمدی/ فرزانه میلانی/ فرزانه هوشمند/ فرزین امیری/ فرزین اورک زاده/ فرشاد محمودی/ فرشته انوری/ فرشته رجبی/ فرشته شیرازی/ فرشته عبادی/ فرشته فراهانی/ فرشته قاضی/ فرشته متین آرا/ فرشته نجیبی/ فرشته نرسی/ فرناز انصاری/ فرناز حاجی شمس/ فرناز عمران زاده/ فرناز کمالی/ فرنوش صدیقی/ فرنوش هاشمیان/ فرهاد رنجبر/ فروزان مشیری/ فروغ سمیع نیا/ فروغ قره داغی/ فریبا جعفری کجور/ فریبا فروغی/ فریبا قربانی/ فریده پورعبدالله/ فریده یزدی/ فریدون رهنما/ فریار نیکزاد/ فریبا اصلی/ فریبا تحقیقی/ فریبا مرادی/ فریبا یاور زاده/ فریده هزاره/ فریدون شیبانی/ فریدون نجاتی/ فهیمه مظاهری/ فهیمه طلایی/ فیروزه درخشان/ فیروزه فولادی/ قدسی سرمست/ قمری احمدی/ کاظم متولی/ کتایون عظیمی فر/ کیوان رمضانپور/ کاظم علمداری/ کاملیا خمسی/ کاوه آهنگری/ کاوه حیدری/ کاوه رضائی/ کاوه محمودی/ کاوه موسوی/ کتابون جدیدی/ کتی پزشکی/ کسری فرمان آرا/ کلارا مرادیان/ کلثوم خداکرمی/ کوروش استکی/ کوروش محرابی/ کوروش هخامنشی/ کوکب بلیوند/ کیانا کریمی/ کیخسرو طالبی/ کیوان حمید/ کیوان سپهر/ گلاره شعبانپور/ گلاله بهرامی/ گلرخ سپاسدار/ گلرخ فصیحیان/ گلریز زامیاد/ گلناز به گو/ گلناز حیدری/ گلناز مقدم/ گلی اتحادنیا/ گلی رجبی/ گلی مرادی/ گندم احتشام/ گوهر بیات/ گیتی شامبیاتی/ گیسو جهانگیری/ گیتا طهماسبی فر/ گیتی خیرخواه/ گیتی ساوجی/ گیتی سلامی/ گیتی عاصمی/ گیسو شاه رکنی/ گینی ساوجی/ لادن مقدم/ لاله گوهری/ لوا زند/ لیدا احمدی/ لیدا خالقی/ لیلا روحانی/ لیلا سالارتاش/ لیلا صحت/ لیلا کرمی/ لیلا مجتهدی/ لیلا منصوری/ لیلا موری/ لیلی بهبهانی/ مائده رعیتی/ مارال قربانی/ ماریا رشیدی/ ماریا محمدی/ ماشاالله قدوسی/ ماشالله عباس زاده/ ماندانا ساری خانی/ ماندانا حکیمی/ ماندانا ضیا/ مانیزاده ابطحی/ ماهور پورمقدم/ مایبی مظاهر/ متین باقرپور/ متین رحماندوست/ مجتبی گنجی/ مجید عابدینی/ مجید موحدی/ محبوبه بیات/ محبوبه حسین زاده/ محبوبه عباسقلی زاده/ محبوبه فرزادی/ محبوبه لطفی اقدم/ محبوبه محبی/ محبوبه منصوری/ محترم نجفی/ محسن زمانی/ محسن شکری/ محسن صالحی/ محسن نژاد/ محسنه علی پور/ محمد اسماعیلی/ محمد جواد طواف/ محمد حسین پیکر آراء/ محمد خانی/ محمد رستمی/ محمد زرین/ محمد شمس/ محمد شوراب/ محمد صابر/ محمد علی برهانی پور/ محمد فلاح نیا/ محمد میرزاخانی/ محمدجواد اکبرین/ محمدرضا موحدی/ محمدرضا نم نبات/ محمدرضا یدک/ محمدرضا یزدانی/ محمود ارگی/ محمود ستوده/ محمود معلم طبرسی/ مرتضی علیزاده/ مرجان افتخاری/ مرجان امیری/ مرجان بوترابی/ مرجان خداوردی/ مرجان مهرجو/ مرجان نمازی/ مرضیه احمدی/ مرضیه امامی/ مرضیه باقری/ مرضیه بخشی زاده/ مرم باقری/ مریم آرام/ مریم احمدی/ مریم اهری/ مریم ایران زاد/ مریم بابایی/ مریم بحرینی/ مریم بهزادی/ مریم بهشتی/ مریم بیگ/ مریم جواهری/ مریم حسین خواه/ مریم خرم/ مریم خطیبی/ مریم دستگیری/ مریم رحمانی/ مریم رستم پور/ مریم رضایی/ مریم زندی/ مریم سارویی/ مریم ساعتچی/ مریم شبستر/ مریم شریف/ مریم صفاریان/ مریم طالبی نیا/ مریم فولاد وند/ مریم قنبری/ مریم کارگرزاده/ مریم کسایی/ مریم کیان ارثی/ مریم کاشی/ مریم کیانصری/ مریم گلپایگانی/ مریم گلشنی/ مریم لطفی/ مریم مجد/ مریم محمدزاده/ مریم منجزی/ مریم مهجوری/ مریم هداوند/ مژده نظری/ مژده بیداربخت/ مژگان انجم/ مژگان ثروتی/ مژگان جعفری/ مژگان خداوردی ساروقی/ مژگان خردمند/ مژگان صفوی/ مژگان طاهری/ مژگان ولیی/ مسعود بهنود/ مسعود سعیدی/ مسعود شب افروز/ مسعود شکوری/ مسیح علی نژاد/ معصومه تقی پور/ معصومه جعفری/ معصومه حیدری فرامرزی/ معصومه صبحدم/ معصومه ضیاء/ معصومه عبدالهی/ معصومه فیجانی/ معصومه کشتکار/ معصومه وطنی/ معین محمدی دهج/ ملودی تزری/ ملیحه حدادی/ ملیحه کهوند/ ملیکا شایسته/ ملیکا ثقفی/ منصور احمدی/ منصوره خسروشاهی/ منصوره شجاعی/ منوچهر فاضل/ منوچهر نوروزی/ منورقنبری/ منیره برادران/ منیره رنجبر/ منیره کاظمی/ منیژه مرعشی/ مونا اصفهانی/ مونا جواهریزد/ مونا علیخواه/ مونا ناصری/ مهتاب تابان/ مهتاب رمضان پور/ مهتاب مرتضوی/ مهدخت صنعتی/ مهدی امینی/ مهدی حسینی نژاد/ مهدی خردگرا/ مهدی سهیلی/ مهدی قنادان/ مهدی محسنی/ مهدی مومنی/ مهدی نمازی/ مهدی وفایی/ مهدی یوسفی/ مهدیه صالحی پور/ مهدیه صالحی پور/ مهدیه فراهانی/ مهران بهرامی/ مهران کشاورز/ مهراوه خوارزمی/ مهرداد حمزه/ مهرداد مشایخی/ مهرشاد علوی/ مهرناز جلیلی/ مهرناز زارع/ مهرنوش اعتمادی/ مهرنوش رهاوردی/ مهرو تشکری/ مهرو صادقی/ مهرو مهدوی/ مهری جرچلو/ مهری جعفری/ مهری حاضری/ مهری عباسی/ مهسا بلالی/ مهسا حبیبی/ مهسا خطیبی/ مهسا سلیمانی/ مهسا صانع/ مهسا فرتاب/ مهسا مهاجر/ مهسا مهجور/ مهسان بهنود/ مهشاد بنی اعتماد/ مهشید ادریسی/ مهشید اسکندری/ مهشید پگاهی/ مهشید موحدی/ مهگل سادات صحفی/ مهناز صادقی/ مهناز قدردان/ مهناز محمدی/ مهناز میرمحمدی/ مهناز یوسفی/ مهنوش موحدی/ مهوش بهبهانی/ مهوش صولت/ مهوش مهاجر/ مهیار عرفانی/ مهین امامی/ مهین ایرانی/ مهین خاکسر/ مهین خدیوی/ مهین دبیر/ مهین کوثری/ میترا آزادفر/ میترا آزرم/ میترا اتابک/ میترا ترابی/ میترا چتربحر/ میترا حسن پور/ میترا خراسانی/ میترا روشن/ میترا زاهدی/ میترا نجفی/ میترا یوسفی/ میثاق افشار/ میثم مهدی زاده/ میراندا بشارتی/ میررحیم موسوی/ میلاد صابری/ میلاد مکری/ میلاد ملک/ مینا بلالی/ مینا جعفری/ مینا خرم/ مینا رنجبر/ مینا شریف زاده/ مینا لبادی/ مینا موحدی/ مینا مهاجر/ مینا مهجور/ مینو ابطحی/ مینو کیامان/ نادر احمدزاده/ نادر حاج محسن/ نادر نوروزی/ نارین محمدی/ ناز شریعتی/ نازدانه جواهری/ نازنین احمدی/ نازنین اخوان/ نازنین بخشی/ نازنین خوارزمی/ نازنین کاظمی/ نازنین محکمی/ نازنین نجفیان/ نازنین همت پور/ نازی سرو/ نازی عظیما/ نازیلا زرنگار/ ناصر ارغوانی/ ناهید ابهری/ ناهید امامی/ ناهید توسلی/ ناهید جعفری/ ناهید علیطالب بابلی/ ناهید کاشانیان/ ناهید کشاورز/ ناهید محد/ ناهید موسی زاده/ ناهید میرحاج/ ناهید نصرت/ ناهید واحدیان/ ناهید همت پور/ نجمی گرمان/ ندا پورسعید/ ندا فرخ/ ندا کامرانی/ نرگس توکلی/ نرگس جواهری/ نرگس طیبات/ نرگس عظیمی/ نرگس کرمانشاهی/ نریمان رحیمی/ نسرین افضلی/ نسرین جامعی/ نسرین حمیدی/ نسرین رحیمیه/ نسرین ساسانپور/ نسرین ستوده/ نسرین مقیمی/ نسرین میرباقری/ نسرین ناصری/ نسرین نیکجویی/ نسیم افضلی/ نسیم خسروی مقدم/ نسیم روشنایی/ نسیم سلطان بیگی/ نسیم نصرالهی/ نصرت الله مسچاژخی/ نعیمه طلوعی/ نعیمه محمدی/ نقی یکتایی/ نگار انسان/ نگار بیات/ نگار خلج/ نگار ذاکری قمصری/ نگار رهبر/ نگار سماک نژاد/ نگین احتسابیان/ نگین جلیلوند/ نگین رنجبر/ نگین فیروزه ای/ نوا نوین/ نوری خوزین/ نوری فخری/ نوشابه امیری/ نوشین احمدی خراسانی/ نوشین خاکسر/ نوشین کامرانپور/ نوشین کشاورزنیا/ نوید قاسمی/ نوید محبی/ نهال سلامی/ نیره توحیدی/ نیره سادات ابطحی/ نیکزاد زنگنه/ نیکی ایرانی/ نیلوفر احمدی/ نیلوفر انسان/ نیلوفر بیضایی/ نیلوفر ثالثیان/ نیلوفر رزاقی/ نیلوفر زاهدی/ نیلوفر شعبانی/ نیلوفر کشمیری/ نیلوفر گرامیان/ نیلوفر گلکار/ نیلوفر مهر/ نیما خسروی/ نیما دارابی/ نیما قاسمی/ نینا وباب/ نیوشا حسینی/ وارش قوامی/ وجیهه رضایی/ وحیده محمودی/ وحیده مولوی/ وفا لعلانی/ وفا معزی/ وهاب انصاری/ ویدا سلیمانی/ ویدا صارمی/ ویدا قنبرپور/ ویدا محمدخانی/ ویدا مشایخی/ ویکتور آرام/ هادی بحری/ هادی مسعودلو/ هاله آگنج/ هانا ایرانی/ هانیه اردلان/ هانیه سلیمی/ هانیه نوری/ هایده درآگاهی/ هدی تفضلی/ هدی کیانی راد/ هدی نظری/ هدیه روشن ضمیر/ هستی خضروی/ هما آزاد/ هما سپهر/ هما فصیحیان/ هما معصومی/ هما میرزایی/ هما هودفر/ همایون مهمنش/ هنگامه هویدا/ هوشنگ خوش سرور/ هوشنگ دولتشاهی/ هومن غلامرضایی/ هیلا صداقت/ یاسمن نیلفروشان/ یاسمن دادور/ یاسی آزادقانیان/ یاسمن شفیعی/ یلدا زینعلی/ امضاها ادامه دارد &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>برای امضای بیانیه به این <a href="https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dFFNWXhoZUZwMmYyS3dyLV9fTnFqekE6MA&amp;ifq">آدرس</a> مراجعه کنید.</strong></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1319</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش تصویری واشینگتن پست از پناهندگان دگرباش جنسی ایرانی در ترکیه</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1314</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1314#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 13:31:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<category><![CDATA[نگاره‌ی دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>

		<category><![CDATA[پناهندگان دگرباش ایرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1314</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><embed type="application/x-shockwave-flash" src="http://picasaweb.google.com/s/c/bin/slideshow.swf" width="400" height="267" flashvars="host=picasaweb.google.com&#038;hl=en_US&#038;feat=flashalbum&#038;RGB=0x000000&#038;feed=http%3A%2F%2Fpicasaweb.google.com%2Fdata%2Ffeed%2Fapi%2Fuser%2Fparnianhamid%2Falbumid%2F5438835389645782097%3Falt%3Drss%26kind%3Dphoto%26hl%3Den_US" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"></embed></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1314</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دگرباشان عراقی و پناهندگی؛ ایمن پس از قتل عام</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1309</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1309#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Feb 2010 19:55:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[گزارش دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان عراقی]]></category>

		<category><![CDATA[عراق]]></category>

		<category><![CDATA[مورد تجاوز واقع شدن دگرباشان]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<category><![CDATA[پناهندگی دگرباشان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1309</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 .
دو همجنسگرای عراقی پس از آن‌که رخ‌دادهای دل‌خراشی که در آن کشور برای دگرباشان پیش آمد به یکی از شهرهای ایالات متحده‌ی امریکا پناهنده شده‌اند. اما در آن کشورِ آزاد هم زندگی برای‌شان آسان نیست. یوسف علی ۲۴ساله، و ناوفال محمد ۲۰ساله، گرچه در امریکا ایمن هستند اما زندگی دشواری دارند. اما اقرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">دو همجنسگرای عراقی پس از آن‌که رخ‌دادهای دل‌خراشی که در آن کشور برای دگرباشان پیش آمد به یکی از شهرهای ایالات متحده‌ی امریکا پناهنده شده‌اند. اما در آن کشورِ آزاد هم زندگی برای‌شان آسان نیست. یوسف علی ۲۴ساله، و ناوفال محمد ۲۰ساله، گرچه در امریکا ایمن هستند اما زندگی دشواری دارند. اما اقرار می‌کنند که هرجایی به‌غیر عراق که باشند خدا را شکر می‌کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">علی در عراق دزدیده و مورد تجاوز واقع شد، و هم‌چنین دوست‌پسرش به قتل رسیده است. علی می‌گوید: «چندین بار دزدیده شدم. سعی کردم فرار کنم. و آن‌ها با چاقو من را زدند». وی گروه نظامی مهدی را مقصر چنین اقداماتی می‌داند. علی می‌گوید پس از آن‌که گریخت با گروهی از دگرباشان عراقی که در لندن مستقر بودند تماس گرفت. آن‌ها به وی گفتند که به سوریه برود و با سازمان ملل تماس بگیرد. بعد از آن با اتوبوس به سوریه رفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1310" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1310" title="thegayexpat-gev13gaymurdersiniraq607" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/thegayexpat-gev13gaymurdersiniraq607-300x213.jpg" alt="thegayexpat-gev13gaymurdersiniraq607" width="300" height="213" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">دگرباشان عراقی دزدیده و مورد تجاوز واقع می‌شوند. کارشناسان و مردم عراق، گروه نظامی المهدی را عامل چنین اقداماتی می‌دانند.</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">علی می‌گوید: «اگر توی راه، پلیس جاده گمان می‌برد که همجنسگرا هستم دستور می‌داد که از ماشین بیرون بروم و حتمن من را به جایی می‌برد و سربه‌نیست می‌کرد.» علی می‌گوید زندگی پس از جنگ برای همه‌ی عراقی‌ها سخت شده است اما برای کسانی که همجنسگرا هستند غیرقابل‌تحمل گشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">علی وقتی به سوریه رسید اتاقی کرایه کرد و با محمد آشنا شد. محمد هم وقتی ۱۶ساله بوده از عراق به دمشق فرار کرده است. او هم می‌خواست به غرب برود اما می‌ترسید به دفتر پناهندگی سازمان ملل مراجعه کند. می‌ترسید که مبادا کارکنان آن‌جا وی را به‌خاطر همجنسگرایی‌اش مورد آزار قرار دهند. والدین محمد مرده‌اند. برادر و خواهرش می‌دانند که وی همجنسگراست اما زیاد با آن‌ها صمیمی نیست. او دوست‌پسری دارد که هنوز توی عراق است. در سوریه هم دوست‌پسری پیدا کرده است اما به گفته‌ی محمد دوجنسگراست و احساس امنیت می‌کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">خانواده‌ی علی نمی‌دانند که علی همجنسگراست. آن‌ها خیال می‌کنند که پای‌اش ترکش خورده و برای درمان پزشکی به امریکا رفته است. آن‌ها در مورد دزدیده‌شدن و مورد تجاوز واقع شدن علی چیزی نمی‌دانند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">علی می‌گوید زندگی در امریکا سخت است. وی به محض ورودش اثر انگشت داده است. در هفته دو ساعت در یک انبار کار می‌کند. مسیر طولانی‌ای از خانه تا سرکار طی می‌کند و از پس کرایه‌ی حمل و نقل برنمی‌آید. او دنبال کار تمام‌وقت است. وی به کسی نیاز دارد تا به‌اش یاد دهد که چگونه از سرویس‌های آن‌لاین برای پیداکردن کار استفاده کند. علی و محمد، هر دو، نگران همسایه‌ها هستند و نیاز دارند که به محله‌ای بروند که عراقی و خاورمیانه‌ای کم‌تر در آن‌جا وجود داشته باشد تا از آزادی بیش‌تری برخوردار باشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1309</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دو فعال بلاروسی جلوی سفارت ایران به همجنسگراستیزی ایران اعتراض کردند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1305</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1305#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 15:10:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[جرم زدایی از همجنسگرایی]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان بلاروس]]></category>

		<category><![CDATA[سفارت ایران در بلاروس]]></category>

		<category><![CDATA[مجازات اعدام دگرباشان ایرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1305</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
چهار تن از کوشندگان حقوق دگرباشان بلاروسی که جلوی سفارت ایران به برخورد این کشور با دگرباشان اعتراض کرده بودند محکوم به پرداخت جریمه‌ی ۳۰۷ یورویی شدند. سرگی آندروسنکو و سرگی پراودین، دو تن از این کوشندگان، گفته‌اند «حکومت بلاروس ما را به جرم سازمان‌دهی این حرکت متهم کردند که این عمل آن‌ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">چهار تن از کوشندگان حقوق دگرباشان بلاروسی که جلوی سفارت ایران به برخورد این کشور با دگرباشان اعتراض کرده بودند محکوم به پرداخت جریمه‌ی ۳۰۷ یورویی شدند. سرگی آندروسنکو و سرگی پراودین، دو تن از این کوشندگان، گفته‌اند «حکومت بلاروس ما را به جرم سازمان‌دهی این حرکت متهم کردند که این عمل آن‌ها ناقض آزادی بیان و برگزاری صلح‌آمیز انجمن‌ها و اعتراض‌هاست. چون جهان نمی‌توانست صدای اعتراض همجنسگرایان ایرانی به مجازات اعدام را بشنود ما جلوی سفارت دست به اعتراض زدیم. ما می‌خواستیم صدای آن‌ها باشیم».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">.</span></p>
<div id="attachment_1306" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-1306" title="چهار تن از فعالان حقوق دگرباشان بلاروسی مقابل سفارت ایران صدای اعتراض همجنسگرایان ایرانی به مجازات اعدام را فریاد زدند" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/72346527-300x225.jpg" alt="چهار تن از فعالان حقوق دگرباشان بلاروسی مقابل سفارت ایران صدای اعتراض همجنسگرایان ایرانی به مجازات اعدام را فریاد زدند" width="300" height="225" /><p class="wp-caption-text">چهار تن از فعالان حقوق دگرباشان بلاروسی مقابل سفارت ایران صدای اعتراض همجنسگرایان ایرانی به مجازات اعدام را فریاد زدند</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1305</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پارلمان اروپا؛ رعایت حقوق دگرباشان برای پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا الزامی است</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1300</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1300#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 20:41:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[اتحادیه ی اروپا]]></category>

		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>

		<category><![CDATA[جرم زدایی از همجنسگرایی]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان اروپا]]></category>

		<category><![CDATA[قوانین همجنسگراستیز]]></category>

		<category><![CDATA[مقدونیه]]></category>

		<category><![CDATA[کرواسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1300</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
در نشست همگانی پارلمان اروپا، روز ۱۰ فوریه‌ی ۲۰۱۰، گزارش سه کشوری که خواهان عضویت در اتحادیه‌ی اروپا هستند (کرواسی، مقدونیه، و ترکیه) را بررسی کرد. پارلمان اروپا از این سه کشور خواسته است از اقلیت‌های جنسی حمایتی واقعی داشته باشند، و یادآور شده است که کشورهای نامزد بایستی از همه‌ی اقلیت‌ها حمایت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ترجمه‌ی چراغ</p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">در نشست همگانی پارلمان اروپا، روز ۱۰ فوریه‌ی ۲۰۱۰، گزارش سه کشوری که خواهان عضویت در اتحادیه‌ی اروپا هستند (کرواسی، مقدونیه، و ترکیه) را بررسی کرد. پارلمان اروپا از این سه کشور خواسته است از اقلیت‌های جنسی حمایتی واقعی داشته باشند، و یادآور شده است که کشورهای نامزد بایستی از همه‌ی اقلیت‌ها حمایت کنند تا بتوانند به عضویت اتحادیه‌ی اروپا دست یابند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">اتحادیه‌ی اروپا نگرانی خویش را درباره‌ی مراسم رژه‌ی سال ۲۰۰۹ دگرباشان جنسی در زاگرب (پایتخت کرواسی) اعلام کرد و حکومت کرواسی را تشویق کرد که دگرباشان جنسی را در مقابل تبعیضات حمایت کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">.</span></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1301" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-full wp-image-1301" title="پارلمان اروپا؛ رعایت حقوق دگرباشان یکی از شروط پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا است" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/european_parliament.jpg" alt="پارلمان اروپا؛ رعایت حقوق دگرباشان یکی از شروط پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا است" width="400" height="300" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">پارلمان اروپا؛ رعایت حقوق دگرباشان یکی از شروط پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا است</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">در گزارش کشور مقدونیه آمده است «قانون جدید و ضد-تبعیضی این کشور حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی را در بر ندارد و این کشور باید قوانین ضد-تبعیض‌اش را با استانداردهای اتحادیه‌ی اروپا هماهنگ سازد».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">در گزارشی که اتحادیه‌ی اروپا درباره‌ی ترکیه نوشته به قانون مجازات و آزار دگرباشان ترکیه اشاره شده است و خواسته است که دولت ترکیه آزادی انجمن‌های دگرباشان را تضمین کند.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1300</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>یک زوج همجنسگرا در چین ازدواج کردند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1296</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1296#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 20:13:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[ازدواج همجنسگرایی]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<category><![CDATA[چین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1296</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 .
.
رسانه‌های چینی گزارش داده‌اند که یک زوج همجنسگرای چینی (زنگ آنگوان ۴۵ساله و پان ونجی ۲۷ساله) در یکی از بارهای شهر چنگدو، در حضور ۲۰۰نفر از دوستان همجنسگرای‌شان مراسم ازدواج برگزار کردند.
زنگ به روزنامه‌ی «چینا دیلی» گفته است «ما دیگر خودمان را پنهان نمی‌کنیم. لحظه‌ی ازدواج ما، شادترین و گران‌بهاترین لحظه‌ی زندگی‌مان است. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> .</span></p>
<div id="attachment_1297" class="wp-caption aligncenter" style="width: 378px"><img class="size-full wp-image-1297" title="یک زوج همجنسگرا در چین ازدواج کردند" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/5d29b6497a62637fc69c698151ece8.png" alt="یک زوج همجنسگرا در چین ازدواج کردند" width="368" height="241" /><p class="wp-caption-text">یک زوج همجنسگرا در چین ازدواج کردند</p></div>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">رسانه‌های چینی گزارش داده‌اند که یک زوج همجنسگرای چینی (زنگ آنگوان ۴۵ساله و پان ونجی ۲۷ساله) در یکی از بارهای شهر چنگدو، در حضور ۲۰۰نفر از دوستان همجنسگرای‌شان مراسم ازدواج برگزار کردند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">زنگ به روزنامه‌ی «چینا دیلی» گفته است «ما دیگر خودمان را پنهان نمی‌کنیم. لحظه‌ی ازدواج ما، شادترین و گران‌بهاترین لحظه‌ی زندگی‌مان است. اهمیتی هم نمی‌دهیم که دیگران چه فکر می‌کنند، همین برای ما دو نفر مهم است که با هم هستیم. ما عمیقن یک‌دیگر را دوست داریم و هیچ‌گاه از هم جدا نخواهیم شد.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">این در حالی است که برادر زنگ پس از خبردارشدن از ازدواج وی، شراکت‌اش با زنگ را به هم زده و اموال وی را توقیف کرده است. هم‌چنین خواهر زنگ نیز به وی گفته است تا زمانی که با پان زندگی می‌کند برادری به اسم زنگ نخواهد داشت.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1296</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بار دیگر در ترکیه؛ قتل یک ترنس‌سکسشوال</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1293</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1293#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 19:54:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[ترنس سکسشوال]]></category>

		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباش ستیزی]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی اسلامی]]></category>

		<category><![CDATA[کشتار دگرباشان جنسی]]></category>

		<category><![CDATA[کشتار همجنسگرایان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1293</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
دریا، ترنس‌سکسشوال (مرد به زن) ۳۵ساله، دیروز ساعت ۲۳:۳۰ دقیقه در خانه‌اش در آنتالیا (واقع در قسمت غربی ترکیه) به قتل رسیده است. پلیس تحقیقات خویش را آغاز کرده و ما نیز منتظر جزییات این رخ‌داد هستیم.
چندماه پیش نیز، ترنس‌سکسشوال (مرد به زن) دیگری در ترکیه به قتل رسیده بود و جامعه‌ی جهانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">دریا، ترنس‌سکسشوال (مرد به زن) ۳۵ساله، دیروز ساعت ۲۳:۳۰ دقیقه در خانه‌اش در آنتالیا (واقع در قسمت غربی ترکیه) به قتل رسیده است. پلیس تحقیقات خویش را آغاز کرده و ما نیز منتظر جزییات این رخ‌داد هستیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">چندماه پیش نیز، ترنس‌سکسشوال (مرد به زن) دیگری در ترکیه به قتل رسیده بود و جامعه‌ی جهانی دگرباشان خشم خود را نسبت به وجود دگرباش‌ستیزی در این منطقه از اروپا اعلام داشته بودند و با دگرباشان ترکیه ابراز هم‌دردی کرده بودند. ترکیه به خاطر ریشه‌های دیرین سنتی و اسلامی‌اش، هنوز هم با گذشت بیش از ۸۰سال از سکولاریسم آتاتورکی نتوانسته است برابری و آزادی جنسیتی و جنسی را پذیرا باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal">.</p>
<div id="attachment_1294" class="wp-caption aligncenter" style="width: 381px"><img class="size-full wp-image-1294" title="ترکیه به خاطر ریشه‌های دیرین سنتی و اسلامی‌اش، هنوز هم با گذشت بیش از ۸۰سال از سکولاریسم آتاتورکی نتوانسته است برابری و آزادی جنسیتی و جنسی را پذیرا باشد." src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/kaos.jpg" alt="ترکیه به خاطر ریشه‌های دیرین سنتی و اسلامی‌اش، هنوز هم با گذشت بیش از ۸۰سال از سکولاریسم آتاتورکی نتوانسته است برابری و آزادی جنسیتی و جنسی را پذیرا باشد." width="371" height="260" /><p class="wp-caption-text">ترکیه به خاطر ریشه‌های دیرین سنتی و اسلامی‌اش، هنوز هم با گذشت بیش از ۸۰سال از سکولاریسم آتاتورکی نتوانسته است برابری و آزادی جنسیتی و جنسی را پذیرا باشد.</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1293</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>«زنان در کفن»، مستندی ایرانی، نامزد جایزه‌ی عدالت «سینما برای صلح» شد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1288</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1288#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 23:06:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای اجتماعی]]></category>

		<category><![CDATA[اتهام زنا]]></category>

		<category><![CDATA[اعدام زنان]]></category>

		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>

		<category><![CDATA[سنگسار]]></category>

		<category><![CDATA[فیلم مستند]]></category>

		<category><![CDATA[کوشندگان حقوق زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1288</guid>
		<description><![CDATA[
ترجمه‌ی چراغ
 .

.
جایزه‌ی عدالت «سینما برای صلح» به فیلم‌ها و مستندهایی داده می‌شود که به موضوعات عدالت و قربانیان جنایات می‌پردازند. «زنان در کفن» مستندی ۸۰دقیقه‌ای است و به بی‌عدالتی خشنی می‌پردازد که در نظام قانونی جمهوری اسلامی ایران و به‌ویژه نسبت به زنان روا داشته می‌شود.
«زنان در کفن» با زنانی مصاحبه کرده است که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> .</span></p>
<div id="attachment_1289" class="wp-caption aligncenter" style="width: 430px"><img class="size-full wp-image-1289 " title="«زنان در کفن»" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/450.jpg" alt="450" width="420" height="284" /><p class="wp-caption-text">«زنان در کفن»، مستندی ایرانی</p></div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center;">
<p class="MsoNormal">.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">جایزه‌ی عدالت «سینما برای صلح» به فیلم‌ها و مستندهایی داده می‌شود که به موضوعات عدالت و قربانیان جنایات می‌پردازند. «زنان در کفن» مستندی ۸۰دقیقه‌ای است و به بی‌عدالتی خشنی می‌پردازد که در نظام قانونی جمهوری اسلامی ایران و به‌ویژه نسبت به زنان روا داشته می‌شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">«زنان در کفن» با زنانی مصاحبه کرده است که اغلب بدون مدارک و شواهد کافی متهم به زنا و محکوم به مرگ شده‌اند. این فیلم هم‌چنین با کوشندگان حقوق زنان نیز به گفتگو نشسته و توانسته است تصویر روشنی از تبعیض و بی‌عدالتی خشنی به دست دهد که نظام قضایی ایران در محاکمه‌ی زنان روا می‌دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">«زنان در کفن» (۲۰۰۹) ساخته‌ی فرید حائری‌نژاد و محمدرضا کاظمی است و در جشنواره‌ی فیلم حقوق بشر مونترال نیز شرکت خواهد کرد و به نمایش درخواهد آمد.</span></p>
<p class="MsoNormal">.</p>
<p class="MsoNormal"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=TFnXTxLbZHo">پیش‌پرده‌ی فیلم «زنان در کفن» را ببینید</a></p>
<p class="MsoNormal">.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1288</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>همجنسگرایان هند کارت‌های ولنتاین خودشان را می‌خرند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1283</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1283#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 14:01:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[جرم زدایی از همجنسگرایی]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان هند]]></category>

		<category><![CDATA[هند]]></category>

		<category><![CDATA[ولنتاین دگرباشان]]></category>

		<category><![CDATA[کارت های ولنتاین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1283</guid>
		<description><![CDATA[
ترجمه‌ی چراغ
پس از آزادی همجنسگرایی و جرم‌زدایی از آن در هند، همجنسگرایان برای روز ولنتاین (روز عشاق) و برای نخستین‌بار کارت‌های ویژه‌ی این روز را می‌خرند. شرکت آرشیز، یکی از شرکت‌های تولیدکننده‌ی کارت‌های ولنتاین در هند، گفته است بعد از آن‌که دادگاه عالی هند از همجنسگرایی جرم‌زدایی کرده است تصمیم دارد کارت‌های ویژه‌ای برای همجنسگرایان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">پس از آزادی همجنسگرایی و جرم‌زدایی از آن در هند، همجنسگرایان برای روز ولنتاین (روز عشاق) و برای نخستین‌بار کارت‌های ویژه‌ی این روز را می‌خرند. شرکت آرشیز، یکی از شرکت‌های تولیدکننده‌ی کارت‌های ولنتاین در هند، گفته است بعد از آن‌که دادگاه عالی هند از همجنسگرایی جرم‌زدایی کرده است تصمیم دارد کارت‌های ویژه‌ای برای همجنسگرایان به مناسبت این روز تولید کند.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">البته این کارت‌ها از تنوع زیادی برخوردار نیستند؛ دو نوع کارت برای مردان همجنسگرا، دو نوع برای زنان همجنسگرا و یکی هم برای کسانی که از نظر جنسیتی خنثی هستند. روی کارتی که برای زنان همجنسگراست نوشته شده است: «برای دوست‌دخترم از طرف دوست‌دخترش». روی کارت مخصوص کسانی که از نظر جنسیتی خنثی هستند نوشته شده است: «وای چه باحال!» (</span><span>how totally gay!</span><span lang="FA">).</span></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1284" class="wp-caption aligncenter" style="width: 249px;">
<dt class="wp-caption-dt" style="text-align: justify;"><img class="size-full wp-image-1284 " title="aleqm5idx6kwcspbm3_xhl-le188ewttog" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/aleqm5idx6kwcspbm3_xhl-le188ewttog.jpg" alt="aleqm5idx6kwcspbm3_xhl-le188ewttog" width="239" height="358" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">شرکت آرشیز، یکی از شرکت‌های تولیدکننده‌ی کارت‌های ولنتاین در هند، گفته است بعد از آن‌که دادگاه عالی هند از همجنسگرایی جرم‌زدایی کرده است تصمیم دارد کارت‌های ویژه‌ای برای همجنسگرایان به مناسبت این روز تولید کند</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">بیش‌تر:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1137"> دهلی صورتی می‌شود</a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/07/090625_sh_gay_sex_india.shtml">همجنسگرایی در هند آزاد شد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1283</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کنترل پلیسی و نفی دگرباشی: سیاست‌های جمهوری اسلامی در حوزه روابط صمیمی</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1281</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1281#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2010 10:03:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اندیشه‌ی دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1281</guid>
		<description><![CDATA[.
مقاله‌ی مجید محمدی را در رادیو فردا بخوانید.
.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>.</p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://www.radiofarda.com/content/f35_IRI_Sex_Pol_Com_MM/1951653.html">مقاله‌ی مجید محمدی را در رادیو فردا بخوانید</a></span><span lang="FA">.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1281</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>یک مقام اوگاندایی گفته است لایحه‌ی جنجالی ضدهمجنس‌گرایی در پارلمان این کشور احتمالن تغییر می‌کند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1276</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1276#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 00:04:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[اوگاندا]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان آفریقا]]></category>

		<category><![CDATA[قوانین همجنسگراستیز]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگرایی به عنوان جرم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1276</guid>
		<description><![CDATA[بی‌بی‌سی فارسی



قوانین کنونی اوگاندا روابط همجنسگرایی را غیرقانونی می‌داند و تا چهارده‌سال زندان به هم‌راه دارد. اما لایحه‌ی یادشده این مجازات را به حبس ابد افزایش می‌دهد.


هنری اوکلو اوریم، معاون وزیر خارجه‌ی اوگاندا جزییات بیش‌تری از این تغییر و تفاوت‌های احتمالی لایحه‌ی بعدی با لایحه‌ی کنونی ارایه نکرد. به دنبال طرح لایحه‌ی مجازات روابط جنسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="ingress" style="text-align: justify;"><strong><span lang="FA"><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/02/100205_u03-uganda-gay-bill.shtml">بی‌بی‌سی فارسی</a></span></strong></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1277" class="wp-caption aligncenter" style="width: 236px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-full wp-image-1277" title="091016130516_uganda_gay_mask_226" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/091016130516_uganda_gay_mask_226.jpg" alt="091016130516_uganda_gay_mask_226" width="226" height="282" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">قوانین کنونی اوگاندا روابط همجنسگرایی را غیرقانونی می‌داند و تا چهارده‌سال زندان به هم‌راه دارد. اما لایحه‌ی یادشده این مجازات را به حبس ابد افزایش می‌دهد.</dd>
</dl>
</div>
<p class="ingress" style="text-align: justify;"><span lang="FA">هنری اوکلو اوریم، معاون وزیر خارجه‌ی اوگاندا جزییات بیش‌تری از این تغییر و تفاوت‌های احتمالی لایحه‌ی بعدی با لایحه‌ی کنونی ارایه نکرد. به دنبال طرح لایحه‌ی مجازات روابط جنسی همجنسگرایان در پارلمان اوگاندا موجی از واکنش‌های بین‌المللی علیه این کشور به راه افتاده است. آقای اوریم یک روز پس از آن‌که باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا لایحه‌ی یادشده را «نفرت‌انگیز» خواند خبر از این تغییر احتمالی داد. کشورهای اروپایی نیز این لایحه را محکوم کرده‌اند.</span></p>
<p class="ingress" style="text-align: justify;"><span lang="FA">آقای اوریم به بخش آفریقایی بی‌بی‌سی گفت «مطمئن هستم که این لایحه هنگامی‌که در صحن پارلمان مطرح می‌شود شکل دیگری خواهد داشت». اما او افزود در مرحله‌ی کنونی دولت قدرت چندانی برای تغییر آن ندارد. معاون وزیر خارجه‌ی اوگاندا گفت همجنسگرایی در صدر اولویت‌های مردم این کشور قرار ندارد. او افزود اولویت اوگاندا سیرکردن مردم و مبارزه‌ی با بیماری‌هاست.</span></p>
<p class="ingress" style="text-align: justify;"><span lang="FA">قوانین کنونی اوگاندا روابط همجنسگرایی را غیرقانونی می‌داند و تا چهارده‌سال زندان به هم‌راه دارد. اما لایحه‌ی یادشده این مجازات را به حبس ابد افزایش می‌دهد. این لایحه هم‌چنین روابط همجنسگرایی که در آن یک طرف زیر سن قانونی، مبتلا به ویروس ایدز، معلول و یا «مجرم زنجیره‌ای» باشد را مشمول اعدام می‌کند.</span></p>
<p class="ingress" style="text-align: justify;"><span lang="FA">یووری موسوینی، رییس‌جمهور اوگاندا گفته است این لایحه منعکس‌کننده‌ی دیدگاه دولت نیست. دو هفته پیش دیوید باهاتی، تنظیم‌کننده‌ی لایحه‌ی یادشده در مصاحبه با یک روزنامه‌ی اوگاندایی گفت آماده است تغییراتی در برخی بندها بدهد. کابینه‌ی دولت اوگاندا کمیته‌ای برای بررسی پیش‌نهادهای او تشکیل داده است.</span></p>
<p class="ingress"><span lang="FA"> .</span></p>
<p class="ingress"><span lang="FA">بیش‌تر:</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1161">پارلمان اروپا لایحه‌ی ضد-همجنسگرایانه‌ی کشور اوگاندا را محکوم کرد</a>.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1147">اوگاندا: اسقف با اعدام همجنسگرایان مخالفت کرد و زندان را مجازات همجنسگرایی دانست</a>.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1276</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دختری در ترکیه به گناه دوست‌پسرداشتن زنده‌زنده دفن شد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1272</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1272#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Feb 2010 09:29:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای اجتماعی]]></category>

		<category><![CDATA[روابط جنسی در ترکیه]]></category>

		<category><![CDATA[زنده به گور کردن دختران]]></category>

		<category><![CDATA[قتل ناموسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1272</guid>
		<description><![CDATA[روشنگری

بنا بر گزارش خبرگزاری آناتولی، بستگان یک دختر ۱۶ساله در جنوب شرقی ترکیه او را زنده در گور دفن کردند. گناه دخترک این بود که با پسری آشنا شده بود. پلیس با دریافت خبری محرمانه در مورد این جنایت به خانه‌ی دختر که مدینه نام داشت رفت و جسد او را در گودالی که در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span><span lang="FA"><a href="http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20100205035332.html">روشنگری</a></span></span></p>
<p class="MsoNormal"><img class="aligncenter size-full wp-image-1273" title="madineh1127913l" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/madineh1127913l.gif" alt="madineh1127913l" width="230" height="144" /></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA">بنا بر گزارش خبرگزاری آناتولی، بستگان یک دختر ۱۶ساله در جنوب شرقی ترکیه او را زنده در گور دفن کردند. گناه دخترک این بود که با پسری آشنا شده بود. پلیس با دریافت خبری محرمانه در مورد این جنایت به خانه‌ی دختر که مدینه نام داشت رفت و جسد او را در گودالی که در دو متری زیر آشیانه‌ی مرغ‌ها کنده شده بود، پیدا کرد. بستگان مدینه ۴۰ روز قبل به پلیس اطلاع داده بودند که او گم شده است. پدر و پدربزرگ مدینه به اتهام شرکت‌داشتن در قتل او دستگیر شدند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA">گزارش پزشک قانونی، داستان تکان‌دهنده‌ی این «قتل ناموسی» را باز هم فجیع‌تر و سبعانه‌تر می‌کند. بنا بر این گزارش، در کالبدشکافی علایم ضرب یا سم در خون دیده نشد اما مقدار زیاد خاک در ریه‌ها و معده موجود بود و در مجموع کلیه‌ی علایم نشان می‌داد که دخترک بی‌چاره را زنده‌زنده دفن کرده‌اند</span></span><span lang="FA">.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1272</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اسقف رابینسون؛ آیا روابط تک‌همسری متعهدانه‌ی مادام‌العمری بین همجنسگرایان از نظر دینی درست است؟</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1266</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1266#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2010 13:22:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>

		<category><![CDATA[تفسیر دین]]></category>

		<category><![CDATA[دین و دگرباشی]]></category>

		<category><![CDATA[روابط جنسی و دین]]></category>

		<category><![CDATA[مسیحیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1266</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
سی‌ان‌اس نیوز: پل مقدس در «نامه به رومیان» می‌نویسد: «پس خداوند در قلب ایشان گرایش گناه‌آلودی به ناپاکی جنسی نهاد تا تن‌های‌شان را با یک‌دیگر پست کنند. &#8230; حتی زنان‌شان روابط طبیعی را به روابطی غیرطبیعی تغییر دادند. &#8230; مردان با مردان دیگر مرتکب اعمال شرم‌آوری شدند و مجازات انحراف‌شان را در خودشان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal"><span><span lang="FA"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><strong><span lang="FA">سی‌ان‌اس نیوز</span></strong></span><span><span lang="FA">: پل مقدس در «</span><span lang="FA"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86">نامه به رومیان</a></span><span lang="FA">» می‌نویسد: «پس خداوند در قلب ایشان گرایش گناه‌آلودی به ناپاکی جنسی نهاد تا تن‌های‌شان را با یک‌دیگر پست کنند. &#8230; حتی زنان‌شان روابط طبیعی را به روابطی غیرطبیعی تغییر دادند. &#8230; مردان با مردان دیگر مرتکب اعمال شرم‌آوری شدند و مجازات انحراف‌شان را در خودشان دریافت کردند.» پرسش این‌جاست که آیا پل مقدس درست می‌گوید که همجنسگرایی عملی خلاف طبیعت است؟</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><strong><span lang="FA"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gene_Robinson">اسقف رابینسون</a></span></strong></span><span><span lang="FA">: پاسخ‌دادن به پرسش شما دو روز وقت می‌گیرد، اما یکی از چیزهایی که ما باید بدانیم این است که هر تکه‌ای از کتاب مقدس نیاز دارد که در زمینه‌ی تاریخی خودش فهمیده شود. ما باید بدانیم که ایده‌ی گرایش جنسی همجنسگرایی ایده‌ای است که فقط ۱۲۵ سال عمر دارد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA">چیزی که پل مقدس راجع به‌اش حرف می‌زند درباره‌ی مردمی است که دگرجنسگرا هستند و به فعالیت همجنسی می‌پردازند. در دوران باستان گروه‌های اقلیتی‌ای مثل ما وجود نداشت که مادرزادی به همجنس خودش احساس و گرایش داشته باشد. بنابراین به نظر می‌رسید که همجنسگرایی خلاف طبیعت آن‌ها به شمار می‌رفته است.</span></span></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1267" class="wp-caption aligncenter" style="width: 214px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1267" title="gaybishop" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/gaybishop-204x300.jpg" alt="gaybishop" width="204" height="300" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">اسقف رابینسون </dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA">مطلب دیگری که باید درباره‌ی سخن پل مقدس گفت این است که وی علیه رفتاری حرف می‌زند که فقط نزد خودش و دنیای رومی و یونانی آشناست؛ در فرهنگ فلسطینی معمولن مردان بزرگ‌سال پسران خردسال را زیر پر و بال خویش می‌گرفتند و از آن‌ها استفاده‌ی جنسی می‌کردند. این رفتار، کودک‌آزاری بوده است. امروزه هیچ‌کسی با بچه‌بازی و کودک‌آزاری موافق نیست. ما، همجنسگرایان، نیز با آن مخالفیم. من در این زمینه با پل مقدس موافق هستم.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA">اما وقتی به متن کتاب مقدس نگاه می‌کنید پرسش حقیقی‌ای که مطرح می‌شود این است که «فردی که این متن را نوشته است منظورش از همجنسگرایی چه بوده است؟ خوانندگان این متن منظورشان از همجنسگرایی چه بوده است؟» و بعد می‌توان پرسید که «آیا این برداشت و منظور تا ابد الزام‌آور و تغییرناپذیر است؟».</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA">برای این پرسشی که ما مطرح می‌کنیم پاسخی وجود دارد؛ آیا روابط تک‌همسری متعهدانه‌ی مادام‌العمری بین همجنسگرایان از نظر دینی درست است؟ و این همان‌چیزی است که انجیل به‌اش نمی‌پردازد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><strong><span lang="FA">سی‌ان‌اس نیوز</span></strong></span><span><span lang="FA">: آیا شما می‌خواهید بگویید که پل مقدس در پیام‌اش اشتباه کرده است؟</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><strong><span lang="FA">اسقف رابینسون</span></strong></span><span><span lang="FA">: نه. من فکر می‌کنم پل مقدس در زمانه و بافت تاریخی خودش مطلقن درست می‌گوید و دارد رفتاری را توصیف می‌کند که رخ می‌داده است. پرسشی که ما امروز می‌پرسیم درباره‌ی شرایط زمانی و تاریخی کاملن متفاوتی است.</span></span></p>
<p>.</p>
<p><a href="http://www.cnsnews.com/news/article/60952">گفتگوی اسقف رابینسون با سی.ان.اس/ نیوز به زبان انگلیسی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1266</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>«اگر اونا &#8230; اگر تو» - طرحی از پدیکی</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1261</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1261#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2010 10:48:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[نگاره‌ی دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[طرح های دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[نگاره ی دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1261</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1260" class="wp-caption aligncenter" style="width: 396px"><a href="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/if-theyif-you-m.jpg"><img class="size-full wp-image-1260 " title="if-theyif-you-m" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/if-theyif-you-m.jpg" alt="if-theyif-you-m" width="386" height="513" /></a><p class="wp-caption-text">«اگر اونا ... اگر تو» طرحی از پدیکی </p></div>
<p style="text-align: center;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1261</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>قهرمان بدن‌سازی اسلام‌آباد غرب با بدن سبز</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1256</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1256#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2010 10:05:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[بدن سازی]]></category>

		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>

		<category><![CDATA[مردانگی]]></category>

		<category><![CDATA[هر شهروند یک رسانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1256</guid>
		<description><![CDATA[مصلحین کرمانشاه
رشید قلعه‌شاهینی قهرمان بدن‌سازی اهل اسلام‌آباد غرب در مسابقات بدن‌سازی دهه‌ی فجر این شهرستان بدن خود را به رنگ سبز درآورد. وبلاگ اسلام‌آباد پست در این زمینه نوشته است: «قلعه‌شاهینی که بارها در مسابقات مختلف حتی در سطح کشور افتخارآفرینی کرده است این‌بار درحالی‌که به نشانه‌ی حمایت از جنبش سبز بدن خود را با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.moslehin.mihanblog.com/post/130">مصلحین کرمانشاه</a></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">رشید قلعه‌شاهینی قهرمان بدن‌سازی اهل اسلام‌آباد غرب در مسابقات بدن‌سازی دهه‌ی فجر این شهرستان بدن خود را به رنگ سبز درآورد. وبلاگ </span><span lang="FA"><a href="http://islamabadpost.blogfa.com/post-197.aspx">اسلام‌آباد پست</a></span><span lang="FA"> در این زمینه نوشته است: «قلعه‌شاهینی که بارها در مسابقات مختلف حتی در سطح کشور افتخارآفرینی کرده است این‌بار درحالی‌که به نشانه‌ی حمایت از جنبش سبز بدن خود را با رنگ سبز پوشانده بود در مسابقات حاضر شد اما برگزارکنندگان مسابقات او را به خاطر حرکت سبزش از دور مسابقات خارج نمودند درحالی‌که او به‌راحتی می‌توانست هم‌چون همیشه این‌بار هم قهرمان شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA">ظاهرن استفاده از نمادهای جنبش سبز مردم ایران توسط ورزش‌کاران کشور مسبوق به سابقه بوده و معروف‌ترین حرکت آن، بستن مچ‌بندهای سبز ملی‌پوشان فوتبال در مسابقه با تیم ملی کره‌ی جنوبی در چارچوب رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی بود که به کنار گذاشتن تعدادی از چهره‌های مطرح فوتبال از تیم ملی منجر گردید.</span></p>
<div id="attachment_1257" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-1257" title="pdjs9f2ocpq4j11b9s2" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/pdjs9f2ocpq4j11b9s2-300x213.jpg" alt="pdjs9f2ocpq4j11b9s2" width="300" height="213" /><p class="wp-caption-text">رشید قلعه‌شاهینی قهرمان بدن‌سازی اهل اسلام‌آباد غرب در مسابقات بدن‌سازی دهه‌ی فجر این شهرستان به نشانه‌ی حمایت از جنبش سبز بدن خود را به رنگ سبز درآورد.</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1256</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پلیس مالاوی یکی از مدافعان حقوق همجنسگرایان را بازداشت کرد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1249</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1249#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Feb 2010 18:25:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1249</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
پلیس مالاوی مردی را که پوسترهای حمایت از حقوق همجنسگرایان را همراه داشت بازداشت کرد. پلیس گفته است پیتر ساوالی پوسترهایی به همراه داشت که روی‌اش نوشته شده بود «حقوق همجنسگرایان حقوق بشر است». پلیس هم‌چنین گفت سازمان‌های خارجی پوسترهای آقای ساوالی را تدارک دیده بود.
پلیس گفت «تحقیقات ما نشان می‌دهد که گروه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">ترجمه‌ی چراغ</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">پلیس مالاوی مردی را که پوسترهای حمایت از حقوق همجنسگرایان را همراه داشت بازداشت کرد. پلیس گفته است پیتر ساوالی پوسترهایی به همراه داشت که روی‌اش نوشته شده بود «حقوق همجنسگرایان حقوق بشر است». پلیس هم‌چنین گفت سازمان‌های خارجی پوسترهای آقای ساوالی را تدارک دیده بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">پلیس گفت «تحقیقات ما نشان می‌دهد که گروه خاصی با آقای ساوالی کار می‌کنند و ما نمی‌توانیم حامیان بین‌المللی این فرد را تحت پیگرد قانونی قرار دهیم.» اگر جرم آقای ساوالی ثابت شود وی کوتاه‌مدت به زندان خواهد افتاد. اقدام آقای ساوالی در نتیجه‌ی محاکمه‌ی نخستین زوج همجنسگرای مالاویایی صورت گرفته است. مالاوی، حقوق همجنسگرایان را به رسمیت نمی‌شناسد.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><img class="alignnone size-medium wp-image-1250" title="_45836418_malawi226" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/02/_45836418_malawi226.gif" alt="_45836418_malawi226" width="226" height="170" /> </span></p>
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">بیش‌تر:</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1147"><span>اوگاندا: اسقف با اعدام همجنسگرایان مخالفت کرد و زندان را مجازات همجنسگرایی دانست</span></a></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1139"><span>کنیا می‌خواهد از دگرباشان سرشماری کند</span></a></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1173">دو زوج همجنسگرای مالاوایی باید برای اثبات رابطه‌شان آزمایش پزشکی بدهند</a></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1173"></a><a href="http://blog.irqo.org/?p=1161">پارلمان اروپا لایحه‌ی ضد-همجنسگرایانه‌ی کشور اوگاندا را محکوم کرد</a></span></p>
<p class="MsoNormal"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1215">زوج همجنسگرای مالاویایی به ۱۴ سال زندان محکوم شدند</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1249</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>No news of the present condition and whereabouts of Nemat Safavi</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1246</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1246#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Feb 2010 15:15:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[اعدام]]></category>

		<category><![CDATA[اعدام دگرباشان جنسی]]></category>

		<category><![CDATA[جرم همجنسگرایی]]></category>

		<category><![CDATA[نعمت صفوی]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1246</guid>
		<description><![CDATA[No news of the present condition and whereabouts of Nemat Safavi, the young man sentenced to death, Committee of Human Rights Reporters wrote on Nov 13, 2009
The report goes on to state that despite follow ups by a lawyer in all three criminal courts of the city of Ardabil, authorities have denied Nemat Safavi’s incarceration  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;">No news of the present condition and whereabouts of Nemat Safavi, the young man sentenced to death, Committee of Human Rights Reporters wrote on Nov 13, 2009</p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;">The report goes on to state that despite follow ups by a lawyer in all three criminal courts of the city of Ardabil, authorities have denied Nemat Safavi’s incarceration  in the city’s prison.</p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;"><span>Nemat Safavi was jailed in the juvenile ward of Ardabil prison after he was sentenced to execution 38 months ago, when he was 16-years-old.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;"><span>Iranian Queer Organization had been told by reporters in-touch with a lawyer affiliated with this case, that Nemat Safavi was sent to Tehran 8 months ago to appear in front of the Supreme Court for the final decision on his case. The execution order was over turned in the supremecourt and he was sent back to Ardabil for examination of the case. <span> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;"><span>In our communications with another lawyer who works on human rights issues in Iran, we were told that as recent as 2 months ago, lawyers are under pressure by the regime to refuse cases where they are not paid their legal fees, and where the case is based on humanitarian work. We were told that even political prisoners cannot have a lawyer these days. <span> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;"><span>Much of IRQO’s recent follow ups&#8211;in collaboration with Hossein Alizadeh of IGLHRG&#8211;on the execution status of our clients in Iran have been hitting dead ends.  So far we have no news of the whereabouts of Hamzeh Chavooshi, Loghman Hamzehpoor, Nemat Safavi, Ghasem Beshkool, Mohsen Ghebra’ee, Hamid Taghi, Ebrahim Hamidi, Mehdi Pooran,  and Mohamad Reza’ee. These individuals have all been sentenced to death, and we cannot get any information on their present situation. All of them have been reported as being in jails in certain cities with execution orders. Four of these men have denied the charges against them, and their families are supporting them and they have hired a lawyer to defend them.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;"><span>Currently, in Iran, the Committee of Reporters of Human Rights is having 7 of their members in jail, and 4 in hiding, and this group was a crucial source of information on status of those sentenced to jail or death with accurate accounts on the news.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction: rtl; text-align: left;"><span>IRQO will continue its efforts to save the lives on these young men whose only fault is being gay in Islamic Republic of Iran.<br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left;">
<div style="direction: rtl; text-align: left;"></div>
<div style="direction: rtl; text-align: left;">Iranian Queer Organization. IRQO</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1246</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تایوان نخستین کتاب‌چه راه‌نمای همجنسگرایان را منتشر کرد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1243</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1243#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Jan 2010 21:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[ایدز]]></category>

		<category><![CDATA[تاییپی]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان تایوان]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگرادوستی]]></category>

		<category><![CDATA[گردشگری دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1243</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
دولت تایوان برای این‌که نشان دهد کشور تایوان کشوری است که به همجنسگرایان نگرشی دوستانه دارد نخستین کتاب‌چه راه‌نمای همجنسگرایان را منتشر کرد. این کتاب‌چه که «راهنمای دگرباش» نام دارد از سوی شهرداری تاییپی (پای‌تخت تایوان) منتشر شده است تا صنعت گردش‌گری را در منطقه‌ی بزرگ‌شهر تاییپی به‌بود دهد. این کتاب‌چه ۴۸ صفحه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">دولت تایوان برای این‌که نشان دهد کشور تایوان کشوری است که به همجنسگرایان نگرشی دوستانه دارد نخستین کتاب‌چه راه‌نمای همجنسگرایان را منتشر کرد. این کتاب‌چه که «راهنمای دگرباش» نام دارد از سوی شهرداری تاییپی (پای‌تخت تایوان) منتشر شده است تا صنعت گردش‌گری را در منطقه‌ی بزرگ‌شهر تاییپی به‌بود دهد. این کتاب‌چه ۴۸ صفحه دارد که ۷ صفحه از این کتاب‌چه به مکان‌هایی اختصاص دارد که ویژه‌ی همجنسگرایان است و ۴۱ صفحه‌ی دیگر آن اطلاعاتی عمومی درباره‌ی گردش‌گری و اخطارهایی درباره‌ی ایدز فرآهم آورده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">لین کو-نینگ، یکی از مسوولان اداره‌ی به‌داشت شهر تاییپی، می‌گوید ایده‌ی انتشار این کتاب‌چه‌ی راه‌نما برآمده از نگرانی مسوولین شهر درباره‌ی به‌داشت و سلامتی همجنسگرایان است. وی می‌گوید: «دو سال پیش شروع کردیم در نقاط مختلف تاییی از همجنسگرایان آزمایش ایدز می‌گرفتیم. ما می‌خواستیم گزارشی درباره‌ی ایدز منتشر کنیم، اما به‌تر دیدیم که به‌جای‌اش کتاب‌چه‌ی راه‌نما را منتشر سازیم. ما ۲۰۰۰ نسخه از این کتاب‌چه را در سوناها و فروش‌گاه‌های همجنسگرایان توزیع کرده‌ایم.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1242" title="taiwanqueer" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/taiwanqueer-300x224.jpg" alt="taiwanqueer" width="300" height="224" /></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">بیش‌تر:</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1141">بیست‌هزار تایوانی برای حقوق همجنسگرایان تظاهرات کردند</a>.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA"><br />
</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1243</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ستیز مردان افغانی با همجنسگرایی</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1238</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1238#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Jan 2010 21:03:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان افغانستان]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1238</guid>
		<description><![CDATA[فاکس‌نیوز
ترجمه‌ی چراغ
 
یکی از پژوهش‌هایی که واحد پژوهش ارتش آمریکا در جنوب افغانستان انجام داده است نشان می‌دهد که رفتار همجنسگرایی در میان پشتوها بسیار شایع است. این در حالی است که این گروه از افغان‌ها کاملن همجنسگرایی را رد می‌کنند. این پژوهش نشان می دهد که پشتوها عمومن با همجنس‌شان همبستری دارند، زیبایی مردانه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><a href="http://www.foxnews.com/politics/2010/01/28/afghan-men-struggle-sexual-identity-study-finds/">فاکس‌نیوز</a></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">یکی از پژوهش‌هایی که واحد پژوهش ارتش آمریکا در جنوب افغانستان انجام داده است نشان می‌دهد که رفتار همجنسگرایی در میان پشتوها بسیار شایع است. این در حالی است که این گروه از افغان‌ها کاملن همجنسگرایی را رد می‌کنند. این پژوهش نشان می دهد که پشتوها عمومن با همجنس‌شان همبستری دارند، زیبایی مردانه را تحسین می‌کنند، و با پسران همبستری دارند و از زنان دوری می‌جویند. با همه ی این‌ها، هیچ‌گاه خودشان را «همجنسگرا» نمی‌نامند. این پژوهش در نتیجه‌ی تعاملات پزشک ارتش آمریکا و هم‌کاران‌اش با مردان افغانی استان قندهار است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">یکی از نمونه‌های این پژوهش، گروهی از افغانی‌هایی است که از سوزاک مقعدی رنج می‌برند اما تکذیب می‌کنند که همبستری همجنسگرایانه داشته‌اند. یکی از مفسران پشتو می‌گوید منع اسلامی هجنسگرایی برای آن است که مردان «عاشق» هم نشوند اما اگر برای «خشنودی جنسی» از مردان دیگر استفاده کنند مشکلی ندارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">این پژوهش هم‌‌چنین نشان می‌دهد که چگونه مردان کهن‌سال با پسران جوان ارتباط جنسی دارند. یکی از جمله‌های مرسوم مردم پشتو این است؛ «زنان برای بچه‌زایی‌اند و پسرها برای لذت‌بردن». این گزارش می‌افزاید شخصیت زنانه‌ی مردان پشتو کاملن بهنجار است و اصلن به معنی همجنسگرایی فرد نیست. همجنسگرایی در میان پشتوها کاملن منحصر به فرد است و آن‌ها نمی‌خواهند دردسرهای همجنسگرایی غربی را متحمل شوند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1239" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1239" title="taliban" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/taliban-300x234.jpg" alt="taliban" width="300" height="234" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">شخصیت زنانه‌ی مردان پشتو کاملن بهنجار است و اصلن به معنی همجنسگرایی فرد نیست</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1238</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بی‌خانمانی همجنسگرایان مسلمان پس از سرپیچی از ازدواج</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1233</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1233#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Jan 2010 20:19:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[گزارش دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[ازدواج اجباری]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان خاورمیانه]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان پاکستان]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگرایان مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1233</guid>
		<description><![CDATA[پونام تانجا (بی‌بی‌سی)
ترجمه‌ی چراغ
 
سونی، دانشجوی ۲۰ ساله‌ی پاکستانی در لندن، سال ۲۰۰۸ برای دیدار با خانواده و بستگان به زادگاه‌اش رفت. در طول مدتی که سونی در پاکستان بود خانواده‌اش متوجه‌ی همجنسگرایی وی شدند و برای درمان «مریضی» سونی وی را وادار کردند که ازدواج کند.
سونی می‌گوید: «آن‌ها به من گفتند که قصد دارند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">پونام تانجا (</span><span lang="FA"><a href="http://news.bbc.co.uk/2/hi/8446458.stm">بی‌بی‌سی</a></span><span lang="FA">)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">سونی، دانشجوی ۲۰ ساله‌ی پاکستانی در لندن، سال ۲۰۰۸ برای دیدار با خانواده و بستگان به زادگاه‌اش رفت. در طول مدتی که سونی در پاکستان بود خانواده‌اش متوجه‌ی همجنسگرایی وی شدند و برای درمان «مریضی» سونی وی را وادار کردند که ازدواج کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">سونی می‌گوید: «آن‌ها به من گفتند که قصد دارند مرا وادار به ازدواج کنند و دنبال دختری بودند تا مرا ظرف دو تا سه ماه دیگر به ازدواج وی درآورند. من در این مدت قادر نبودم که به لندن بازگردم.» وقتی سونی از این کار سر باز زد، خانواده‌اش وی را در خانه‌ی پدربزرگ‌اش در یکی از روستاهای پاکستان زندانی کردند و چون باعث «شرم» این خانواده‌ی مسلمان شده بود وی را بارها کتک زدند و آزار دادند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">سونی می‌گوید:‌ «سه ماه آن‌جا بودم و پدربزرگ‌ام همیشه مرا کتک می‌زد. پدربزرگ‌ام می‌گفت تو نام خانواده‌ی ما را سیاه کردی و همیشه می‌گفت همجنسگرایی گناه است. من می‌دانم که تمام کارهای پدربزرگ‌ام برای اعاده‌ی شرافت‌اش بود.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">سونی از خانه فرار کند و در حالی که بی‌پول و بی‌سرپناه بود به انگلستان بازگشت. بستگان و دوستان‌اش از ترس این‌که مبادا خانواده‌ی سونی بعدها از آن‌ها انتقامی خشن بگیرد به وی هیچ کمکی نکردند. وقتی به انگلستان رسید یک شب را در بازداشت‌گاه پلیس خوابید تا بعد خانه‌ی ایمنی برای‌اش دست و پا کردند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">آن سوترست، یکی از کارگران سازمانی که به سونی پناه داده است، می‌گوید در طول شش‌ماه گذشته شمار مسلمانانی که این‌جا می‌آیند و درخواست کمک می‌کنند افزایش یافته است. وی می‌گوید: «آن‌ها با تهدیدهای خشن فیزیکی‌ای مواجه می‌شوند که واقعن خشن است و آزادی‌شان را محدود می‌کند. ما آدم‌هایی را دیده‌ایم که با چاقو از خانه بیرون آمده‌اند تا به کسی که مظنون به همجنسگرایی است حمله کنند و به‌اش آسیب برسانند. همجنسگرایانی که فرار می‌کنند بی‌خانمان می‌شوند و برای همین پیش ما می‌آیند. ما سعی داریم که خیلی فوری به آن‌ها پناه دهیم. اما بزرگ‌ترین آسیبی که آن‌ها می‌بینند از-دست-دادن خانواده‌شان است. حتی نمی‌توانم تصور کنم که یک نوجوان ۲۰ ساله به‌یک‌باره خانواده‌اش را از دست بدهد.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">فاضل محمود، گروه هم‌یاری‌ای به نام «همت» راه انداخته است. وی می‌گوید: «۱۵۰ نفر عضو این گروه هستند که ۸۰درصدشان وادار به ازدواج شده‌اند یا دارند وادار به ازدواج می‌شوند.» فاضل محمود می‌گوید همجنسگرایی حتی میان اجتماعات مسلمان شهرهای مثل لندن و منچستر نیز یک تابوست. وی می‌گوید: «به مسلمان‌بودن‌ام افتخار می‌کنم. به این‌که پاکستانی هستم و هم‌چنین به همجنسگرابودن‌ام افتخار می‌کنم. متاسفانه خیلی از پدر و مادرها متوجه‌ی این قضیه نیستند. آن‌ها فقط می‌گویند &#8220;اگر پسرم یا دخترم همجنسگرا باشند همسایه‌ها و افراد دیگر اجتماع‌مان چه فکر می‌کنند؟&#8221;»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1234" class="wp-caption aligncenter" style="width: 210px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1234" title="1047_fazal-mahmood" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/1047_fazal-mahmood-200x300.jpg" alt="1047_fazal-mahmood" width="200" height="300" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">فاضل محمود</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">محمود مسلمانان همجنسگرا را نصیحت می‌کند که برای خانواده‌ی‌شان دست به آشکارسازی نزنند. وی می‌گوید: «وقتی شما به خانواده‌ی مسلمان‌تان بگویید که همجنسگرا هستید باید منتظر باشید که از خانه بیرون‌تان کنند.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">علی، جوان همجنسگرای ۲۱ ساله، در شرق لندن با خانواده ی بنگلادشی‌اش زندگی می‌کند. وی تصمیم گرفته است که راز همجنسگرایی‌اش را از خانواده پنهان نگه دارد. و می‌گوید: «وقتی آن‌ها متوجه شوند، صد در صد با آن مخالفت می‌کنند؛ رابطه‌ی من با آن‌ها مانند قبل نخواهد بود و احترامی که قبلن به من می‌گذاشتند دیگر نمی‌گذارند و رابطه‌ام با آن‌ها قطع خواهد شد.» علی، با این‌که همه‌ی اقدامات را انجام می‌دهد تا خانواده متوجه‌ی همجنسگرایی‌اش نشوند، باز هم نگران از-دست-دادن خانه و خانواده‌اش است. وی می‌گوید: ‌«من زیاد شنیده‌ام که می‌گویند همجنسگرایان را برای رضای خداوند باید کشت.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">واحد ویژه‌ای از پلیس مسوولیت برخورد با ازدواج‌های اجباری را بر عهده گرفته است. هر سال چیزی حدود ۱۶۰۰ مورد از ازدواج‌های اجباری گزارش می‌شود. سه-چهارم این گزارش‌ها مربوط به افرادی است که تبار آسیای جنوبی دارند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">اولاف هنریکسون، رییس این بخش پلیس، می‌گوید مخصوصن نوجوانان همجنسگرا خیلی آسیب‌پذیر هستند. وی می‌گوید:‌ «چند هفته پیش فردی با ما تماس گرفت و گفت که در پاکستان زندانی شده و مجبور به ازدواج اجباری گشته است. وی به انگلستان بازگشته و هم زن‌اش و هم خانواده‌اش وی را به‌خاطر همجنسگرابودن‌اش مذمت می‌کنند. وی مورد آزار جسمی قرار گرفته است و وقتی با ما تماس گرفته بود شدیدن ترسیده بود که از خانه بیاندازندش بیرون و ما مجبور بودیم که از وی حمایت و حفاظت کنیم. ازدواج اجباری ذاتن عملی پنهانی است و اغلب گزارش نمی‌شود. افرادی که درگیر ازدواج اجباری می‌شوند وقتی به ما زنگ می‌زنند و وقتی می‌خواهند شکایت رسمی کنند معمولن تمایلی ندارند که به همجنسگرابودن‌شان اشاره‌ای کنند.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">واحد ویژه‌ی پلیس در نظر دارد که با انجمن‌های مسلمانان همجنسگرا در ارتباط باشد تا برای دگرباشانی که در معرض ازدواج اجباری هستند برنامه‌های آموزشی فرآهم آورد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1233</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پرونده‌ی نعمت صفوی کجاست؟ مسوولان قضایی اردبیل باز هم اظهار بی‌اطلاعی کردند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1226</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1226#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jan 2010 13:18:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[اعدام همجنسگرایان]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان ایرانی]]></category>

		<category><![CDATA[قوانین همجنسگراستیز]]></category>

		<category><![CDATA[نعمت صفوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1226</guid>
		<description><![CDATA[کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق بشر – پی‌گیری‌های انجام‌شده در مورد پرونده‌ی نعمت صفوی، نوجوان اردبیلی که در سن ۱۶ سالگی به دلیل همجنسگرایی بازداشت و پس از محاکمه در دادگاه اطفال از سوی دادگستری اردبیل به اعدام محکوم گردیده بود، تا کنون به نتیجه‌ای نرسیده است و هر سه شعبه‌ی کیفری دادگاه انقلاب شهر اردبیل در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><a href="http://chrr.us/spip.php?article7936">کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق بشر</a> – پی‌گیری‌های انجام‌شده در مورد پرونده‌ی نعمت صفوی، نوجوان اردبیلی که در سن ۱۶ سالگی به دلیل همجنسگرایی بازداشت و پس از محاکمه در دادگاه اطفال از سوی دادگستری اردبیل به اعدام محکوم گردیده بود، تا کنون به نتیجه‌ای نرسیده است و هر سه شعبه‌ی کیفری دادگاه انقلاب شهر اردبیل در مورد پرونده‌ی این نوجوان اظهار بی‌اطلاعی نموده‌اند.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">این در حالی است که حکم اعدام نعمت پس از ارسال به دیوان عالی کشور نقض شده و پرونده‌ی وی برای رسیدگی دوباره به شعبه‌ی هم‌ارز در دادگاه کیفری اردبیل ارجاع داده شده است. تاریخ ارجاع پرونده ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ می‌باشد بنابراین پرونده‌ی مربوطه باید در دادگاه کیفری اردبیل باشد اما برخورد مسوولان قضایی و اظهار بی‌اطلاعی آنان نگرانی در مورد وضعیت این نوجوان را افزایش داده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">در سال گذشته یکی از نوجوانان محکوم به اعدام به اتهام همجنس‌گرایی به نام قاسم بشکول بدون اطلاع به وکیل‌اش اعدام شد و همین امر بر نگرانی‌ها در مورد وضعیت نعمت صفوی افزوده است. در این رابطه با یکی از وکلایی که پرونده‌ی چند نوجوان محکوم به اعدام را در اختیار داشته است، صحبت نمودیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">وی در رابطه با احتمال اعدام ناگهانی نعمت گفت: «با توجه به این‌که حکم اعدام این نوجوان نقض شده است احتمال اعدام ناگهانی وی وجود ندارد چرا که باید حکم اعدام پس از تایید اجرا شود. بنابراین یا دادگاه تجدیدنظر هنوز تشکیل نشده و اگر تشکیل شده است حکم اعدام برای بار دوم صادر نشده چرا که اگر صادر شده بود بازهم به دیوان عالی کشور ارسال می‌گشت.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">در بیانیه‌ی سازمان دیده‌بان حقوق بشر در محکومیت اعدام سه نوجوان یه اتهام همجنس‌گرایی این‌چنین آمده است: «مجازات مرگ برای نوجوانانی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم می‌شوند طبق قوانین بین‌المللی ممنوع شده و این ممنوعیت مطلق است. هم کنوانسیون حقوق کودک و هم کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی به صورت خاص مجازات مرگ برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کم‌تر از ۱۸ سال دارند را منع کرده است. این قوانین منعکس‌کننده‌ی این حقیقت هستند که کودکان و نوجوانان با بزرگ‌سالان متفاوت هستند چرا که فاقد تجربه، قضاوت، بلوغ و دیگر خودداری‌های بزرگ‌سالان هستند. ایران کنوانسیون حقوق کودک را در سال ۱۹۹۴ کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی را در سال ۱۹۷۵ به تصویب رساند.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1227" class="wp-caption aligncenter" style="width: 289px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1227" title="arton7936" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/arton7936-279x300.jpg" alt="arton7936" width="279" height="300" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">در سال ۱۳۸۷ یکی از نوجوانان محکوم به اعدام به اتهام همجنس‌گرایی به نام قاسم بشکول بدون اطلاع به وکیل‌اش اعدام شد و همین امر بر نگرانی‌ها در مورد وضعیت نعمت صفوی افزوده است.</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">بیش‌تر:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1149">بی‌خبری از نعمت صفوی، همجنسگرای محکوم به اعدام</a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1177">۱۲ مرد به جرم لواط محکوم به اعدام شدند</a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1226</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>شهردار مسکو می‌گوید رژه‌ی همجنسگرایان «شیطانی» است</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1222</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1222#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jan 2010 20:47:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[روسیه]]></category>

		<category><![CDATA[رژه همجنسگرایان]]></category>

		<category><![CDATA[شهردار مسکو]]></category>

		<category><![CDATA[مسکو]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<category><![CDATA[۲۹ می ماه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1222</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
شهردار مسکو، که به جمله‌های همجنسگراستیزانه‌اش معروف است، به‌تازگی گفته است که هرگز اجازه نخواهد داد همجنسگرایان رژه‌ی‌شان را در شهر مسکو برگزار کنند. وی این مراسم را «شیطانی» نامید و گفت که رژه‌روندگان باید مجازات شوند. رژه‌ی همجنسگرایان یا همان گی‌پراید، مراسمی است که سالانه برای قدردانی و نمایش‌دادن تنوع‌های جنسی در کشورهایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">شهردار مسکو، که به جمله‌های همجنسگراستیزانه‌اش معروف است، به‌تازگی گفته است که هرگز اجازه نخواهد داد همجنسگرایان رژه‌ی‌شان را در شهر مسکو برگزار کنند. وی این مراسم را «شیطانی» نامید و گفت که رژه‌روندگان باید مجازات شوند. رژه‌ی همجنسگرایان یا همان گی‌پراید، مراسمی است که سالانه برای قدردانی و نمایش‌دادن تنوع‌های جنسی در کشورهایی برگزار می‌شود که حقوق دگرباشان را به رسمیت می‌شناسند یا می‌خواهند زمینه را برای پذیرفتن حقوق دگرباشان فراهم کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">شهردار مسکو، یوری لوژکوف، در کنفرانسی آموزشی گفت «هیچ نامی نمی‌توان به مراسم رژه‌ی همجنسگرایان داد مگر این‌که بگوییم مراسمی شیطانی است. ما به چنین مراسمی اجازه نداده‌ایم و نخواهیم داد». حتی وی خواستار مجازات دگرباشان رژه‌‌رونده شد و افزود: «وقت‌اش رسیده است که به حرف‌های تبلیغاتی مزخرفی که درباره‌ی حقوق بشر و حفاظت و قانونی‌کردن آن می‌زنند پایان دهیم».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">نیکولای الکسیوف، کمپین‌گذار حقوق همجنسگرایان، در پی سخنان شهردار مسکو اعلام کرد «برنامه‌ی امسال رژه‌ی دگرباشان به‌رغم مخالفت شهرداری با آن هم‌چنان برقرار است و قصد نداریم که تغییری در آن بدهیم. ما ۲۹ می‌ماه امسال نیز رژه خواهیم رفت».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">پارسال رژه در روزی برگزار شد که مسابقه‌ی آواز یوروویژن در مسکو برگزار می‌شد. پلیس در آن روز الکسیوف و دیگر کمپین‌گذاران را به‌طرز وحشیانه‌ای و آن‌هم پیش چشم روزنامه‌نگاران جهان دستگیر کرد و به ون‌های پلیس انتقال داد. آن‌ها سرانجام با پرداخت جریمه آزاد شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1223" class="wp-caption aligncenter" style="width: 222px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1223" title="aleqm5jmceg_ryvdn3iz8eklo594ukiujq" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/aleqm5jmceg_ryvdn3iz8eklo594ukiujq-212x300.jpg" alt="aleqm5jmceg_ryvdn3iz8eklo594ukiujq" width="212" height="300" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">شهردار مسکو که به جمله‌های همجنسگراستیزانه‌اش معروف است</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">بیش‌تر:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a name="OLE_LINK17"></a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1222</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>زوج همجنسگرای مالاویایی به ۱۴ سال زندان محکوم شدند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1215</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1215#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jan 2010 14:41:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[آفریقای جنوبی]]></category>

		<category><![CDATA[ازدواج همجنسگرایی]]></category>

		<category><![CDATA[دین]]></category>

		<category><![CDATA[مالاویا]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگرایان مالاویایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1215</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
دو مرد همجنسگرای مالاویایی‌ای که جرات کرده بودند و برای رسمیت‌دادن به رابطه‌ی خودشان مراسم ازدواج برگزار کرده بودند متهم به گستاخی اجتماعی و ۱۴ سال زندان شدند. یکی از همجنسگرایان شهر بلانتیر (شهر تجاری مالاوی و جایی که محاکمه برگزار می‌شد) که خواست هویت‌اش ناشناس بماند گفت «خیلی ترس‌ناک است. ما احساس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">دو مرد همجنسگرای مالاویایی‌ای که جرات کرده بودند و برای رسمیت‌دادن به رابطه‌ی خودشان مراسم ازدواج برگزار کرده بودند متهم به گستاخی اجتماعی و ۱۴ سال زندان شدند. یکی از همجنسگرایان شهر بلانتیر (شهر تجاری مالاوی و جایی که محاکمه برگزار می‌شد) که خواست هویت‌اش ناشناس بماند گفت «خیلی ترس‌ناک است. ما احساس آزادی نمی‌کنیم و هر لحظه بیم بازداشت‌شدن‌مان می‌رود».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1216" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1216" title="15534990" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/15534990-300x168.jpg" alt="15534990" width="300" height="168" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">دو مرد همجنسگرای مالاویایی‌ای که جرات کرده بودند و برای رسمیت‌دادن به رابطه‌ی خودشان مراسم ازدواج برگزار کرده بودند</dd>
</dl>
</div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;">این نخستین موردی است که مجازات درازمدتی برای همجنسگرایی تعیین می‌شود. ورود کشیش‌ها و موعظه‌گران مسیحی نقش بسیاری در شدیدشدن نگرش‌های منفی به همجنسگرایی در آفریقای جنوبی شده است. پدر استنلی ندوی گفت «همجنسگرایی در انجیل عملی شیطانی است. همجنسگرایی عملی نادرست است و مردم باید موعظه و کمک شوند».</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">همجنسگرایی در مالاوی، در به‌ترین حالت، بیماری‌ای روانی پنداشته می‌شود و در بدترین حالت شکلی از شیطان‌پرستی است که قدرت آلوده‌کردن همه‌ی جمعیت کشور را دارند. یکی از همجنسگرایان مالاویایی گفت «گاهی فکر می‌کنم که به‌تر است خودم را بکشم. با ما حتی مثل انسان‌ها برخورد نمی‌شود».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">مالاوی تنها کشور آفریقایی‌ای نیست که چنین برخوردی برای همجنسگرایان دارد؛ <a href="http://blog.irqo.org/?p=1147">اوگاندا نیز مجازات مرگ را برای «بزه همجنسگرایی» در نظر گرفته است.</a> ۱۰درصد جمعیت کشور مالاوی و ۲۵درصد مردان همجنسگرای مالاویایی دارای اچ‌آی‌وی مثبت هستند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><br />
</span></p>
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_1217" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="size-medium wp-image-1217" title="15535009" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/15535009-300x168.jpg" alt="15535009" width="300" height="168" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">دو مرد هجنسگرای مالاویایی با دست‌بند به سمت دادگاه می‌روند</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;">بیش‌تر:</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1147">اوگاندا: اسقف با اعدام همجنسگرایان مخالفت کرد و زندان را مجازات همجنسگرایی دانست</a></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1139">کنیا می‌خواهد از دگرباشان سرشماری کند</a></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1173">دو زوج همجنسگرای مالاوایی باید برای اثبات رابطه‌شان آزمایش پزشکی بدهند</a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1161">پارلمان اروپا لایحه‌ی ضد-همجنسگرایانه‌ی کشور اوگاندا را محکوم کرد</a></span><strong></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1215</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کره‌ی جنوبی با پناهندگی یک همجنسگرای پاکستانی موافقت کرد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1211</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1211#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Jan 2010 18:39:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>

		<category><![CDATA[پاکستان]]></category>

		<category><![CDATA[پناهندگی]]></category>

		<category><![CDATA[کره ی جنوبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1211</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
دادگاه کره‌ی جنوبی با پناهندگی یک همجنسگرای پاکستانی موافقت کرد و اعلام کرد که زندگی این مرد به خاطر همجنسگرابودن‌اش در پاکستان با خطر مواجه است. درخواست پناهندگی این مرد پیش‌تر از سوی قوه‌ی قضاییه‌ی کره‌ی جنوبی رد شده بود.
این مرد که خواست نام‌ و هویت‌اش ناشناس بماند گفت:‌ «زندگی من به‌عنوان یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span><span lang="FA">ترجمه‌ی چراغ</span></span></p>
<p><span><span lang="FA"> </span></span></p>
<p><span><span lang="FA">دادگاه کره‌ی جنوبی با پناهندگی یک همجنسگرای پاکستانی موافقت کرد و اعلام کرد که زندگی این مرد به خاطر همجنسگرابودن‌اش در پاکستان با خطر مواجه است. درخواست پناهندگی این مرد پیش‌تر از سوی قوه‌ی قضاییه‌ی کره‌ی جنوبی رد شده بود.</span></span></p>
<p><span><span lang="FA">این مرد که خواست نام‌ و هویت‌اش ناشناس بماند گفت:‌ «زندگی من به‌عنوان یک همجنسگرا در کشورم با خطر مواجه شده بود. خانواده و نزدیکان من دشمن من محسوب می‌شدند. آن‌ها می‌گفتند که من مایه‌ی ننگ خانواده و اسلام و کشورم هستم و تهدیدم کرده بودند که مرا به پلیس تحویل خواهند داد.»</span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1212" title="south_korea" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/south_korea-300x201.gif" alt="south_korea" width="300" height="201" /></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><br />
</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1211</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>رییس‌جمهور اوگاندا خواستار حذف مجازات مرگ همجنسگرایان شد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1207</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1207#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Jan 2010 18:09:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1207</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
پس از آن‌که اسقف اعظم اوگاندا خواستار حذف مجازات مرگ همجنسگرایان شد، رییس‌جمهور این کشور نیز ضمن ابراز مخالفت خودش با کنش همجنسگرایی، از دستگاه قضایی خواست تا مجازات مرگ را از لایحه‌ی قانونی حذف کنند.
اسقف اعظم گفته بود: «رییس‌جمهور معتقد نیست که همجنسگرایان را بکشیم. من هم چنین اعتقادی ندارم. بل فکر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span style="font-family: mceinline;">ترجمه‌ی چراغ</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">پس از آن‌که اسقف اعظم اوگاندا خواستار حذف مجازات مرگ همجنسگرایان شد، رییس‌جمهور این کشور نیز ضمن ابراز مخالفت خودش با کنش همجنسگرایی، از دستگاه قضایی خواست تا مجازات مرگ را از لایحه‌ی قانونی حذف کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">اسقف اعظم گفته بود: «رییس‌جمهور معتقد نیست که همجنسگرایان را بکشیم. من هم چنین اعتقادی ندارم. بل فکر می‌کنم همجنسگرایان باید تحت مشاوره قرار بگیرند تا عادات بدشان را ترک کنند. ما از اقدام دولت جهت حفظ و پاس‌داری از خانواده‌ی سنتی و ارزش‌های آن سپاس‌گذاریم و تحسین‌شان می‌کنیم.»‌</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">۴۴ درصد از جمعیت ۱۲/۶ میلیونی اوگاندا کاتولیک هستند.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> <img class="aligncenter size-medium wp-image-1208" title="alg_uganda_gay-rights" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/alg_uganda_gay-rights-300x199.jpg" alt="alg_uganda_gay-rights" width="300" height="199" /><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal"><span lang="FA">در همین زمینه:</span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1161">پارلمان اروپا لایحه‌ی ضد-همجنسگرایانه‌ی کشور اوگاندا را محکوم کرد</a></span><span lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><a href="http://blog.irqo.org/?p=1147">اوگاندا: اسقف با اعدام همجنسگرایان مخالفت کرد و زندان را مجازات همجنسگرایی دانست</a></span></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA"><br />
</span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1207</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>جشن‌واره‌ی سان‌دنس با فیلم «زوزه» آغاز به کار می‌کند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1195</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1195#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jan 2010 00:44:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[آلن گینزبرگ]]></category>

		<category><![CDATA[جشنواره ساندنس]]></category>

		<category><![CDATA[جیمز فرانکو]]></category>

		<category><![CDATA[رسانه های دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[زوزه]]></category>

		<category><![CDATA[نسل ضربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1195</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
فیلم زوزه داستان شعری از آلن گینزبرگ با همین نام است که خوشی‌پرستی جهان هنرمندان اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ را به تصویر می‌کشد. زمانی که آلن گینزبرگ این شعر را سرود، غوغایی درباره‌ی اشاره‌های همجنسگرایانه‌ی متن شعر بر پا گشت اما بعدها به‌عنوان مهم‌ترین اثر گینزبرگ شناخته شد. منتقدین، این اثر را هم‌تراز آثار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span style="font-family: mceinline;">ترجمه‌ی چراغ</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">فیلم زوزه داستان شعری از آلن گینزبرگ با همین نام است که خوشی‌پرستی جهان هنرمندان اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ را به تصویر می‌کشد. <span lang="FA">زمانی که آلن گینزبرگ این شعر را سرود، غوغایی درباره‌ی اشاره‌های همجنسگرایانه‌ی متن شعر بر پا گشت اما بعدها به‌عنوان مهم‌ترین اثر گینزبرگ شناخته شد. منتقدین، این اثر را هم‌تراز آثار مهم دیگری که در </span><span lang="FA"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Beat_Generation">نسل «ضربه»</a></span><span lang="FA"> تولید شده است می‌دانند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><span lang="FA">نقش گینزبرگ را جیمز فرانکو بازی می‌کند. فرانکو می‌گوید قبول دارد که طرف‌داران گینزبرگ چندان با انتخاب من به‌عنوان بازی‌گر نقش گینزبرگ موافق نیستند. جشن‌واره‌ی فیلم سان‌دنس تا ۳۱ام ژانویه ادامه دارد و قرار است به‌ترین‌های صنعت فیلم‌سازی را به نمایش بگذارد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><span lang="FA"><br />
</span></span></p>
<p class="MsoNormal">
<div id="attachment_1196" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img class="size-full wp-image-1196" title="howl-jamesfranco-firstlook-full" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/howl-jamesfranco-firstlook-full.jpg" alt="howl-jamesfranco-firstlook-full" width="400" height="300" /><p class="wp-caption-text">نقش گینزبرگ را جیمز فرانکو بازی می‌کند.</p></div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center;">
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal">
<p class="MsoNormal" style="text-align: left;"><span lang="FA"><a href="http://itn.co.uk/b3fb0542a63d59143bfc226a0d7c9877.html">منبع</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1195</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بی‌بی‌سی و بازنمایی دگرباشی جنسی در برنامه‌های‌اش</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1188</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1188#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jan 2010 00:12:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[بی بی سی]]></category>

		<category><![CDATA[رسانه های دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[همجنسگراستیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1188</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
بی‌بی‌سی در طی پژوهش گسترده‌ای می‌خواهد از بینندگان‌اش بپرسد که دگرباشان جنسی چگونه در تلویزیون و رادیو و برنامه‌های آنلاین بازتاب یافته‌اند. در واقع، این پژوهش می‌خواهد از مردم سراسر انگلستان بپرسد که درباره‌ی موضوعاتی مانند جوک‌ها و طرح‌ها و کلیشه‌های نمایشی چه فکر می‌کنند.
تیم دیوی، مدیر این پژوهش، می‌گوید نتایج این پژوهش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="font-family: mceinline;"><span style="font-family: mceinline;">ترجمه‌ی چراغ</span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><strong><span lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">ب</span><span lang="FA">ی‌بی‌سی در طی پژوهش گسترده‌ای می‌خواهد از بینندگان‌اش بپرسد که دگرباشان جنسی چگونه در تلویزیون و رادیو و برنامه‌های آنلاین بازتاب یافته‌اند. در واقع، این پژوهش می‌خواهد از مردم سراسر انگلستان بپرسد که درباره‌ی موضوعاتی مانند جوک‌ها و طرح‌ها و کلیشه‌های نمایشی چه فکر می‌کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">تیم دیوی، مدیر این پژوهش، می‌گوید نتایج این پژوهش برای بازتاب اجتماعات گوناگونی که در سراسر انگلستان وجود دارند حیاتی است. وی می‌گوید یافته‌های این پژوهش فهم بینندگان را عمیق‌تر خواهد ساخت. این پژوهش از سه بخش برخوردار است؛ یک بخش پژوهیدن کمیت و کیفیت رفتار مخاطبان است، یک بخش پژوهش آنلاین، و بخش دیگر رای‌زنی با دگرباشان جنسی سراسر انگلستان خواهد بود. حتی بی‌بی‌سی به افرادی که از افکار همجنسگراسیزانه برخوردارند هم خواهد پرداخت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span lang="FA">خلاصه‌ی یافته‌ها در تابستان ۲۰۱۰ منتشر خواهد شد. یافته‌های این نتایج، برنامه‌ی کاری سردبیران بی‌بی‌سی را تغییر نخواهد داد بل برنامه‌سازان را وقتی می‌خواهند روی کارشان تصمیم‌گیری کنند یاری خواهد داد. <span lang="FA">همجنسگرایی در سال‌های اخیر در چندین برنامه‌ی بی‌بی‌سی بازنمایی شده است. برای نمونه، شخصیت سید مسعود، در برنامه‌ی </span>EastEnders<span lang="FA"> (۱۹۸۵) به‌رغم این‌که مختصری معاشقه‌ی همجنسگرایانه دارد با زنی ازدواج می‌کند. </span>The Archers<span lang="FA"> هم در سال ۲۰۰۶ چندین مراسم ازدواج همجنسگرایانه را به تصویر می‌کشد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"><span lang="FA"><br />
</span></span></p>
<p class="MsoNormal"><span lang="FA"> </span></p>
<div id="attachment_1189" class="wp-caption aligncenter" style="width: 236px"><img class="size-full wp-image-1189 " title="_47167859_ee_syed" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/_47167859_ee_syed.jpg" alt="_47167859_ee_syed" width="226" height="170" /><p class="wp-caption-text">شخصیت سید مسعود، در برنامه‌ی EastEnders (۱۹۸۵)</p></div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; ">
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1188</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پلیس، مراسم «آقای گی» در چین را لغو کرد</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1184</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1184#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 10:19:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روی‌دادهای دگرباش]]></category>

		<category><![CDATA[دگرباشان چین]]></category>

		<category><![CDATA[مراسم آقای گی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1184</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه‌ی چراغ
 
طبق گزارش‌های رسیده، پلیس چین مراسم‌ «آقای گی» را تعطیل کرده است و برگزارکنندگان هنوز علت آن را نمی‌دانند.
 
پلیس درست لحظه‌ای فرارسید که آقای گی چین آماده‌ی رفتن به روی صحنه بود. طبق گفته‌ی شرکت‌کنندگان، بسیاری از آن‌ها می‌خواستند در طول این مراسم برای اولین‌بار دست به آشکارسازی بزنند.
 



«آقای گی» لزومن زیباترین مرد همجنسگرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: #4bacc6; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-themecolor: accent5;" lang="FA"><span style="font-size: small;"><span style="color: #ff6600;">ترجمه‌ی چراغ</span></span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt; color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-size: 20pt; color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ط</span><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;">بق گزارش‌های رسیده، پلیس چین مراسم‌ «آقای گی» را تعطیل کرده است و برگزارکنندگان هنوز علت آن را نمی‌دانند.</span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;"> </span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;">پلیس درست لحظه‌ای فرارسید که آقای گی چین آماده‌ی رفتن به روی صحنه بود. طبق گفته‌ی شرکت‌کنندگان، بسیاری از آن‌ها می‌خواستند در طول این مراسم برای اولین‌بار دست به آشکارسازی بزنند.</span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;"> </span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"></p>
<div id="attachment_1185" class="wp-caption aligncenter" style="width: 423px"><img class="size-full wp-image-1185" title="ef9736bb-b08d-478a-98f7-17e44e895ff6h2" src="http://blog.irqo.org/wp-content/uploads/2010/01/ef9736bb-b08d-478a-98f7-17e44e895ff6h2.jpg" alt="ef9736bb-b08d-478a-98f7-17e44e895ff6h2" width="413" height="275" /><p class="wp-caption-text">یکی از شرکت‌کنندگان در مراسم «آقای گی» چین</p></div>
<p></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;">«آقای گی» لزومن زیباترین مرد همجنسگرا نیست، بل این مراسم مانند سکویی است که مردان همجنسگرا برای نمایش <span style="font-size: 12pt; color: black; line-height: 115%; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA">استعدادها</span><span style="font-size: 11pt; color: black; line-height: 115%; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA">ی‌شان از آن استفاده می‌کنند</span><span style="font-size: small;">. در این‌گونه مراسم‌ها گفتگویی هم میان شرکت‌کنندگان و تماشاگران رخ می‌دهد.</span></span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;"> </span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;">پلیس فقط اعلام کرده است که چون این مراسم جواز ندارد آن را تعطیل کرده است.</span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="font-size: small;"><a href="http://today.msnbc.msn.com/id/34876045/ns/today-today_fashion_and_beauty/">منبع</a></span></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"></span><span style="color: black; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" dir="ltr"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1184</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>سرمقاله</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1182</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1182#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2010 15:52:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 60]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1182</guid>
		<description><![CDATA[حمید پرنیان
 
 
این درست است که دگرباشی جنسی، اختیاری یا اکتسابی نیست، یعنی وابسته به اراده‌ی فرد نیست، اما شکل‌های زیست و رفتار دگرباشی جنسی چیزی است کاملن اجتماعی و اکتسابی. یعنی راه‌های برقراری ارتباط، انواع تجربه‌های جنسی و عاشقانه، گفتمان و خرده‌فرهنگی که در اجتماعات دگرباشان جنسی هست، و دیگر نمودهای این اجتماع، همه و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; color: #00b0f0; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">حمید پرنیان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 20pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ا</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ین درست است که دگرباشی جنسی، اختیاری یا اکتسابی نیست، یعنی وابسته به اراده‌ی فرد نیست، اما شکل‌های زیست و رفتار دگرباشی جنسی چیزی است کاملن اجتماعی و اکتسابی. یعنی راه‌های برقراری ارتباط، انواع تجربه‌های جنسی و عاشقانه، گفتمان و خرده‌فرهنگی که در اجتماعات دگرباشان جنسی هست، و دیگر نمودهای این اجتماع، همه و همه چیزهایی هستند که در سراسر تاریخ و با گذشت زمان تغییر کرده‌اند و شکل و ساخت متفاوتی به خود گرفته‌اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">از همین‌جا، می‌خواهم به پرسشی اشاره کنم که فکر می‌کنم در سخن رایج و غالب ما ایرانی‌های دگرباش وجود ندارد؛ چه کسانی دگرباش جنسی هستند و چه کسانی نیستند؟ البته این پرسش، پرسشی نیست که تا به حال پرسیده نشده است، اتفاقن از آن دست پرسش‌هایی است که ذهن دگرباش همواره در برخورد با انسان‌های دیگر از خویش یا می‌پرسد و یا جواب هم می‌دهد. اما درنگ‌کردن روی این پرسش، ارزیابی چیستی و کارکرد این پرسش، همان چیزی است که مد نظر من است؛ یعنی چرا و در چه صورتی ما می‌پرسیم «چه کسی دگرباش جنسی است؟».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">گذشته از این‌که این پرسش، در تاریخ و جغرافیا، دگرگون می‌شود و مفاهیم دیگری جای «دگرباش جنسی» را می‌گیرد، هر پاسخی که به پرسش مذکور داده شود محکوم به زمینه‌ی تاریخی و جغرافیایی خودش است؛ یعنی، اگر بگوییم دگرباش جنسی کسی است که به همجنس خود گرایش جنسی و/یا عاشقانه دارد، تعریف را در چهارچوب زمانی و مکانی خاصی مطرح کرده‌ایم. آیا زندان جایی نیست که این گرایش جنسی و/یا عاشقانه امکان روی‌دادن می‌یابد؟ پس چرا برخی می‌گویند رابطه‌های جنسی در زندان از نوع دگرباشی جنسی نیستند، آن‌ها فقط کنش‌های جنسی اتفاقی و زودگذر هستند؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">زندان، جایی است که فرد [از نظر جنسی] ناچار است، یعنی فرصت‌های [جنسی] محدود و معدودی روبه‌روی‌اش نهاده شده است. فردی که از زندان بیرون می‌آید امکان می‌یابد دست به تجربه‌های متنوعی بزند و هستی جنسی خود را گسترش دهد. پس، رفتار جنسی‌ای که وی در زندان، از سر اجبار، داشته است حکم نمی‌کند که وی دگرباش جنسی بوده است. پس، این چیست که فرد را برای همیشه دگرباش جنسی می‌کند؟ آیا رفتارهای جنسی زودگذر و از سر «هوس‌بازی» نمی‌تواند نام رفتار دگرباشی جنسی به خود بگیرد؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">«هوس‌بازی» یعنی کاری که اخلاقی نیست و نباید انجام شود، چرا که بیرون از چهارچوب «طبیعت» قرار دارد. یعنی کسی که پا از گلیم طبیعت خویش دراز می‌کند و بیش از خواسته‌های طبیعت‌اش می‌خواهد، هوس‌بازی کرده است. یعنی ما یک همجنسگرا داریم و یک دگرجنسگرا، و فرد دگرجنسگرایی که کنش همجنسگرایی داشته باشد پا را از گلیم خواسته‌های مشروع تن‌اش بیرون گذاشته و «هوس‌بازی» کرده است. پس، هوس‌بازی خارج از اخلاق جنسی قرار گرفته و فردی که «مرتکب» این کنش می‌شود انسانی غیراخلاقی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">آیا این درست همانند همان سخنی نیست که می‌گوید «همجنسگرایی بیرون از طبیعت آدمی است و عملی غیراخلاقی است؛ یعنی همجنسگرایی، زیاده‌خواهی هوای نفس است». همجنسگرایان، زخمیِ چنین سخن و ایده‌ای هستند، سخنی که خودش را راست‌آیین می‌داند و ایده‌ای که غالب است. هوس‌بازی، یعنی فرد قدرت آن را ندارد که خودش خواسته‌های خودش را تعیین کند؛ یعنی فرد باید مطیع محدودیت‌هایی باشد که باشنده‌ای غیرانسانی آن‌ها را وضع کرده است. هوس‌بازی، مخالف فردگرایی و اراده‌ی فردی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ایده‌ای که بر «هوس‌بازی»‌ استوار است، همان ایده‌ی غالبی است که همجنسگرایی و دگرباشی جنسی را طرد می‌کند و ممنوع می‌داند. هوس‌بازی، مرزبندی اخلاقی و غیراخلاقیِ کنش‌های جنسی آدمی است؛ ایده‌ی هوس‌بازی می‌کوشد تا رفتارهای ما را تنظیم کند و در کنترل خویش درآورد. آیا برای رهایی از ایده‌ی اخلاقی محدودکننده و فردیت‌زدای «هوس‌بازی» نباید بکوشیم تا بنیادهای آن را شناسایی کنیم و کارکرد اجتماعی آن را در نظر آوریم؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">همان چیزی که فرد دگرجنسگرا را از انجام عمل همجنسگرایانه باز می‌دارد، من و شمای همجنسگرا را از همجنسگرایی بازداشته است. این چیز، همان اخلاق جنسی‌ای است که خود ما گاهی هیزم بر آتش‌اش می‌اندازیم و زبانه‌ی شرمسارکننده و طردکننده‌اش را شعله‌ورتر می‌کنیم. &#8230; می‌خواهم بگویم وقت آن است که به دیوارهای اخلاقی زندگی خودمان نگاهی دوباره بیاندازیم، شاید در این بازنگری دریچه‌ای برای رهایی یافتیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">پرسش هم‌چنان برقرار است؛ «چه کسانی دگرباش جنسی هستند؟». برقراری این پرسش نه به نفع من همجنسگراست و نه به نفع اوی دگرجنسگرا. این پرسش، تقویت‌کننده‌ی ایده‌ی «هوس‌بازی» است، تقویت‌کننده‌ی باور اخلاقی/جنسی دگرجنسگرای اجباری است؛ دگرجنسگرای اجباری، می‌خواهد همه را دگرجنسگرا سازد و «دگرجنسگرایی»ای که وی می‌سازد فقط و فقط تولیدمثل و بازتولید اخلاق عرف را دربرمی‌گیرد. مبارزه با ایده‌ی دگرجنسگرای تولیدمثلی، کار دگرباشی جنسی است، و یکی از پرسش‌های دگرباشی جنسی این است که «آیا لازم است که بدانیم چه کسی دگرباش جنسی است؟».</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">حقوق مدنی دگرباشان جنسی، هیچ ارتباطی با دگرباشی جنسی ندارد. حقوق مدنی دگرباشان جنسی یعنی این‌که فرد آزاد است سبک زندگی جنسی خود را خودش انتخاب کند. این بدان معنی نیست که دگرباشی جنسی انتخابی است. بل بدان معنی است که اگر فرد تشخیص داد میل به همجنس خود دارد چیزی، کسی، قانونی سد راه‌اش نباشد. از همین روست که برپایی حقوق مدنی دگرباشان جنسی، یعنی این حقوق که هرکسی مختار است سبک زندگی خودش را اختیار کند، صرفن برای دگرباشان جنسی نیست، بل برای همه‌ی انسان‌هاست؛ ایده‌ی آزادی جنسی، آزادی برگزیدن سبک زندگی جنسی، آزادی از دگرجنسگرایی اجباری و تولیدمثلی، همانا آزادی همه‌ی انسان‌ها [اعم از دگرجنسگرا و همجنسگرا و دوجنسگرا و ترنس‌سکسچوال و ...] است. حقوق مدنی دگرباشان جنسی، همانا دست‌یابی به آزادی فرد انسان و مختاربودن وی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">این چراغ، <strong>شصتمین</strong> چراغی است که سازمان دگرباشان جنسی ایرانی منتشر کرد. از آن‌جا که بیش‌تر مطالب چراغ دربرگیرنده‌ی گزارش‌ها و روی‌دادهاست و حتی در زمینه‌ی ادبیات و اندیشه کوشیده است تا به‌روز باشد، من و ساقی قهرمان، تصمیم گرفتیم چراغ را از حالت نشریه‌ای ماهیانه به نشریه‌ای <strong>روزانه</strong> تبدیل کنیم تا بتوانیم از «اتفاق‌ها» عقب نیافتیم؛ نشریه‌ی روزانه‌ی چراغ، در وبلاگ خود، می‌کوشد تا به‌محض دریافت گزارش یا خبری، و یا نوشتاری که شایسته‌ی نام چراغ و دگرباشان جنسی ایرانی است، به‌روز شود. بی‌گمان هم‌چنان نیازمند <strong>ذهن</strong> و <strong>دست</strong> شما هستیم تا در رسالت خویش[، که روشنی و آگاهی و <strong>مبارزه‌ی نرم</strong> علیه ذهن دگرجنس‌گرازده است،] تواناتر شویم. البته، اعضای محترم نشریه‌ی چراغ، ماهانه خبرنامه‌ی نشریه را دریافت می‌کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA">پس، از این پس، <strong>چراغ را هر روز در وبلاگ‌اش بخوانید</strong>.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1182</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>روی‌دادهای ایران</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1179</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1179#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2010 15:48:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 60]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1179</guid>
		<description><![CDATA[آیت‌الله حسین‌علی منتظری، مرجع تقلید شیعه، در هشتاد و هفت سالگی، در شهر قم درگذشت. آیت‌الله منتظری از جمله روحانیان سرشناس سیاسی در شهر قم بود که در دوران پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ سال‌ها در تبعید و زندان به سر برد. در دوران پس از انقلاب و با تأسیس رژیم جمهوری اسلامی، آیت‌الله منتظری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal; mso-outline-level: 2;" dir="rtl"><span style="font-size: 22pt; color: #222222; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman';" lang="FA">آ</span><span style="font-size: 12pt; color: #222222; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman';" lang="FA">یت‌الله حسین‌علی منتظری، مرجع تقلید شیعه، در هشتاد و هفت سالگی، در شهر قم درگذشت. آیت‌الله منتظری از جمله روحانیان سرشناس سیاسی در شهر قم بود که در دوران پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ سال‌ها در تبعید و زندان به سر برد. در دوران پس از انقلاب و با تأسیس رژیم جمهوری اسلامی، آیت‌الله منتظری به ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی برگزیده شد و به قائم مقامی آیت‌الله خمینی رسید. در اواسط دهه‌ی ۱۳۶۰ آیت‌الله حسینعلی منتظری بارها به صراحت از سوء رفتار، شکنجه و اعدام مخالفان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی انتقاد کرد و سرانجام به فرمان آیت‌الله خمینی از تمام فعالیت‌های حکومتی برکنار شد. همچنین آیت‌الله منتظری به دلیل مخالفت با اعلام مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای به مدت پنج سال در حبس خانگی به سر برد. در سال‌های اخیر، آیت‌الله منتظری مهم‌ترین مرجع تقلید منتقد دولت به شمار می‌رفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal; mso-outline-level: 2;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; color: #222222; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman';" lang="FA"> </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: 20pt; color: #333333; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman';" lang="FA">ص</span><span style="font-size: small;"><span style="color: #333333; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman';" lang="FA">دها نفر از مردان ایرانی، با انتشار عکس‌هایی که در آن چادر و روسری به سر کرده‌اند، از مجید توکلی دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر حمایت کردند</span><span style="color: #333333; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman';" dir="ltr">.</span><span style="color: #333333; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman';" lang="FA"> مجید توکلی، پس از سخنرانی در روز دانشجو از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد. خبرگزاری فارس و روزنامه‌های حامی دولت با اعلام این‌که «این دانشجو با پوشیدن لباس زنانه قصد فرار داشته»، عکس‌هایی از وی با روسری و مقنعه منتشر کردند</span><span style="color: #333333; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman';" dir="ltr">.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 24pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ر</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">وز عاشورا، در چند نقطه‌ی مرکزی شهر تهران در مسیر خیابان انقلاب، پل چوبی، تقاطع رستگاران، و میدان فردوسی تجمعاتی از جانب مخالفان دولت شکل گرفت. بر پایه‌ی گفته‌ها‌ی یک شاهد عینی ترافیک زیادی در خیابان‌های منتهی به خیابان انقلاب به چشم می‌خورد و عابران پیاده در حال حرکت به تقاطع‌های اصلی خیابان انقلاب هستند. حضور نیروهای امنیتی در مسیر خیابان انقلاب، در میدان فردوسی و محدوده‌ی دانشگاه تهران، بسیار سنگین گزارش شده است. پیش‌تر مخالفان دولت با ارسال اس‌ام‌اس، از طریق اینترنت و دیگر مجاری اطلاعاتی اعلام کرده بودند که قصد دارند که روز عاشورا در مسیر میدان امام حسین تا میدان آزادی تظاهراتی را بر ضد دولت سامان بدهند</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" dir="ltr">.</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 22pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">خ</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">برگزاری جمهوری اسلامی در بولتن ویژه‌ای، شمار کشته‌شدگان روز عاشورا در شهرهای ایران را ۳۷ نفر اعلام کرد. این در حالی‌ست که مقام‌های دولتی، پیش‌تر تعداد کشته‌شدگان در تهران را هفت نفر و در تبریز چهار تن ذکر کرده بودند. وب‌سایت جنبش راه سبز (جرس) خشونت‌ها و حوادث خونین یک‌شنبه‌ی گذشته را به عوامل دولتی نسبت داده و می‌گوید، هدف این بوده که پس از عاشورا، فضای لازم برای دستگیری گسترده را فراهم آورند و مخالفان دولت را به زندان بیاندازند</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" dir="ltr">.</span></span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 20pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ی</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ک تجمع دانشجویى در دانشگاه آزاد مشهد از سوى نیروهای انصار حزب الله به خشونت کشیده شد و در جریان درگیری‌ها دست کم ۱۰ دانشجو مجروح و ۴۰ نفر نیز بازداشت شدند. سایت‌هاى نزدیک به محافل دانشجویى خبر داده‌اند که دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد قصد داشتند، مراسم عزادارى سوم شهداى عاشورا را برگزار کنند که از سوى نیروهاى موسوم به انصار حزب الله و بسیج مورد حمله قرار گرفتند. خبرنامه امیر کبیر گزارش داده در حوالى ساعت یک بعد از ظهر چندین اتوبوس حامل نیروهاى انصار و بسیج وارد محوطه دانشگاه شده و بیش از ۵۰۰ تن را پیاده کردند. این افراد مسلح به چاقو و قمه به سمت دانشجویان حمله کردند. سایت جنبش راه سبز میگوید ۱۰دانشجوی دختر و پسر به شدت مجروح شده اند که حال دو نفر از آنها وخیم است</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" dir="ltr">.</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 20pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ب</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ه گزارش شبکه جنبش راه سبز (جرس)، فریادهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور فضای شهر تهران را دربرگرفت. به گزارش خبرنگار جرس، مردم تهران از آغاز نیمه شب فریاد مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را پرشور تر از شبهای گذشته تکرار کردند و علاوه بر انزجار خود از کشتار معترضان در روز عاشورای حسینی وحدت و همدلی خود را نشان دادند</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" dir="ltr">.</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 20pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ب</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ه گزارش کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق بشر، شیوا نظر آهارى، یکى از اعضاى آن، که از هنگام بازداشت‌اش در یک‌شنبه ۲۹ آذر به اعتصاب غذاى خشک دست زده بود، به علت ضعف بدنى بی‌هوش شده، و به دنبال آن، به به‌دارى زندان اوین انتقال یافته است. برپایه‌ی همین گزارش، مادر شیوا نظرآهارى درجریان ملاقات روز پنج‌شنبه خود با دخترش وضع جسمى او را نا مطلوب توصیف کرد. شیوا نظرآهارى، هنگامى که براى شرکت درمراسم به خاک‌سپارى آیت الله منتظرى عازم قم بود، بازداشت شد</span></span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 22pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">چ</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ند روز پس از حمله‌ی فراگیر نیروهاى هوادار دولت به دفاتر آیت‌الله یوسف صانعى در شهرهاى مختلف ایران، اکنون جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، در قالب یک پرسش و پاسخ اعلام کرده است که این روحانى منتقد دولت و حامى اصلاح‌طلبان فاقد «ملاک‌هاى لازم براى تصدى مرجعیت» است. جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه قم که در کنترل نیروهاى محافظه‌کار است، در پاسخ به سووال افرادى که خود را «جمعى از استادان و فضلاى حوزه‌هاى علمیه» معرفى کرده‌اند، آورده است که پس از تحقیقات یک سال گذشته و جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که آیت‌الله صانعى فاقد ملاک‌هاى مرجعیت است. </span></span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 20pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ح</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">دود ۹۰ تن از  اساتید دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران با انتشار نامه‌ای سرگشاده  به آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، از او خواستار صدور دستور برای خروج نیروهای غیردانشگاهی از تمامی دانشگاه‌ها شدند. امضاکنندگان این نامه هم‌چنین از آقای خامنه‌ای خواستند، مسببین خشونت‌های اخیر در دانشگاه‌ها مورد پیگرد قرار گیرند، دانشگاهیان بازداشت‌شده آزاد شوند و از گروه‌های دانشجویی دل‌جویی به عمل آید.</span></span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 20pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">ج</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">معی از نواندیشان دینی مقیم خارج از کشور با انتشار بیانیه‌ای روایت خود، از خواسته‌های جنبش سبز را تشریح کردند. عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، اکبر گنجی وعطاء الله مهاجرانی، امضاء‌کنندگان این بیانیه هستند که در آن « استعفای محمود احمدی نژاد، برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف و لغو نظارت استصوابی» به عنوان نخستین خواست جنبش سبز مطرح شده است. آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی، آزادی کلیه‌ی رسانه‌ها، استقلال دانشگاه‌ها، استقلال قوّه‌ی قضائیه، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان، از جمله دیگر خواسته‌های مطرح شده در این بیانیه است. امضاء‌کنندگان این بیانیه در پایان آورده‌اند که «نپذیرفتن این خواست‌ها و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسوولیت‌اش با «صاحب ولایت مطلقه» است».</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 22pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">خ</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA">برنامه‌ی « امیر کبیر» از بازداشت سه تن دیگر از فعالین دانشجویی خبر داد. به نوشته‌ی این سایت، مرتضی  سیمیاری، دبیر اجتماعی دفتر تحکیم وحدت، یک‌شنبه شب در منزل پدری‌اش در تهران بازداشت شد، اما در حکمی که از سوی ماموران ارائه شد، اشاره‌ای به عنوان اتهامی او و مرجع صادرکننده نشده بود. پیش از این، چند تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، از جمله بهاره هدایت، مهدی عربشاهی و میلاد اسدی، هم‌راه با ده‌ها تن دیگر از اعضای این تشکل دانشجویی توسط ماموران امنیتی بازداشت شده اند. در همین حال، علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی، از فعالین دانشجویی دانشگاه زنجان نیز بازداشت شده اند. خبرنامه امیر کبیر نوشته است که از نهاد بازداشت‌کننده این دانشجویان و محل نگه‌داری آنان اطلاعی در دست نیست</span></span><span class="apple-style-span"><span style="font-size: 12pt; color: black; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" dir="ltr">.</span></span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 22pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">ت</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">نی از اعضای «کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق‌ بشر» به‌عنوان یک نهاد مدافع حقوق بشر و خاصه فعال در حوزه گزارشگری بازداشت و بقیه اعضای آن زیر فشار سنگین نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند. سعید کلانکی و سعید جلالی‌فر دو تن از اعضای این کمیته در تاریخ ۱۲ آذر ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده‌اند. کوهیار گودرزی، شیوا نظر آهاری و سعید حائری در تاریخ ۲۹ آذر ماه هنگامی که هم‌راه خانواده‌های زندانیان سیاسی برای شرکت در مراسم خاک‌سپاری مرحوم آیت الله منتظری عازم قم بودند، در میدان انقلاب بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. در این میان شیوا نظرآهاری به علت اقدام به اعتصاب غذای خشک از وضعیت نامناسبی برخوردار است، به طوری‌که گزارش شده است به خاطر وخامت حال و وضعیت بد جسمی او را به بهداری زندان منتقل کرده‌اند. در طول روزهای گذشته نیز ماموران امنیتی با برقراری تماس با دیگر اعضای کمیته آنان را احضار و خواستار توقف کامل فعالیت‌های‌ آنان و حذف‌کردن تارنمای این تشکل شده‌اند. بدین منظور سعید حبیبی، پریسا کاکایی و مهرداد رحیمی روز گذشته به دفتر پی‌گیری وزارات اطلاعات احضار شده‌اند که از این افراد پس از مراجعه‌ی پریسا کاکایی و مهرداد رحیمی بازداشت شده‌اند. مجموعه‌ی فعالان حقوق‌بشر در ایران با عنایت به این‌که خود به صورت بی‌سابقه‌ای تحت فشار دستگاه امنیتی به سر می‌برد، بازداشت و فشار بر اعضای کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق‌بشر را نیز گامی دیگر در جهت سرکوب بیش‌تر فعالین حقوق‌ بشر و بازداشتن آنان از دیده‌بانی جامعه‌ی مدنی ارزیابی می کند.<strong> حسام میثاقی و سعید حبیبی، آخرین اعضای کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق بشر، که هنوز دستگیر نشده‌اند، برای بازتاب روی‌دادهای سیاسی و به‌روزساختن سایت گزارش‌گران حقوق بشر از معرفی خود به دفتر پی‌گیری وزرات اطلاعات امتناع کرده و به مخفی‌گاه پناه برده‌اند.</strong></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 22pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">د</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">انشجویان دانشگاه‌های پلی تکنیک و علم و صنعت با انتشار بیانیه‌های جداگانه‌ای اعلام کرده‌اند که در اعتراض به کشتار مردم و حمله‌ی اوباش به دانشگاه‌ها، کلاس‌های درس و امتحانات پایان ترم را تحریم خواهند کرد.</p>
<p></span><span style="font-size: 20pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">ع</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">لی صارمی زندانی سیاسی که اخیرا به مرگ محکوم شده است، پیامی خطاب به مردم ایران فرستاد. علی صارمی ۶۲ ساله پس از ۲٨ ماه بازداشت و بلاتکلیفی به‌دلیل شرکت در مراسم نوزدهمین سال‌گرد قتل عام زندانیان سیاسی سال ۱٣۶۷ حکم اعدام خود را دریافت کرده است. بازجویان وزارت اطلاعات علی‌رغم این‌که به‌دلیل شرکت در مراسم قتل عام زندانیان سیاسی او را دستگیر کرده بودند علت دستگیری را از پرونده حذف کردند و اتهامات دیگری در پرونده او وارد کردند مانند؛ هواداری از سازمان مجاهدین، دیدار با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق، تبلیغ علیه نظام و اتهامات دیگر. زندانی سیاسی علی صارمی در طی حاکمیت ٣۰ ساله‌ی این رژیم ۴ بار بازداشت شد و به مدت ۲۰ سال از عمر خود را در شکنجه‌گاه‌ها و زندان‌های این رژیم به سر برده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 22pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">م</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">وسوی در شرایطی پنج پیش‌نهاد برای حل بحران ارائه می‌دهد که تنها فرد در موقعیتی است که می‌تواند فرمان حمله‌ی مستقیم به رژیم را صادر کند، تنها فردی که فرمان‌ حمله‌اش شنیده و اجرا می‌شود.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" dir="ltr"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12pt; color: #e36c0a; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA; mso-themecolor: accent6; mso-themeshade: 191;" lang="FA">پنج پیشنهاد موسوی برای حل بحران</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; color: #e36c0a; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA; mso-themecolor: accent6; mso-themeshade: 191;" dir="ltr"></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA"> </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-CA; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA">۱- اعلام مسوولیت‌پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه‌ی قضائیه به نوعی که از دولت حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف‌های‌اش نشود و دولت مستقیمن پاسخ‌گوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی‌کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه‌ی قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.</p>
<p>۲- تدوین قانون شفاف و اعتمادبرانگیز برای انتخابات به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. این قانون باید شرکت همه‌ی ملت را علی‌رغم تفاوت در آراء و اندیشه‌ها تضمین کند و جلوی دخالت‌های سلیقه‌ای و جناحی دست‌اندرکاران نظام را در همه‌ی سطوح منتفی سازد. مجالس اولیه‌ی انقلاب می‌تواند به‌عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.</p>
<p>۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آن‌ها. بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت. و نیز آگاهیم که جریان‌های سیاسی منحطی با این راه‌حل مخالف هستند.</p>
<p>۴- آزادی مطبوعات و رسانه‌ها و اجازه‌ی نشر مجدد روزنامه‌های توقیف‌شده جزء ضروریات روند بهبود است. ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش کانال‌های ماهواره‌ای و اهمیت‌یافتن آن‌ها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که به‌خوبی ناکافی‌بودن روش‌های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می‌رساند. پارازیت‌ها و محدودیت‌های اینترنتی می‌تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد. تنها راه چاره‌ داشتن رسانه‌هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است. آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه، نگاه‌ها را از آن‌سوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم؟</p>
<p>۵- به‌رسمیت‌شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل‌ها و پای‌بندی به اصل ۲۷ قانون اساسی. اقدام در این زمینه که می‌تواند با درایت و هم‌کاری همه‌ی علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می‌تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جای‌گزین درگیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.irqo.org/?feed=rss2&amp;p=1179</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>۱۲  مرد به جرم لواط محکوم به اعدام شده‌اند</title>
		<link>http://blog.irqo.org/?p=1177</link>
		<comments>http://blog.irqo.org/?p=1177#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2010 15:46:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چراغ 60]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.irqo.org/?p=1177</guid>
		<description><![CDATA[داگ آیریلند
http://direland.typepad.com
منبع: زمانه/دگرباش
 
۱۰ مرد جوان ایرانی از جمله هشت نوجوان در حال حاضر در انتظار اعدام به جرم لواط هستند. هم‌چنین دو نفر دیگر نیز در انتظار محاکمه‌ی مجدد به اتهامی که مجازات اعدام به هم‌راه دارد هستند.
 
از سوی دیگر یک دانشجوی ایرانی فعال حقوق هم‌جنس‌گرایان در مصاحبه‌ای اختصاصی با گی- سیتی، برای اولین‌بار وجود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal; text-align: justify; mso-outline-level: 5;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; color: #00b0f0; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lang="FA">داگ آیریلند</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: normal; text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://direland.typepad.com/" target="_blank"><span style="font-size: 12pt; color: blue; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" dir="ltr">http://direland.typepad.com</span></a><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi; mso-bidi-theme-font: major-bidi; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-CA;" lan