سرمقاله- ساقی قهرمان

شهریور ۶م, ۱۳۸۸

تن، امسال، جای روح را در همه گوشه های زندگی خانه و خیابان پر کرد. حرف اول را زد، و صریح گفت. حرف آخر را هم زد، صریح. در اولین روز اعتراض به توهین رییس جمهور سابق، و تقلب در انتخابات، مردم تن خودشان را مثل پرچم گرفتند دستشان و به خیابان بردند در ملاء عام گذاشتند.
آن روز، و روزهای بعد از آن، هر چه بود اندازه ی تحمل تن بود و بده بستانهای تن با واقعیت موجود. به هزارتوهای مغلطه کن و فراموش کن و پنهان کن و به روی خودت نیاور و قورت ده و تقیه کن که مال روح است ربط نداشت. گلوله که شلیک شد و باتوم که زدند از تن خون جاری شد، چشم ترکید، سر و دست و ستون مهره ها و گردن و زانو شکست و مرگ نیز همانجا در ملاء عام اتفاق افتاد.
اما یک حرف دیگر را هم برای اولین بار، تن میزند. یعنی با رنج آشکار تنهایی که زخم شده اند، تجاوز جنسی را اعلام میکند. اگر به خاطر نشانه های تجاوز جنسی بر تن نبود، نه پزشک نه خانواده و نه آقای کروبی و نه رسانه های جهانی هیچکدام نمی فهمیدند که تجاوز جنسی اتفاق افتاده. تن و عکس العمل اش در برابر زخم، و عشق اش به بیدردبودن و زخم نبودن و زیبا بودن، حالا دارد پشت پرده ی حوادث زندان را به زبان میآورد.
تجاوز روحی نکرده اند، تجاوز جنسی کرده اند. نه این که نخواسته اند تجاوز روحی بکنند، خواسته اند. تجاوز روحی هم کرده اند. و نه این که آسیب تجاوز روحی در زندانی کمتر از تجاوز جسمی بوده، نه نبوده، اما آنچه به روح اجازه نمیدهد درد را فراموش کند، یا مانند غالب آسیب دیدگی های روانی، دچار شقاق بشود و بخش دردناک خاطره را به دست فراموشی بسپارد تا از راه فراموشی مصیبت، امکان یادآوری «سرشکستگی» و «بی عصمت شدگی» و در مورد مردان «ساقط شدن از مردانگی»، که تنها بنا به فرموده ی فرهنگ، «یک درد ویژه» و «غیرقابل قبول» است را نداشته باشد، زخم تن است. اگر تن زخم نمی بود، امکان فراموشی روح ممکن بود.
مردم ایران که تن خود را به خیابان بردند تا آنچه را که از هیچ راه دیگری ممکن نبود، با حضور تنشان ثابت کنند، یعنی مردمی که کشف کرده بودند تن ویژه گی هایی دارد که از آن میان ویژگی دیده شدن و شنیده شدن است، تن را به خیابان بردند تا دیده شود. تا اگر رای در صندوق دیده نمیشود، صاحب رای در خیابان دیده شود، اگر کتک خوردن شهروند در زندان دیده نمیشود، کتک خوردن شهروند در خیابان دیده بشود، اگر وجود زور و سرکوب در پشت دیوارهای زندان دیده نمیشود، در همین ملاء عام معروف، دیده شود و پای سند محکومیت سرکوب، با تن خودش، انگشت بزند. حالا این مردم در مقابل خبر تجاوز جنسی به زندانیها، نباید فراموش کنند که این همان تن، همان تن دیده شدنی و شنیده شدنی و زخم شدنی و خونی شدنی است که مورد تجاوز قرار گرفته است. شرافت؟ شرافت به اندازه ی عصب های پاره شده ی مقعد، در طول بیست و چهار ساعت خورد و خواب، درد نمیگیرد. تن لکه دار نمیشود، زخم میشود و در اثر زخم، درد میکشد و گاهی در اثر زخم میمیرد.
همین مردم، و همه ی مردم باید همزمان که برای محاکمه ی جنایتکاران حاکم بر زندانهای ایران میدوند باید در اسرع وقت برای معالجه و مداوای جسمی قربانیان تجاوز جنسی هم بدوند، همزمان برای بیرون کشیدن مردمی که الان زندانی هستند هم بدوند.
معلوم نیست چه تعدادی از پزشکان ایرانی تعهد و مسوولیت انسانی ارایه ی سرویس خصوصی و ابزار لازم برای ارایه ی سرویس خصوصی دارند. اما اگر زخمی های تجاوز هر چه سریعتر معالجه نشوند یا از درد میمیرند یا از درد خودکشی میکنند.
آن چیزی که از تجاوز جنسی تا به حال گفته شده زخمهای روحی است. به ندرت کسی از پی آمدهای جسمی تجاوز حرف میزند. هنوز در کشور ما، تجاوز جنسی، نه تجاوز در زندانها، حتی تجاوزی که در خانه ها اتفاق میافتد به درستی نه مطرح شده است و نه فهمیده شده است. تجاوز، در فرهنگ ایرانی معمولن به عمل جنسی که مردی، با زنی که متعلق به خود او نیست، برقرار کند میگویند و در واقع تجاوزی که اینجا مطرح میشود، تجاوز یک مرد، به شرافت مردان خانواده ی زن است، نه تجاوز به تن زن و عجیب نیست اگر در برخورد با تجاوز جنسی در زندان هم به نامشروع بودن عمل بیشتر توجه میشود تا به آسیبهای فیزیکی که در اثر این شیوه ی شکنجه وارد میشود.
هنوز زنان زندانی ای که بهشان تجاوز شده نگفته اند پیآمدهای جسمی اش چیست، اما در روزنامه ها و وبلاگها نوشته اند که مردان زندانی که بهشان تجاوز شده، پارگی مقعد دارند و روده ی بزرگشان آسیب دیده.
تجاوز از راه واژن، دیواره های واژن را خراش میدهد، پارگی ایجاد میکند و دهانه ی رحم را زخم میکند. خراش خوردگی دیواره ی واژن و زخم دهانه ی رحم، درد و سوزش شدید و خونریزی ایجاد میکند. گذشته از این که بدون مراقبتهای لازم، در مجرای ادرار و در دهانه ی رحم عفونت ایجاد میشود، عفونت دهانه ی رحم بدون مراقبتهای لازم، یعنی چند عمل جراحی خفیف، به نازایی منتهی میشود؛ دردی که در اثر سوزش و خونریزی و عفونت ایجاد میشود دردی مدام است. در طول شبانه روز آرام نمیشود. نه تنها ادرارکردن با درد و انقباض شدید همراه است، هر تحرک معمول بدن هم ایجاد درد شدید میکند. اما این درد در برابر دردی که پارگی مقعد ایجاد میکند، هیچ نیست. دخول آلت مردانه (کیر) یا جسم سخت از بطری تا میله تا باتوم، به داخل مقعد، حتی اگر ناگهانی نباشد، باعث پارگی عصبهای دوره ی مقعد میشود. حلقه ی دوره ی مقعد از هزاران عصب ریز تشکیل شده که قابلیت اتساع دارند. در حالت اضطراب بدن، به سختی منتقبض میشوند. در حالت عادی، به محض تماس هر جسمی، جمع میشوند و امکان دخول نمیدهند. اگر بدن مضطرب باشد، اتساع، اتفاق نمیافتد. دخول آلت مردانه یا در اصطلاح زندان، جسم سخت، پیش از آن که حلقه ی مقعد برای انجام عمل جنسی با لوبریکت و تحریک طولانی دوره ی مقعد به اندازه ی کافی باز شده باشد، هم عصبهای ریز حلقه و هم خود حلقه ی مقعد را پاره میکند. با توجه به این که مقعد به اندازه ی واژن رطوبت طبیعی ایجاد نمیکند و اگر بکند این رطوبت در قسمت داخلی است و به دوره ی مقعد بدون دخالت دست، نمیرسد، هر گونه دخول، تنها با خراش و جر خوردن حلقه اتفاق میافتد. با این که در داخل مقعد به اندازه ی طول آلت مردانه (کیر) جای دخول هست، اما اگر حرکت پی در پی و ضربتی باشد در روده ی بزرگ نیز پارگی ایجاد میشود. بدون مراقبتهای لازم، یعنی چند عمل جراحی سنگین، این پارگی، عمیق و عفونی میشود. در زنان، تجاوز جنسی از راه مقعد، در اکثر مواقع باعث پارگی پرده ی فاصل بین مقعد و واژن میشود.
بر اثر پارگی مقعد، قابلیت اتساع حلقه از بین میرود و فرد کنترل تخلیه ندارد. نیز هر بار تخلیه باعث کش آمدن پارگیهای مقعد میشود، و دردی که ایجاد میشود غیرقابل تحمل است. این درد نه تنها با هر بار تخلیه ی روده، بلکه با هر بار نفس کشیدن معمولی، تولید میشود چون در هر تنفس، حلقه ی معقد منبسط و منقبض میشود. تجاوز جنسی، به خاطر صدمه ای که به دستگاه تناسلی، و سیستم تخلیه ی تن وارد میکند، تولید درد شدید میکند. آسیب دیدن قابلیت اتساع حلقه ی مقعد، کنترل تخلیه را از فرد میگیرد، زندگی روزمره را مختل میکند. حتی در مواردی که فرد به سرعت موفق میشود تحت عمل جراحی قرار بگیرد، نه یکبار بلکه چندین بار عمل لازم است تا آسیب ترمیم شود. یعنی اگر زندانی هایی که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته اند بلافاصله به امکانات درمانی دسترسی نداشته باشند، مقصر ماییم که بیش از آسیبهای جسمانی شدید به تجاوزشده، نگران آبرو و شرف به باد رفته هستیم و دنبال امکانات بیرون کشیدنشان از زندان، و درمان آنهایی که الان بیرون از زندان اند نمیرویم.
روح، اگر با هر بار دم و بازدم، درد شدید کشنده ی ناشی از زخمهای مجراهای تناسلی به یادش نیاورد که چه اتفاقی افتاده، و با هر بار تخلیه ی معده درد کشنده یادش نیاورد که چه اتفاقی افتاده، آسانتر دست به ترمیم خود میزند.
من در زندگی شخصی خودم، و در رابطه های شخصی، تجربه ی تجاوز جنسی داشته ام، تجاوز از راه واژن و تجاوز از راه مقعد، و به همین دلیل به ابعاد آسیبهای روحی و آسیبهای جسمی تجاوز جنسی زیاد، خیلی زیاد آشنایم. این را هم باید برای اطلاع کسانی که فرهنگی شبیه به آقای مهدی جامی دارند و معتقدند داستان ترانه موسوی و تجاوز به وی ساختگی است زیرا از نظر آقای جامی فقط دختربچه ها دچار پارگی رحم میشوند و یک زن جوان یا مسن به اندازه ی کافی گشاد هست که پاره نشود اضافه کنم. با آن که رجوع به مقاله ها و گزارشهای طبی برای اطلاع از این موضوعات ساده کافی است، اما، در پارگی رحم، روده ی بزرگ، واژن، و مقعد، جوانی و پیری، و گشادی و تنگی عامل پارگی نیستند، حرکات خشن و نسنجیده و نامناسب، و در مورد بازجوی متجاوز، لذت از ایجاد درد و هدف تولید درد و جراحت عامل اند.
نوشتن این متن، به این دلیل نیست که کسی این چیزها را نمیداند. برای دانستن آسیب ناشی از تجاوز جنسی، چه روحی و چه جسمی، نیاز به تجربه ی شخصی نیست. اما حالا که بعد از سالهای سال بحث تجاوز جنسی در زندان، از حلقه ی زندانیان سیاسی و گروههای سیاسی و فعالان حقوق بشر مرتبط با زندانها درآمده و به مسوولیت مردم بدل شده، بهتر است کلمه به کلمه بنویسیم تا این حرفها در بُعدی واقع بینانه به زبان بیاید و زندان را از کار بیاندازد و تن هر چه بیشتر دیده شود تا زخمها دیده شوند و ما یاد بگیریم به حقوق تن اهمیت بدهیم.
کروبی در نامه اش میگوید: عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده اند به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده اند و در کنج خانه های خود خزیده اند. بابک داد در مورد جوان هفده ساله ای که در زندان ۲۰ بار مورد تجاوز قرار گرفته می نویسد: پارگی شدید مقعد بعد از بارها تجاوز و خونریزی، مقعد و روده های او را دچار عفونت شدید کرده بود.
*
فراموش نکنیم که تا زمانی که جنگ ادامه دارد، این تنِ یک جامعه است که کشته و زخمی میشود. روح جامعه بعد از آن که شکست مسجل شد آسیب میبیند. ما هنوز شکست نخورده ایم. هر وقت شکست خوردیم آن وقت روحمان آسیب خواهد دید. الان، به دنبال مردم، نه به دنبال فرهنگ، باید حواسمان به تن باشد، و زخم های اش، و زیبایی های ویژگی های تن بودن اش

چراغ 56 | نظرات

۳ نظر برای “سرمقاله- ساقی قهرمان”

  1. 1davood
    شهریور ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۴ ب.ظ

    سلام خسته نباشید من یک مشکلی دارم کمکم کنید من یک همجنسگرای ایرانی که به پسراهای همسن یا پایینتر علاقه دارم ولی ازنظر بهداشت وعوارض ان میترسم باتوجه به پرداختن این نشریه محترم به این موضوع یعنی همجنسگرایی اصول همجنسگرایی بین دو.پسر چگونه باید باشد لطفا منرا راهنمایی کنید

    کسری بختیاری Reply:

    اول از همه اینکه از برقراری روابط متعدد دوری کنید و سعی کنید یک دوست فابریک یا یک سکس فرند داشته باشید وبه همون اکتفا کنید. دوم استفاده از کاندوم. سوم رسیدگی بهداشتی به بدن خود. چهارم، بهتر است با افراد تزریقی ارتباط برقرار نکنید. یا با افرادی که ارتباطات متعدد جنسی داشته اند.

  2. 2davood
    شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۳ ب.ظ

    خسته نباشیدمن قبلا پیام فرستادم واز راهنماییتان متشکرم من سوال دیگه دارم من پسری هستم که دوستدارم بادوست پسرم رابطه جنسی دوطرفه داشته باشم یعنی هم او من را بکنه وهم من او را بکنم البته بعد مراحل هم اغوشی وناز کردن ونازکشیدن میخواهم در اصطلاح فارسی ولاتین به کدام گرایش جنسی تعلق دارم

یک نظر بدهید

  1.  
  2.  
  3.  
  4. XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
شما می‌توانید نظرات این مطلب را با خوراک نظرات دنبال کنید..

دسته‌ها

تازه‌ترین‌ها

آرشیو دیگر شماره‌های چراغ

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 57

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 56

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 55

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 54

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 53

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 52

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 51

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 50

کتاب ضمیه‌ی شماره 50 - آمریکا

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 49

شناسنامه چراغ

صاحب امتیاز و مدیرمسئول: سازمان دگرباشان جنسی ایرانی . سردبیر: حمید پرنیان . طراح جلد: هومن کاظمیان . طراح داخلی: حمیدرضا فتاح