گزارش دگرباش
برای مبارزه با همجنسگراستیزی نیاز مبرمی است که حکومتها در قبال تخطی از حقوق بشر پاسخگو باشند
مدیر انجمن امنیت انسانی
علی عبدالسلام ترکی، رییس مجمع عمومی سازمان ملل، با اشاره به موجهای شدید همجنسگراستیزی در سیاستهای جهانی، میگوید این شبیه یک لطیفه است که بگوییم نمایندگان حکومتهای کثیف دیکتاتوری در این مجمع کرسی داشته باشند.
در هفتهی گذشته گزارشی مهیب از تجاوزِ گروهی به زنان مظنون به همجنسگرایی در آفریقای جنوبی، و همچنین تعقیب و کشتار نظاممندِ مظنونان همجنسگرایی در عراق، داده شده است. هفتهی پیش هم، راهپیماییِ حقوق همجنسگرایان در بلگراد کنسل شد چون پلیس صربستان مدعی است که نمیتوانند راهپیماییکنندهگان را از حملات معترضیت دستراستی حفاظت کنند.
موردِ آفریقای جنوبی، که در آن چند زن کشته شدند، خاطرنشان میسازد که حتی در کشورهایی که علیه تبعیض حفاظت قانونی میکنند (آفریقای جنوبی نخستین کشوری بود که حقوق جنسی را در قانون اساسی خویش وارد کرد) پیشفرضهای سنتی دربارهی جنس و جنسیت هنوز توجیههای وحشیانهای دارد.
توجیهات برای کشتار همجنسگرایان در عراق رنگ دینی به خود میگیرد، اما در این زمینه وحدی بین اسلام و کلیسای کاتولیک هست که از قانونیشدنِ همجنسگرایی هراساناند. جالب اینجاست که کشورهای اسلامی مانند ایران، سنتی دیرینه از ادبیات همجنسگرایی دارند، ولی حالا این میل جنسی را جرم میدانند، و در برخی موارد همجنسگرایان را اعدام میکنند.
جهان هرگز بر اساس نگرشی که به همجنسگرایی دارد به دو بخش تقسیم نشده است. ممنوعیتهای قانونی در زمینهی همجنسگرایی در کشورهای غربی برچیده شده است، و ازدواج همجنسگرایان دارد قانونی میشود. سیاستمداران همجنسگرای آشکار روزافزون به دید میآیند، و مجموعههای تلوزیونی شخصیتهای همجنسگرا را نشان میدهند.
برای بسیاری از رهبران سیاسی و دینی که آزادی همجنسگرایی را آزادیای غیرضروری و عیاشی غربی بدانند، همجنسگرایی تبدیل به سنگ محک مهمی شده است. ما نباید شگفتزده شویم وقتی میبینیم حکومتهایی مثل حکومت روبرت موگابه (زیمباوه)، احمدینژاد (ایران)، و معمر قزافی (لیبی) همجنسگرایی را مذمت میکنند، آن را نماد غربزدگی میخوانند، بیآنکه فروشگاههای بزرگ و دیویدیهایی که در آن کشورها رواج یافته است را نماد غربزدگی بدانند.
چندین سال پیش، برزیل، که ترکیبی از پیشرفتهای سیاسی و خشونت همجنسگراستیزانه دارد، امورجنسی را در چشمانداز بینالمللی حقوق بشر وارد کرد. این اقدام تصریح میکند که حقوق بینالمللی بشر باید شامل حفاظت از گرایش جنسی و هویتِ جنستیای باشد که ۶۶ رای در سازمان ملل اخذ کرده است، و مورد حمایت همهی کشورهای غربی و سه کشور آسیایی (ژاپن، نپال، تیمور شرقی) است.
حالا میدانِ حمایت در این زمینه بسیار وسیعتر از آنچیزی است که خیال میشود. در تازهترین کنفرانس منطقهای ایدز در بالی، رییسجمهور اندونزی، سوسیلو بامبانگ یودهویونو، از حمایت دولت از «شبکههای همجنسگرایان و ترنسجندرها و مردانی که با مردان سکس میکنند» سخن گفت.
دادگاه عالی هند قوانین استعماریای را ملغی کرد که همجنسگرایی را جرم میداند، و راه پاپو نیو گونیا (کشوری جزیرهای در جنوب غربی اقیانوسِ آرام) را در پیش گرفته است. بسیاری از کشورهای آسیای جنوب شرقی، در عمل، از گروههایی که درون اجتماعات همجنسگرا کار میکنند تا مانع از رواج ایدز (بزرگترین مسالهی همجنسگرایان این منطقه) شوند حمایت میکنند.
حقوق همجنسگرایان، از دید بسیاری از مردم، مسالهی کوچکی است، پرتشدن از مسایل مهمی همچون گرمای زمین و فقر جهانی است. اما حقوق تقسیمشدنی و جداشدنی نیستند، و سرسپردگی ما به آنها مهمترین اقدامی است که در مورد بهحاشیهرفتگان و ستمدیدگان میشود کرد.
مجمع عمومی سازمان ملل اقدام برزیل در جهت محکومکردن کشتارهایی که بر اساس گرایش جنسی است را کافی نمیداند و خواستار اقدامات بیشتری است. حکومتها باید در اینکه نتوانستند از حقوق اساسی بشر حمایت کنند و هنوز هم انسانهایی هستند که بهخاطر هویت جنسیشان کشتار و شکنجه میشوند پاسخگو باشند.


