بیخانمانی همجنسگرایان مسلمان پس از سرپیچی از ازدواج
پونام تانجا (بیبیسی)
ترجمهی چراغ
سونی، دانشجوی ۲۰ سالهی پاکستانی در لندن، سال ۲۰۰۸ برای دیدار با خانواده و بستگان به زادگاهاش رفت. در طول مدتی که سونی در پاکستان بود خانوادهاش متوجهی همجنسگرایی وی شدند و برای درمان «مریضی» سونی وی را وادار کردند که ازدواج کند.
سونی میگوید: «آنها به من گفتند که قصد دارند مرا وادار به ازدواج کنند و دنبال دختری بودند تا مرا ظرف دو تا سه ماه دیگر به ازدواج وی درآورند. من در این مدت قادر نبودم که به لندن بازگردم.» وقتی سونی از این کار سر باز زد، خانوادهاش وی را در خانهی پدربزرگاش در یکی از روستاهای پاکستان زندانی کردند و چون باعث «شرم» این خانوادهی مسلمان شده بود وی را بارها کتک زدند و آزار دادند.
سونی میگوید: «سه ماه آنجا بودم و پدربزرگام همیشه مرا کتک میزد. پدربزرگام میگفت تو نام خانوادهی ما را سیاه کردی و همیشه میگفت همجنسگرایی گناه است. من میدانم که تمام کارهای پدربزرگام برای اعادهی شرافتاش بود.»
سونی از خانه فرار کند و در حالی که بیپول و بیسرپناه بود به انگلستان بازگشت. بستگان و دوستاناش از ترس اینکه مبادا خانوادهی سونی بعدها از آنها انتقامی خشن بگیرد به وی هیچ کمکی نکردند. وقتی به انگلستان رسید یک شب را در بازداشتگاه پلیس خوابید تا بعد خانهی ایمنی برایاش دست و پا کردند.
آن سوترست، یکی از کارگران سازمانی که به سونی پناه داده است، میگوید در طول ششماه گذشته شمار مسلمانانی که اینجا میآیند و درخواست کمک میکنند افزایش یافته است. وی میگوید: «آنها با تهدیدهای خشن فیزیکیای مواجه میشوند که واقعن خشن است و آزادیشان را محدود میکند. ما آدمهایی را دیدهایم که با چاقو از خانه بیرون آمدهاند تا به کسی که مظنون به همجنسگرایی است حمله کنند و بهاش آسیب برسانند. همجنسگرایانی که فرار میکنند بیخانمان میشوند و برای همین پیش ما میآیند. ما سعی داریم که خیلی فوری به آنها پناه دهیم. اما بزرگترین آسیبی که آنها میبینند از-دست-دادن خانوادهشان است. حتی نمیتوانم تصور کنم که یک نوجوان ۲۰ ساله بهیکباره خانوادهاش را از دست بدهد.»
فاضل محمود، گروه همیاریای به نام «همت» راه انداخته است. وی میگوید: «۱۵۰ نفر عضو این گروه هستند که ۸۰درصدشان وادار به ازدواج شدهاند یا دارند وادار به ازدواج میشوند.» فاضل محمود میگوید همجنسگرایی حتی میان اجتماعات مسلمان شهرهای مثل لندن و منچستر نیز یک تابوست. وی میگوید: «به مسلمانبودنام افتخار میکنم. به اینکه پاکستانی هستم و همچنین به همجنسگرابودنام افتخار میکنم. متاسفانه خیلی از پدر و مادرها متوجهی این قضیه نیستند. آنها فقط میگویند “اگر پسرم یا دخترم همجنسگرا باشند همسایهها و افراد دیگر اجتماعمان چه فکر میکنند؟”»

- فاضل محمود
محمود مسلمانان همجنسگرا را نصیحت میکند که برای خانوادهیشان دست به آشکارسازی نزنند. وی میگوید: «وقتی شما به خانوادهی مسلمانتان بگویید که همجنسگرا هستید باید منتظر باشید که از خانه بیرونتان کنند.»
علی، جوان همجنسگرای ۲۱ ساله، در شرق لندن با خانواده ی بنگلادشیاش زندگی میکند. وی تصمیم گرفته است که راز همجنسگراییاش را از خانواده پنهان نگه دارد. و میگوید: «وقتی آنها متوجه شوند، صد در صد با آن مخالفت میکنند؛ رابطهی من با آنها مانند قبل نخواهد بود و احترامی که قبلن به من میگذاشتند دیگر نمیگذارند و رابطهام با آنها قطع خواهد شد.» علی، با اینکه همهی اقدامات را انجام میدهد تا خانواده متوجهی همجنسگراییاش نشوند، باز هم نگران از-دست-دادن خانه و خانوادهاش است. وی میگوید: «من زیاد شنیدهام که میگویند همجنسگرایان را برای رضای خداوند باید کشت.»
واحد ویژهای از پلیس مسوولیت برخورد با ازدواجهای اجباری را بر عهده گرفته است. هر سال چیزی حدود ۱۶۰۰ مورد از ازدواجهای اجباری گزارش میشود. سه-چهارم این گزارشها مربوط به افرادی است که تبار آسیای جنوبی دارند.
اولاف هنریکسون، رییس این بخش پلیس، میگوید مخصوصن نوجوانان همجنسگرا خیلی آسیبپذیر هستند. وی میگوید: «چند هفته پیش فردی با ما تماس گرفت و گفت که در پاکستان زندانی شده و مجبور به ازدواج اجباری گشته است. وی به انگلستان بازگشته و هم زناش و هم خانوادهاش وی را بهخاطر همجنسگرابودناش مذمت میکنند. وی مورد آزار جسمی قرار گرفته است و وقتی با ما تماس گرفته بود شدیدن ترسیده بود که از خانه بیاندازندش بیرون و ما مجبور بودیم که از وی حمایت و حفاظت کنیم. ازدواج اجباری ذاتن عملی پنهانی است و اغلب گزارش نمیشود. افرادی که درگیر ازدواج اجباری میشوند وقتی به ما زنگ میزنند و وقتی میخواهند شکایت رسمی کنند معمولن تمایلی ندارند که به همجنسگرابودنشان اشارهای کنند.»
واحد ویژهی پلیس در نظر دارد که با انجمنهای مسلمانان همجنسگرا در ارتباط باشد تا برای دگرباشانی که در معرض ازدواج اجباری هستند برنامههای آموزشی فرآهم آورد.


