سردبیر

آبان ۶م, ۱۳۸۷

وقتی آشکارگری می کنیم چه چیزی را آشکار می کنیم؟ آیا معنای همجنسگرایی برای ما روشن است؟ معنای آشکارگری برای ما روشن است؟ درک ما از همجنسگرایی ما چیست؟ درک ما از دگرباشی جنسی چیست؟ درک ما از عمل آشکارگری چیست؟ درک ما از روند آشکارگری چیست؟ وقتی دست به آشکارگری می زنیم کدام بخش از هویت خود را آشکار می کنیم؟ کدام ویژگی های خود را عرضه می کنیم؟ برای کی یا برای چه کسانی؟ یا چرا؟ ضرورت آشکارگری در چیست؟ به کدام یک از مشکلات ما، یا مشکلاتی که آشناهای ما در رابطه با ما دارند، جواب خواهد داد؟ اصولا درک ما از خودمان تا چه اندازه است؟ تا چه اندازه می توانیم یا مایلیم یا مسئولیت داریم یا نیاز داریم خود را بیان کنیم؟ در زمانی که دست به آشکارگری می زنیم، همجنسگرایی ما، تا چه اندازه برای ما قابل درک است؟ آیا ما می دانیم چرا همجنسگرا هستیم؟ می دانیم چرا نمی توانیم همجنسگرا نباشیم؟ آیا کسی از میان کسانی که برای ما عزیزند می تواند ما را قانع کند که به خاطر او، یا به خاطر خدا، همجنسگرا نباشیم؟ آیا اگر قانع شدیم که همجنسگرا نباشیم، قادریم همجنسگرا نباشیم؟ در موقعی که دست به آشکارگری می زنیم چگونه به او می گوییم که همجنسگرا هستیم؟ یعنی، ما چگونه خود را تعریف می کنیم؟ همجنسگرا کسی است که جهان را با چشم های همجنسگرا تماشا می کند و قوانین جهان را با منطق همجنسگرا اجرا می کند و نان را با دهان همجنسگرا می جود و معشوق خاطر خود را با دست های همجنسگرا در آغوش می فشارد و فرزند خود را با پدرانگی و مادرانگی همجنسگرا شیر می دهد…. همجنسگرا یعنی چی؟

ضرورت آشکارگری وقتی روشن می شود که مجسم کنیم هیچگاه برای خودمان و در خلوت خودمان با هویت همجنسگرای خودمان صادق نبوده ایم و حتی در گوش خودمان هم نگفته ایم: همجنسگرام من، و مجسم کنیم تا یک سال دیگر هم به خودمان نخواهیم گفت.

ما از خودمان به خودمان چه خواهیم گفت؟

روز آشکارگری در جهان غرب در دنیای امروز روزی است برای تحسین و ارزشگذاری ضروت آشکارگری هویت دگرباشی در زندگی یک دگرباش. اهمیت آشکارگری برای یک دگرباش هم اندازه ی تولد است، یک دگرباش تا زمانی که با موفقیت روند آشکارگری را تا آخر نرسانده است هنوز کاملا به دنیا نیامده است. اما آنچه در جهان غرب به عنوان روند آشکارگری معمول و شناخته شده است، در ایران کاربرد ندارد. تجربه ی غرب نشان می دهد که پیش از آن که شخص همجنسگرا، همجنسگرا بودن خود را به زبان بیاورد لازم است که همجنسگرایی برای محیط پیرامون اون معنا شده باشد. محیط پیرامون او باید درکی از همجنسگرایی داشته باشد تا همجنسگرا بتواند دست به آشکارگری، یا دست به معرفی خود بزند و شنونده های او بدانند که او از چه حرف می زند نه این که بر اساس باورهای بی اساس تعریفی از او در ذهن بپرورانند که تصویر یک همجنسگرا نیست، و آشکارگری، حتی پس از آشکارگری، هویت همجنسگرایانه را آشکار نکرده باشد. این اتفاق در ایران..

دارد می افتد.

یعنی چند سالی است که روند آشکارگری همجنسگرایی در ایران آغاز شده است. اما هنوز خیلی کار هست که همجنسگراها باید انجام بدهند و خیلی اطلاعات هست که باید عرضه کنند و خیلی سئوال ها هست که باید جواب بدهند تا راه برای آشکارگری فردی هموار بشود.

می شود گفت ما در ایران و در جامعه ی ایرانی هرجای دنیا، داریم مرحله ی آشکارگری را می گذرانیم، به شکل یک مجموعه، با یک سر و یک تن، ترکیبی از یک وجود واحد، داریم همجنسگرایی را تعریف می کنیم. و در همین مرحله، که داریم همجنسگرایی را تعریف می کنیم، هنوز معلوم نیست که همجنسگرایی را برای خومان تعریف می کنیم یا برای دیگرانی که محیط پیرامون ما را گرفته اند.

این مجموعه، این وجود واحد، در روند رشد خود، وقتی دگرباشی را برای خود تعریف کرد و شاخه های متعدد دگرباشی را تعریف کرد و همپیوندی خود با شاخه های دگرباشی را همراه با درک عمیق از بی شباهتی شاخه های متعدد دگرباشی با یکدیگر همراه کرد، چهره ی روشنی از خود به دست داده است که نام خود را هر چه باشد با خیال راحت به گوش خود می شنود و به زبان می آورد. شاید بشود گفت که در حالای امروز ایران در جامعه ی ایرانی ما بیشتر برای خودمان خودمان را آشکار می کنیم و ذهن آشفته ی خودمان را از ابهام بیرون می کشیم و با اعتماد به هویت دگرباشی خودمان، سردردهای دلنگرانی خودمان از بودن خودمان را آرام می کنیم.

مشکل بزرگ جامعه ی دگرباشی امروز ایرانی، و ضرورت عاجل دگرباشان، آشکارگری در حیطه ی عمومی نیست. آشکارگری در حیطه ی عمومی روندی است که به دلایلی در حال طی شدن است.

مشکل بزرگ جامعه ی دگرباشی امروز ایرانی را شاید بشود این طور هم بیان کرد: ابهامی که در ذهن یک دگرباش میان تشخیص هویت خود میان همجنسگرا یا دوجنسگونه وجود دارد، میان همجنسگرا بودن و دگرجنسگرا بودن وجود ندارد. یک دگرباش خیلی زود درک می کند که دگرباش است و دگرجنسگرا نیست. اما تعداد کسانی که دقیقا می دانند همجنسگرا هستند و یا دوجنسگونه هستند، و می دانند چه دلیلی برای این بودن و آن نبودن دارند، اندک است و هنوز شرایط فرهنگی و اجتماعی امکان این را به هیچکدام از شاخه های دگرباشی نداده که هویت خود را فارغ از فشارهای محیط و فشارهای تبلیغاتی تصریح هویت جنسی، تعیین کنند. به قول پسرای کوچه پشتی، هنوز خیلی سرها هستند که شبانه روز درد می کنند و خوب نمی شوند و تا وقتی که خودشان به خودشان نگفته اند همجنسگرام من، من دوجنسگرا هستم، من دوجنسگونه/زن/مرد ام، و من هستم، این سردردها خوب نمی شوند.

و شاید بشود این طور هم گفت: اگر معناهای دگرباشی را برای خودمان آشکار کنیم، و اگر معناهای دگرباشی را آشکارکنیم، پس از آن آشکارگری همجنسگرایی/دوجنسگونگی/دوجنسگرایی خودمان دشوار نخواهد بود، یعنی نصف راه، رفته شده است.

دسته‌بندی نشده | نظرات | دنبالک

یک نظر برای “سردبیر”

  1. 1ل
    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۶ ب.ظ

    اونوقت این جناب سردبیر اسم ندارن؟

یک نظر بدهید

  1.  
  2.  
  3.  
  4. XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
شما می‌توانید نظرات این مطلب را با خوراک نظرات دنبال کنید..

دسته‌ها

تازه‌ترین‌ها

آرشیو دیگر شماره‌های چراغ

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 57

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 56

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 55

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 54

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 53

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 52

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 51

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 50

کتاب ضمیه‌ی شماره 50 - آمریکا

نسخه‌ی PDF شماره‌ی 49

شناسنامه چراغ

صاحب امتیاز و مدیرمسئول: سازمان دگرباشان جنسی ایرانی . سردبیر: حمید پرنیان . طراح جلد: هومن کاظمیان . طراح داخلی: حمیدرضا فتاح