مرور کتاب - رامتین

زندگی برای زندگی:   جرالد و بقیه‌ی جانوران

خانواده‌ی من و بقیه‌ی حیوانات. جرالد دارل. ترجمه: گلی امامی. چاپ دوم: نشر چشمه، زمستان ۱۳۸۶/ ۲۰۰۰ نسخه. ۳۲۶ صفحه. ۴۰۰۰ تومان.
اولین سال‌های بعد از جنگ، پارکینگ یکی از خانه‌های شمال شهر تهران بدل شد به یک کتاب‌فروشی که یک زوج میان‌سال و خندان آن را اداره می‌کردند. این کتاب‌فروشی کوچک و صمیمی، در فضای بسته و بغض‌آلود آن‌ سال‌ها، خیلی زود به یکی از معدود پاتوق‌های فرهنگی موجود در کشور بدل شد، که خانوم و آقای امامی آن را اداره می‌کردند. کریم امامی، یکی از معروف‌ترین مترجم‌های ایران بود (حدود سه سال پیش درگذشت) و همسرش گلی، خود انتخابی خاص در کتاب داشت و چیزهایی که ترجمه می‌کرد بوی زندگی می‌داد. معروف‌ترین کتاب‌های گلی امامی بعد از انقلاب، یکی «دختری با گوشواره‌ی مروارید» بود که چاپ پنجم آن را دولت احمدی‌نژاد در اولین روزهای ورود ممنوع اعلام کرد و دیگری ترجمه‌ای جذاب از «حباب شیشه‌»، رمان اتوبیوگرافیک سیلویا پلات بود. در این میان در سال ۱۳۶۳ کتابی را منتشر ساخت که در زمستان سال ۱۳۸۶ یک بار دیگر تجدید چاپ آن توسط نشر چشمه به بازار آمد: کتابی صرفا نوشته شده برای زندگی و زندگی و باز هم زندگی.
جرالد دارال ظاهرا جانورشناسی انگلیسی‌ست و ظاهرا به نام خود شهرتی هم در قرن بیستم داشته است. چند سالی از کودکی خود را در جزیره‌ی کورفو در یونان سپری کرده است و در میان‌سالی به‌سرش می‌زند در مورد جانوران آن جزیره یک کتاب بنویسد،‌ اما همان‌طور که خودش در مقدمه‌ی کتاب عنوان می‌کند، مرتکب این اشتباه می‌شود که از همان شروع اثر، خانواده‌اش را هم وارد کتاب می‌کند. اعضای خانواده‌ی شلوغ پلوغ نویسنده هم جا خوش می‌کنند و تا آخرین فصل مرتب دارند بحث می‌کنند و هر کدام به سبک خود نظریه ارایه می‌دهند. کتاب یک طنز واقعی است. شما را به خنده وادار می‌کند و زندگی را طوری وارونه نشان‌تان می‌دهد که باور نمی‌کنید این شکلی هم می‌شود گذران روز کرد.
ابتدای کتاب در انگلستان هستیم، توفان‌های فصلی تمام خانواده را بیمار کرده، به جز پسر بزرگ، لری که نویسنده است. یک روز لری دیگر حال‌اش از همه چیز به هم می‌خورد و اعلام می‌کند که باید خانه را بفروشند و بروند تعطیلات تابستانی را در یونان بگذرانند. خانواده پدر خود را از دست داده و مادر صاحب سه پسر و یک دختر است. همه مخالفت می‌کنند. فصل بعد خانواده را در سفر یونان می‌بینیم. به جزیره‌ی کروفو می‌رویم و هم‌چنان که بحث‌های دل‌نشین این خانواده‌ی غریب را دنبال می‌کنیم، دارل سرفرصت ما را با انواع حشره‌ها، حیوانات شب و حیوانات روز و گیاهان و منطقه‌های طبیعی و خیلی چیزهای دیگر این جزیره‌ی جالب آشنا می‌کند.
«خانواده‌ی من و بقیه‌ حیوانات» به سبک زندگی‌نامه کار شده است، اما آن‌چنان جذاب از آب درآمده که اصلا احساس نمی‌کنید که دارید زندگی یک سری آدم را می‌خوانید، که در حقیقت همراه‌شان هستید و دارید با آن‌ها سفر می‌کنید، به این طرف و آن طرف می‌روید و جرالد ده یازده ساله را در شکار حشرات و جانوران دنبال می‌کنید. دنیایی که دارال تصویر می‌کند، ایده‌آل ممکن است، جایی که خانواده اجازه می‌دهد بچه‌های‌اش زندگی کنند، زنده باشند و نفس بکشند. خسته نباشید خانوم امامی.

******

آمریکا، آمریکای فراموش نشدنی

خداحافظ گاری کوپر. رومن گاری. ترجمه: سروش حبیبی. تهران: انتشارات نیلوفر. چاپ هفتم: ۱۳۸۶/ ۳۳۰۰ نسخه. ۲۸۸ صفحه. ۳۵۰۰ تومان.

«عاقبت من‌ام یه روزی وارد سیاست می‌شم. با چند تا از دوستام. اما نه سر ویتنام یا کره. این‌ها برای من زیادی گُنده‌ن. دستبرد به یک بانک راحت‌تره. کار را اول باید با این چیزها شروع کرد.» (ص ۱۳۱ رمان.)
سال‌ها از چاپ اول مشهورترین رمان گاری کوپر در ایران گذشته است. سال ۱۳۵۷ بود که این کتاب توانست اولین نسخه‌های خود را به خواننده‌های فارسی‌زبان برساند. رمان، تقریبا بدون هیچ‌گونه تغییری در طول این سال‌ها تجدید چاپ شد و هم‌چنان به عنوان یک رمان کلاسیک، خواننده‌های ثابث خود را دارد. لوکیشن مکانی اثر، ویلایی‌ست در نزدیکی ژنو. جایی که باگ، یک پسر بیمار (تنگی‌نفس دارد) و هم‌جنس‌گرا و البته بسیار ثروتمند، جایی در میان کوه‌ها در بالاترین ارتفاع ممکن، حتا دو هزار پا بالاتر از نزدیک‌ترین دهکده‌ی مسکونی، در میان برف‌ها زندگی می‌کند. خانه‌ی او نوعی پناه‌گاه برای جوانانی‌ست که در زندگی، حال‌شان دیگر دارد از همه چیز به‌هم می‌خورد. این خانه، مکانی‌ست برای این که هر کسی خودش باشد. رمان بی‌هیچ هدف مشخصی، در میان آدم‌های خانه پیش می‌رود. زندگی آن‌ها را مرور می‌کند و هم‌زمان ما را به دهه‌های شصت و هفتاد میلادی می‌کشاند، جنگ ویتنام در اوج خود است، مخالفت‌ها تازه دارد شروع می‌شود، و البته، همه‌ی کتاب تحقیر است، تحقیر دنیا به خاطر این که این شکلی‌ست. و جوامع، به خاطر مکانیسم کشنده‌ی خود. و آمریکا، البته آمریکا، بیشتر شخصیت‌های رمان (تقریبا تمام شخصیت‌های اصلی) آمریکایی هستند و همه به نوعی از آمریکا فرار کرده‌اند. لنی، فرار کرده چون پسر است و نمی‌خواسته به جنگ برود (بارها در رمان می‌گوید، وقتی اولین بار جمله‌ی ریگان را شنیده، “به ما نگویید آمریکا برای شما چی کار کرده، به ما بگویید شما برای آمریکا چه‌کار کرده‌اید”، پا گذاشته به فرار و هنوز هم دارد فرار می‌کند) و شخصیت دیگر اصلی رمان، جس، کسی که در طول رمان معشوق لنی می‌شود، دختر یک دیپلمات آمریکایی‌ست که در ژنو زندگی می‌کنند. پدر الکلی‌ست و زندگی آن‌ها تقریبا ویران شده است: تا جایی که توان تصور وجود دارد، مقروض هستند. پدر در بیمارستان بستری‌ست تا شاید بتواند الکل را ترک کند و دختر دنبال پول می‌گردد. رمان در بی‌هدفی جامعه‌ی غربی پیش می‌رود: هیچ چیزی نیست. حتا سکس هم خوب نیست. حتا عشق هم.
کتاب زبانی تند دارد. همه چیز را به باد تمسخر و نقد کشنده‌ی خود می‌گیرد. هیچ مفهومی در دنیا وجود ندارد که نابود نشده باشد: زندگی، آدم‌ها، مکان‌ها، مفهوم‌ها، هر چیزی. و رمان این را به وجودتان تزریق می‌کند. دنیایی که تصویر می‌شود، دنیای تنهایی و جوانی است. دنیایی که در آن هیچ چیزی آدم را راضی نمی‌کند. و اگر تمام بار کتاب کافی نیست، شما درگیر فعالیت‌های جنایتکارانه می‌شوید، که در نتیجه‌ی این فعالیت‌ها، پدر جس کشته می‌شود، آن هم درست در لحظه‌ای که به نظر همه چیز درست و آرام به‌نظر می‌رسد. «خداحافظ گاری کوپر» مرثیه‌ای است بر دنیای مدرن، مرثیه‌ای که انسان را به اندوهی نزدیک می‌کند که خود زندگی‌ست. زندگی در دنیایی از مفهوم‌هایی نابود شده و در هم فرو ریخته.

Leave a Reply

Flickr Photos

Featured Video